تبليغاتX
همدلی
ای عاشقان در همدلی دستی برآرید بر زخم پنهان دلم مرهم گذارید

زوج‏های جوان شباهت زیادی به دانشجوهای سال اول دانشگاه دارند. آنها تازه مشغول یادگیری خم وچم زندگی مشترك‌اند. آگاهی از اشتباهات معمول در اوایل ازدواج می‏تواند كمك كند كه مانع بروز آنها شویم. در پیچ و خم دل‌دادگی و حرف‌های نگفته جوانی، واقعیت‌های یک عمر زندگی در کنار یکدیگر و تجربه حوادث تلخ و شیرین و مهارت‌های لازم برای شناخت و تجزیه و تحلیل مشکلات زندگی فراموش می‌شود. یادآوری چند نکته به همه ما کمک می‌کند تا مسافتی دورتر از شروع زندگی مشترک و رویاپردازی‌های عاشقانه را مشاهده کنیم...

فکر نکردن به فردای ازدواج

بعضی از همسران جوان آن چنان سرگرم جشن ازدواج می‌شوند كه نمی‌دانند درگیر چه مسایلی شده‌اند. شما متاهل شده‌اید. جشن ازدواج شاید سرگرم كننده باشد اما فقط یك روز است. اكنون شما ناچارید با یكدیگر زندگی كنید، با هم كنار بیایید و خانواده خودتان را تشكیل دهید. از برنامه‌های جشن و بازتاب آن، از تماشای فیلم عروسی تا تجدید خاطرات با دوستان لذت ببرید، اما تمام مدت، تصویر بزرگ‌تری را در ذهن داشته باشید.

تلاش برای عوض کردن خلقیات همسر

به احتمال قوی، شما به این دلیل با همسر خود ازدواج كرده‌اید كه عاشقش بوده‌اید. اگر این طور باشد، هیچ دلیلی وجود ندارد كه او را تغییر دهید. بدون شك، افراد بالغ به طرز چشم‌گیری تغییر نمی‌كنند. پس بهترین اطمینان شما این است كه همسر خود را قبول كرده و او را به خاطر منحصر به فرد بودنش و تفاوت‌هایی كه با دیگران دارد، دوست بدارید. تلاش برای عوض كردن همسرتان فقط احساسات او را جریحه‌دار كرده و زندگی مشترك شما را خراب می‌كند.

رابطه بد با خانواده همسر

اگر تا این لحظه به رابطه شما لطمه وارد شده، دست به هر كاری بزنید تا رابطه خود با خانواده همسرتان را بهبود ببخشید. اولین نفری باشید كه صلح را برقرار می‌كند، زیرا هنگام دعوای شما با خانواده همسرتان، تنها كسی كه آزرده خاطر می‌شود، همسرتان است كه احساس می‌كند بین شما گیر افتاده است.

مشاجره به‌جای گفتگو

پرخاشگری و فریاد زدن و جیغ كشیدن در حل مشكل یا اختلاف نظرها به شما و همسرتان كمكی نمی‌كند. گفتگوی آرام و منطقی شما را به پیش خواهد برد. اگر هنگام مجادله با همسرتان، نتوانید خودتان را كنترل كنید، زندگی تان را به مخاطره می‌اندازید. پس هر كاری را كه شامل این موارد است از استراحت در میانه بحث تا طلب كمك به وسیله روش‌های درمانی انجام دهید.

کوتاه بودن افق دید

هیچ‌كس دوست ندارد درباره مسایل سنگینی مثل كنترل مسایل مالی، راه‌های ممكن در صورت بچه‌دار نشدن، نحوه آمادگی برای اتفاقات پیش‌بینی نشده‌ای مثل مرگ، بحث كند. با این حال اكنون كه متاهل شده‌اید، چاره‌ای جز صحبت درباره این موضوعات ندارید. ازدواج شما به این مسایل وابسته است. عاقل باشید و در مورد تمامی این مسایل با همسر خود صحبت كنید. در صورت لزوم با دیگران مشاوره داشته باشید اما این مسایل را نادیده نگیرید. زندگی، تنها تفریح و مهمانی و خوشی نیست. درخود توانایی پذیرش مشكلات بزرگ‌تر را داشته باشید.

دعواهای بیهوده

هر انسان متاهلی با همسر خود بر سر مسایلی بحث می‌كند، از باز گذاشتن سر خمیردندان تا آویزان كردن لباس روی دستگیره در كه در نظر دیگران بی معنی است. بحث‌های خود را برای مسایل مهم‌تری نگه دارید. این دلخوری‌ها را به حال خود بگذارید. به راستی اگر تنها اشتباه همسر شما انداختن جوراب‌های كثیف روی زمین است، باید خودتان را خوش‌شانس بدانید.

حسادت

همسرتان شما را برای زندگی انتخاب كرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان می‌شود كه تصور می‌كند شما به او اعتماد ندارید. اگر او همیشه قابل اعتماد بوده است، نباید با حسادت خود حتی برای او ایجاد مزاحمت كنید. این برای رابطه سم است.

زندگی کردن مانند مجردها

اكنون زمان آن رسیده كه بزرگ شوید. گردش شبانه رفتن با دوستان، زمانی اشكال نداشت كه شما مجرد بودید و هیچ كس در منزل منتظر شما نبود. به عنوان یك فرد متاهل، انجام بعضی كارها شایسته نیست. شما می‌دانید درست و غلط چیست. پس كار درست را انجام دهید.

غرور در زندگی مشترك

زن یا شوهری كه بعد از هر مشاجره بر عذرخواهی اصرار دارد، همیشه برنده است و كسی كه مهر و محبت همسر خود را انكار می‌كند، هیچ كار مفیدی برای زندگی مشترك‌شان انجام نمی‏دهد. او اجازه می‌دهد غرور و روش‌های حل مشكلات و عشق و علاقه او به همسرش راه پیدا كند و رابطه آنها به نتیجه برسد. باید ملایم‌تر باشید و راهی پیدا كنید كه مسوولیت اعمال خود را به گردن بگیرید.

با هم نبودن

باید مانند یك گل از زندگی مشترك خود مراقبت كنید. گل، بدون آب، نور خورشید و مراقبت هرگز رشد نخواهد كرد. بنابراین، باید برنامه‌ریزی كنید تا مدت زمان بیشتری را در كنار همسر خود باشید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 17:24  توسط افشین  | 



دلت رو به کسی بسپار که لیاقت داشته باشه.

• نگاهت رو به کسی بدوز که قلبش برای تو بتپه.

• چشمات رو با نگاه کسی آشنا کن که زندگی رو درک کنه.

• سرت رو رو شونه های کسی بگذار که از صدای تپشای قلبت تو رو بشناسه.

• ارامش نگاهت رو به قلبی پیوند بزن که بی ریاترین باشه.

• لبخندت رو نثار کسی کن که دل به زمین نداده باشه.

• رویاهات رو با چهره کسی تصویر کن که زیبایی رو احساس کنه.

• چشم به راه کسی باش که تو رو انتظار کشیده باشه.

 عاشق باش! اما عاشق کسی که تک تک سلول هاش تقدس عشق رو درک کنند

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 1:0  توسط افشین 

 

 1- همسرت را عوض نکن، خودت را عوض کن.

 2- همیشه درون خود را بازبینی کن و در این بازنگری‌ها منصف باش.

 3- کنترل زندگى خود را به دست بگیر و هیچگاه نسخه‌های درمانى

دیگران را در زندگى پیاده نکن.

 4- هم به خوبی‌هایش فکر کن هم به بدی‌هایش و هنگام بحث هر دو

را مد نظر داشته باش.

 5- خود روانپزشک خویشتن باش، با جملات نیرو بخش و درمان گر بعد

از هر دلخوری به خود نیرویی تازه ببخش و بدان که این نیز بگذرد.

 6- کمتر صحبت کن و بیشتر عمل. هنگام ناراحتی زیاد سخن نگو،

عمل کن (عمل شما سکوت و آرامش در چهره ی شماست)

چرا که به هنگام ناراحتی تعادل روحی بر هم میخورد و مسائلی

گفته میشود که گاه مشکل را پیچیده تر  میکند.

 7- عیب‌های همسرت را دوست داشته باش.

 8- مردها همه یکسانند این یک روال جهانى است.

 9- مسائل کوچک را نادیده بگیر.

 10- مقایسه نکن. هیچگاه همسرت را با دیگری مقایسه نکن

چرا که مردها در عین یکسان بودن هرکدام دنیایی خاص دارند.

 11- سعی کن اختلاف سلیقه‌هایتان به نزاع نیانجامد. این را بدان

که تفاوت‌ها شکاف بوجود نمی آورد عدم تفاهم است که شکاف‌ها

را بیشتر میکند. تفاوت در اصل بسیار سازنده است اگر از آن برای

تعالى استفاده کنید.

 12- وقت آزاد خود را تنظیم کنید. این کار را برای همه اعضاء خانواده

انجام دهید و وقتى را هم به پدر بزرگها و مادربزرگها اختصاص دهید با

این کار برای خود و والدینتان ارزش قائل‌ می‌شوید.

 13- سعی نکن برای همه رفتارهای همسرت دلیل بیابی. چرا که

خواستگاه و پرورش گاه هر کدام از ما برایمان رفتار‌هایی را نهادینه

میکند.

با تلاش و صبر آن دسته از رفتار هاى نادرست را که نهادینه شده از

وجود هم محو کنید.

 14- عشق پایدار نیازمند احترام و بازگشت بعد از هر دلخوری است.

 15- قرار‌های دو نفره را فراموش نکنید. مانند اوائل ازدواج برای او

نامه‌های عاشقانه و کوتاه بنویسید و یا با او در یک جای خاطره انگیز

قرار بگذارید.

 16- با همسرت مثل یک دوست باش و مشکلات خود را همانند

یک دوست با او حل کن.

 17- با عشق همسرت را رام خود کن.

 18- جذابیت خود را همیشه حفظ کنید حتى اگر چندین سال از

ازدواجتان مى گذرد.

 19- بعضی مواقع با قواعد همسرت در زندگى بازی کن. این نوعی

احترام به افکار و منش اوست و این را بدان كه او قدر این کار را

خواهد دانست. 

+ نوشته شده در  جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 12:45  توسط افشین  | 

 

دكتر پام اسپور،‌ روانشناس سرشناس رسانه‌اي در كتاب جديد خود 10 راهكار مفيد براي اين هدف ارائه كرده كه خلاصه آن در نشريه «ديلي اكسپرس» به چاپ رسيده است. اين 10 راهكار به قرار است:

1- هميشه خودجوش و باانگيزه بمانيد: كارهايي انجام دهيد كه بدون برنامه‌ريزي قبلي به نظر برسند مثلا به اداره همسرتان برويد و او را براي صرف ناهار با همديگر دعوت كنيد، بدون انتظار براي او هديه كوچكي بخريد و يا بليط كنسرت يا تئاتر به او بدهيد.

2- عشق خود را نشان دهيد: هنگام صرف شام مي‌توانيد يك موسيقي ملايم بگذاريد. شمع روشن كنيد و به همسرتان بگوييد كه چقدر در طول روز به او فكر مي‌كنيد.

3- به چشم‌هاي او نگاه كنيد: وقتي با همسرتان صحبت مي‌كنيد به صورت او نگاه كنيد. برخورد نگاه‌ها باعث مي‌شود كه بيشتر ارتباط بين يكديگر را احساس كنيد.

4- حتي براي اعلام ناموافق بودن از موافقت شروع كنيد: از مجادله و بحث با همسرتان پرهيز كنيد. وقتي مي‌خواهيد عدم موافقت خود را اعلام كنيد ابتدا با مناسب‌ترين و آرام‌ترين راه ممكن با جمله «حق با توست» شروع كنيد.

5- تغيير را هميشه مدنظر داشته باشيد: با ظاهر جديد و متفاوت همسر خود را غافلگير كنيد. با يك راه ساده و سريع مثل رنگ كردن مو يا تغيير آرايش موها مي‌توانيد اين كار را انجام دهيد.

6- يك كار غيرمنتظره انجام دهيد: مثلا پس از دوش گرفتن براي او يك حوله گرم و مرتب آماده كنيد.

7- هميشه براي عشقتان جشن بگيريد: مي‌تواند يك كار نمادين انجام دهيد مثلا گياه خاصي را كه مي‌دانيد مورد علاقه همسرتان است خريداري كنيد و يا در باغچه بكاريد و به او بگوييد كه اين كار نمايان كننده عشق شماست.

8- مراقبت و محبت كنيد: با يك كار كوچك كه مستقيما به همسرتان نفع مي‌رساند مي‌توانيد به او ابراز محبت كنيد مثلا لباس‌هاي او را به خشك شويي ببريد. اين كار شايد زمان زيادي نبرد اما به او نشان مي‌دهيد كه چقدر به فكرش هستيد.

9- با رقيبتان صميمي باشيد: اگر كسي در زندگي همسرتان وجود دارد كه وي را رقيب خود مي‌دانيد مانند بهترين دوست يا مادر همسرتان، از بحث كردن درباره آنها پرهيز كنيد و در عوض با دعوت كردن آنها براي يك شام دوستانه همسر خود را غافلگير كنيد.

10- گذشته را دوباره زنده كنيد: ‌با نگاه كردن به فيلم‌هاي تعطيلات، تصاوير خانوادگي و عكسهاي جشن ازدواج مي‌توانيد به استحكام رابطه زناشويي خود با همسرتان كمك كنيد.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 22:38  توسط افشین  | 

 

 

نکات زیر را رعایت کنید تا همسرتان را به طور کامل در اختیار داشته باشید:

1.شما می توانید احساسات خود را بروز دهید تا اعتبار بیشتری کسب کنید. زمانی که فکر می کنید بهتراست به اونشان دهید که چقدر دوستش دارید از کلمات «عزیزم» یا اینکه «تو را یک دنیا دوست دارم استفاده کنید».

2.برای لذت بردن از زندگی فرصت های هیجان انگیز و کشف نشده ای را به ارمغان بیاورید. می توانید با دیدن شادی همسرتان از فعالیت هایی که در آنها برتری دارد، خوشحال شوید و از وجودش لذت بیشتری ببرید. موفقیت وی را برای دوستان و نزدیکان بیان کنید و نشان دهید که چقدر برایتان مهم می باشد. شوهر شما از اینکه مورد توجه قرار می گیرد احساس وجد خواهد کرد. شما با بیان کلماتی چون «آفرین»، «تو سبب افتخار من هستی»، «مرا سربلند کردی و دوست دارم به خیابان بروم و فریاد بزنم شوهرم موفق ترین انسان روی زمین است» مطمئن باشید به طور وصف ناپذیری در او احساس بزرگی و عزت نفس ایجاد می کنید و حاضر است زندگی اش را به پای شما بریزد و در صدد جبران آن برآید.

3.از خود گذشتگی و تعهد خود را نسبت به زندگی مشترک به او نشان دهید اما منت بر سرش نگذارید.

4.وقتی کنارش می نشینید، وقایع روز را برای او تعریف کنید و از دوستی با یکدیگر لذت ببرید.

5.زندگی در محیط خانواده ، همواره تجربیات دیدنی و شنیدنی زیادی به همراه دارد، بعضی از این تجربیات مایه دلخوشی و بعضی دیگر دردآور و ناراحت کننده و بعضی ممکن است احساس شرمندگی به همراه داشته باشد. هرگونه احساساتی که به وجود آید، اگر شما نتوانید آنها را بشناسید، این احساسات ریشه های رفاه خانوادگی را ازبین می برد. پس هرگاه از گفته و رفتاری رنجش داشتید، با زبانی محبت آمیز و بدون آنکه سبب عصبانیت همسرتان شوید، در موقعیت مناسب آن را بیان کنید، در واقع برای وی درد دل کنید.

6.حال به زمانی می رسیم که شوهرتان به هر دلیلی عصبی و بدخلق شده است. در ابتدا به دنبال یافتن دلیل عصبانیت او به طورغیر مستقیم باشید وسعی کنید او را تنها بگذارید و مسایل روز را در آن زمان برایش بیان نکنید. یک فنجان چای یا آب میوه می تواند او را آرام کند، همچنین لبخند ملایمی به لب داشته باشید و محیط خانه را برای وی آرام و بی سروصدا کنید. بعد از دقایقی تنهایی به کنارش بروید و کلمات محبت آمیز ابراز کنید و به طور مستقیم درباره دلیل عصبانیتش سوالی نکنید. مطمئن باشید وقتی شوهرتان آرامش خود را به دست بیاورد همه چیز را برایتان تعریف می کند. حتی اگر 24 ساعت هم طول بکشد.

7.اگر با همسرتان قهر کرده اید، وقتی او به سر کارش رفت، تلفن را بردارید و به او زنگ بزنید و بدون اینکه عذرخواهی کنید از او احوال پرسی کرده و مانند روزهای گذشته با وی صحبت کنید و در زمینه قهر و مشاجره میان خود و او سخنی به میان نیاورید. مانند همیشه لیست خرید خود را بگویید و در نهایت با جمله ای عاشقانه نشان دهید که دوستش دارید. اگر شما مقصر باشید یا او تقصیر کار باشد، فرقی نمی کند، بدانید که همه مشکلات و اختلافات حل خواهد شد. تصور نکنید که غرور خود را زیر پا گذاشته اید، بلکه بزرگواری کرده اید و مطمئن باشید او نیز قدر این کار را خواهد دانست و با رویی گشاده به خانه باز خواهد گشت.

منبع :خانواده سبز ، شماره 152

  

+ نوشته شده در  جمعه 8 آذر1387ساعت 23:26  توسط افشین  | 

 

 

 

شب شنبه مورخه 1/9/1387 قسمتی دیگر از سریال حضرت یوسف (ع) از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد که حاوی شبهه ای بود و سوالاتی را در اذهان بینندگان بوجود آورد.

گرچه در قسمتهای قبلی این سریال نیز بعضا شبهاتی وجود داشت و در مواردی اعتراض بعضی از مومنین و بینندگان را بر انگیخته بود.

در قسمت اخیر نکته ای راجع به خطا و اشتباه حضرت یوسف (ع) مبنی بر در خواست کمک از حاکم زمان برای آزادی مطرح گردید و پس از آن حضرت یوسف(ع) در حال توبه و ندبه نشان داده شد که اعتراف به خطا و اشتباه خود می نمود و از خدای سبحان طلب عفو و بخشش می کرد ، این موضوع از چند منظر قابل تامل و بررسی است :

1-  برابر مستفاد از آیه 24 سوره مبارکه یوسف  که آن حضرت را از مخلصین(به فتح ل) معرفی می کند ، حضرت یوسف (ع) از عصمت برخوردار است و دامن ایشان از خطا و اشتباه مبراست، این در حالی است که در قسمت قبلی سریال هم مبعوث شدن آن حضرت به مقام نبوت نشان داده شده بود، لذا طرح این شبهه که پیامبر هم اشتباه و خطا می کند با مبانی دینی و آموزه های قرآنی به هیچ عنوان سازگار نیست.

در این که حضرت یوسف چنین درخواستی را از ساقی شاه انجام داده است ، به استناد آیهء شریفهء 42 سورهء مبارکه یوسف ، شکی نیست ، اما سوال این است که آیا این خطا و اشتباه است ؟

آیا سزاوار است که گفته شود شیطان بر حضرت یوسف نفوذ کرد و نام و یاد خدا را از یادش برد و بر بنده خدا متوسل شد؟  از جملهء "فانسيه الشيطان" بعضا چنین برداشت می کنند ، ولی صاحب تفسیر المیزان رحمه الله علیه ، این برداشت را خلاف قرآن می داند و معتقد است شیطان در قلوب مخلصین راه ندارد. شاهد این نکته بیان قرآن کریم هست در دو آیهء بعد که می فرماید "قال الذى نجا منهما وادّكر بعد امّة" و نشان می دهد که فراموش کننده ، ساقی شاه بوده که یوسف را فراموش کرده بوده است نه یوسف ،

2-  در ادامه سریال با نشان دادن نزول جبرئیل بر حضرت یوسف ، تلاش شد تا به نوعی اعلام گردد که اگر حضرت یوسف خطایی کرده ، بلافاصله با اقرار به خطا و انجام توبه با تمدید مدت حضورش در زندان و تحمل مجازات ، همچنان در نبوت ابقاء گردیده که این هم جای تامل فراوان دارد:

-    اولا با طرح شبهه قبلی عصمت حضرت یوسف را زیر سوال برده اند، تاکید بر بقای نبوت کسی که عصمتش زیر سوال هست ، با اصل نبوت مغایرت دارد.

-    ثانیا اینکه آیا عصمت با توبه قابل بازگشت هست؟ و آیا به کسی که مرتکب خطا شده باز هم می توان گفت معصوم یا نه؟خود جای بحث فراوان دارد.

به هر حال در سریالهای تاریخی که منشاء قرآنی دارد بایستی دقت بیشتری بعمل آید ، مشاورین محترم مذهبی و فرهنگی اینگونه سریالها بایستی برداشت عامه را مد نظر قرار دهند و دقت کنند نوع بیان و رفتارها منجر به شبهه افکنی نشود.

امید است در آینده شاهد نمایش فیلمها و سریالهای پر بارتری از سیمای جمهوری اسلامی باشیم.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 آذر1387ساعت 19:9  توسط افشین  | 


 

  چند روزی هست نحوهء حمل قرآن کریم به جایگاه ، به همراهی دف و مداحی در دومین همایش فرصتهای سرمایه گذاری در صنعت گردشگری که در سالن برج میلاد برگزار شد حرف و حدیثهایی را در جامعه بوجود آورده است بگونه ای که موافقین و مخالفین این حرکت ، هر کدام از منظر دید خودشان به نقد و دفاع پرداخته اند.

قبل از پرداختن به زوایای این حرکت ، نکته ای را باید یادآوری کرد و آن اینکه عملکرد آقای رحیم مشایی در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری قابل دفاع نیست و بدلیل برخی بی سلیقگی ها یی که داشته توام خبر ساز بوده و مدیریت پرحاشیه ای را رقم زده است، به نظر می رسد اگر نبود، قرابت بین ایشان و جناب آقای رییس جمهور ، نامبرده خیلی قبل از اینها از سمت خویش بر کنار شده بود. کما اینکه وزرا و مسئولین قوی تری که حاشیه کمتری داشتند بدلیل برخی مسایل جزئی تر از کار بر کنار شدند.

در خصوص مراسم مذکور همانگونه که در استعفانامهء معاون محترم سازمان میراث فرهنگی و گردشگری آمده است هیچ گونه قصد توهین و اسائه ادبی در کار نبود، بلکه گروهی تحت عنوان حاملان قرآن کریم طی مراسمی سنتی که مربوط به استان کردستان هست با همراهی دف و مداحی ، قرآن را با احترام وارد سالن نموده و تا جایگاه حمل می نمایند و پس تلاوت قرآن توسط یکی از قراء معروف کشور، مجددا با همان شیوه قرآن را از سالن خارج می کنند که مورد توجه حضار و شرکت کنندگان قرار می گیرد.

به نظر می رسد منتقدین محترم بایستی به فلسفه برگزاری این همایش توجه کنند، اساسا این مراسم برای شناساندن گردشگری وسنتهای این کشور کهن و بوجود آوردن فرصتهای سرمایه گذاری در این صنعت برگزار شده ، لذا از صدر تا ذیل آن بایستی به سنتهای جای جای مختلف کشور پرداخته و جاذبه های آن معرفی گردد.......

اگر به جمله معروف الاعمال بالنیات هم توجه کنیم و براصل برائت هم اعتقاد داشته باشیم که داریم، نباید این موضوع را به مسئله ای پیچیده تبدیل کنیم و از آن چالشی بزرگ در عرصه صنعت گردشگری بوجود آوریم،

برداشت عرف جامعه از این حرکت ، توهین به قرآن نبوده ، بلکه با فضا سازیی هایی هم که صورت گرفت باز هم چنین نگاهی در جامعه بوجود نیامد، لذا نباید با این توجیه که به فرض برگزارکنندگان نیت سوء نداشتند لکن برآیند اقدامشان منفی بوده ، جوی نا خوشایند بر علیه مجموعه ای اداری بوجود آوریم.

اینگونه برخوردها باعث می شود متولیان امور در عرصه های مختلف ، اعتماد به نفس خود را از دست بدهند و در برنامه های آتی آنچه را که واقع مطلب هست بجا نیاورند، در این صورت است که خلاقیت ، پویایی و نو آوری جای خود را به رکود و سکون و توقف خواهد داد.

دلسوزان جامعه بایستی با سعه صدر بیشتر با مسایل و رخدادها برخورد کنند، کشور هم اکنون با مشکلات عدیده ای مواجه هست که بزرگترین آن مشکلات اقتصادی و تورم هست، یکی از راههای برون رفت از این معضل با توجه به نوساناتی که در قیمت نفت وجود دارد، و شعار هایی که از اول انقلاب داده شده مبنی بر کم کردن وابستگی به نفت، ارتقاء و توسعه صنعت گردشگری است،

یقینا تمامی متولیان این مراسم از دلسوزان به کشور و معتقدان به قرآن کریم هستند، وارد نمودن اتهام در این سطح و به گونه ای که در بیان برخی از منتقدین بوده خیلی نزدیک به انصاف نیست.

گرچه دقت نظر علمای اعلام و مراجع عظام در این گونه موارد ، و نشان دادن عکس العمل از سوی این بزرگواران را بایستی حمل بر دلسوزی آنان گذاشت که در جای خود قابل تقدیر و در خور تحسین است ، لکن از بهره برداریهای سوء که در حاشیه این گونه اظهار نظرها توسط برخی از افراد در راستای مطامع سیاسی صورت می پذیرد نمی توان چشم پوشی نمود.

لینک دانلود فیلم مراسم

 دانلود فيلم با کيفيت پايين - 12 مگابايت

 دانلود فيلم با کيفيت متوسط - 20 مگابايت

 دانلود فيلم با کيفيت بالا - 75 مگابايت

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 آبان1387ساعت 15:58  توسط افشین  | 

 

 

روش مناسب انتقاد کردن از مردان :

 1- زن باید قبل از مطرح کردن دلخوری، آن را روی کاغذ بنویسد، زیرا به این ترتیب سهم خود را در پیشامد مربوط بهتر خواهد دید، از سوی دیگر نوشتن ماجرا موجب آرامش نسبی فرد می‌شود و در عین حال با نوشتن، بیشتر به علت‌های آن واقف می‌گردد.

 2- پیش از صحبت کردن خود را به جای همسرش بگذارد. با این کار بهتر به مشکلات همسرش پی می‌برد.

 3- حتی‌المقدور قبل از صحبت با همسر خود ، موضوع را با دیگران مطرح نکند، مگر نیاز مبرم احساس نماید.

 4- در ابتدای صحبت تاکید کند که قصدش از مطرح کردن رنجش، رسیدن به حسن تفاهم است.

 5- پیشاپیش یادآوری نماید شاید اصل ماجرا یک سوء‌تفاهم باشد، غرض از صحبت، رفع کردن آن است.

 6- سعی نمایند از نکات مثبت شخصیت او و کارهای مطلوبی که انجام داده است ذکری به میان آورد تا فضای مذاکره صمیمی شود.

 7- در حین صحبت کردن به جای زخم زبان و کنایه زدن و تحقیر و تمسخر با لحنی دوستانه و مهربان صحبت کنند.

 

 طریقه مناسب انتقاد کردن از زن

 1- قبل از مطرح کردن موضوع آن را روی کاغذ بنویسید ، تا متوجه خطاهای خود نیز بشوید.

 2- هرگز وی را با دیگران مقایسه نکنید و مزایای آنها را به رخش نکشید، اگر می‌خواهید مقایسه‌ای در کار باشد او را با خودش مقایسه کنید یعنی خطاهای احتمالی را با رفتارهای خوب خودش در موقعیتی دیگر مقایسه نمائید.

 3- از دلخوری‌ها و رنجش‌های کوچک شروع کنید. پس از رفع دلخوری وی را وادار نکنید به گناهش اعتراف کند.

 4- کارهای خانه را به اندازه کارها و امورات بیرون از خانه، مهم بشمارید و قدردان زحماتش باشید.

 5- از یکدندگی و لجاجت بپرهیزید.

 6- در موقع صحبت کردن مواظب لحن و طرز ادای کلمات خود باشید، زیرا همانگونه که ذکر شد زنان به فراپیام پیش از پیام اهمیت می‌دهند.

 7- زیاد سوال کردن خانم‌ها را به نحوه ی ادراک جزیی آنها نسبت دهید، نه به استنطاق خودتان.

 8- به هر شکلی که می‌توانید رفع دلخوری را جشن بگیرید، (با هدیه دادن، شاخه‌گل یا هر چیز مورد نیاز طرف مقابل).

  منبع : برگرفته از کتاب " روان شناسی ازدواج – نویسنده : زهره رئیسی – با تغییر و تلخیص

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 آبان1387ساعت 20:38  توسط افشین  | 

 

 

چگونه می توان عشق حقیقی را تشخیص داد؟

شما از طریق اینترنت با کسی آشنا می شوید، هر روزی که سپری ميشود خاطره های شما بیشتر و بیشتر شده و نسبت به هم علاقمند می شوید. اما چگونه می توانید تشخیص دهید که آیا واقعا عاشق شده اید یا رابطه شما تنها به دلیل یک جاذبه موقتی است؟

یک انسان در طول زنـدگی خـود به طور میانگین حداقل 4 مـرتبه عـاشق مـیشود. اما آیا واقعا هر 4 مرتبه، عشق او حقیقی است؟ ما در این قسمت علائم مربوط به عشق، احترام و ارتباط را بـاشما در میان مـی گـذاریـم تـا قـادر به تصمیم گیری باشید و تشخیص دهید که آیا فردی که با او قرار ملاقات می گذارید شخص مورد نظر شما هست یا خیر.

 

1- ارتباط


وجود صداقت در رابطه جزء ضروریات به شمار می رود، همچنین پیش از آنکه به کسی تعهد بدهید باید سعی کنید که در ابتدا او را به خوبی بشناسید. شما تا چه حد یکدیگر را می شناسید؟ آیا فقط در مورد مسائل جنسی با یکدیگر صحبت می کنید؟

 

نقاط قوت:

  • شما در مورد تمام مسائل زندگی از قبیل مال و ثروت، فرزند، چیزهایی که از آن وحشت دارید و آرزوهایتان با یکدیگر صحبت می کنید.
  • شاید با هم بحث کنید، اما در آخر به مصالحه دست پیدا می کنید. 
  • در مورد احساساتتان با یکدیگر صادق و روراست هستید.

 

نقاط ضعف :

  •  شما تنها رنگ مورد علاقه و نام مجله ای را که او می خواند، می دانید و از طرح سوالات عمیق تر پرهیز می کنید زیرا تصور می کنید که او جواب شما را نخواهد داد و یا می ترسید که پاسخ او مطابق میل شما نباشد. 
  • کمتر اتفاق می افتد که احساساتتان را با یکدیگر در میان بگذارید به همین دلیل پس از گذشت مدت زمان کوتاهی هر دوی شما اظهار نا امیدی کرده و رفته رفته تنفر و رنجش جایگزین مهر و محبت می شود. 
  • هیچ یک از شما حاضر به بخشیدن دیگری نیست.

 

2- عشق

 
یک رابطه سالم و يا ازدواج بدون وجود عشق برای مدت زمان زیادی دوام ندارد. آیا رابطه شما بر اساس عشق و علاقه بنا نهاده شده است یا اینکه فقط خودتان را به بازی گرفته اید؟

 

نقاط قوت :

  • در زمان بروز هر نوع بحرانی، بدون توجه به نتیجه کار، در کنار هم مي ایستید. 
  • از خود گذشتگی نشان می دهید تا بتوانيد طرف مقابل خود را شاد کنید.
  • صادق و راستگو هستید و چیزی را از یکدیگر پنهان نمی کنید.
  • از نظر عاطفی، جسمی، روحی و ذهنی با یکدیگر همخوانی دارید. 
  • جدا از بحث عاشقی، دوست های خوبی نیز برای یکدیگر هستید.

 

نقاط ضعف :

  • در زمان بروز مشکلات هر کس راه خودش را پیش می گیرد. 
  • شریک شما غیر قابل اطمینان است و نسبت به جنس مخالف خود نظر دارد. 
  • تا زمانیکه نتوانید حقیقت را پیدا کنید او به شما دروغ می گوید. 
  • سازگاری عاطفی و جسمی و روحی ناچیزی بین شما دو نفر وجود دارد. 
  • در شرایط مختلف نسبت به شما وفادار نیست.
  •  

3- احترام


رابطه عاطفی بر اساس رفاقت، احترام و پذیرفتن یکدیگر بنا نهاده می شود. زمانیکه احترامی وجود نداشته باشد، شک و بد گمانی جایگزین اعتماد و احترام شده و به مرور زمان تنفر و بیزاری به تارو پود رابطه شما نفوذ پیدا می کنند.

 

نقاط قوت:

  • شما از عیوب شریک خود آگاه  هستید و برخی از اشتباهات را قبول می کنید. 
  •  علایق شخصی و هویت اصلی یکدیگر را تشویق و حمایت می کنید. 
  • برای گوش کردن به نقطه نظرات یکدیگر وقت می گذارید.

نقاط ضعف :

  • در مقابل دیگران از هم انتقاد می کنید .
  • شریکتان به شما اجازه نمی دهد که بر اساس علایق شخصی تان عمل کنید و همیشه کلیه رفتارهای شما را زیر نظر دارد. 
  • شما دائما بر روی معیارهایی که از یکدیگر انتظار دارید مشاجره می کنید. 
  • شما نمی توانید اشتباهات یکدیگر را ببخشید یا/و فراموش کنید.

از نوع ارتباط خود آگاه باشید و برخورد معقولی از خود نشان دهید. اگر نمی توانید آنرا پرورش دهید پس شاید زمان ترک آن فرارسیده باشد. اما اگر احساس می کنید که رابطه شما محکم و پا بر جاست، می توانید با کمک گرفتن از عشق دو طرفه، احترام و ارتباط آنرا مستحکم تر نمایید.

 منبع:http://www.mardoman.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 مهر1387ساعت 23:56  توسط افشین  | 

 

پرنده

 

کسی در این جهان نیست که کلیه ی خوبی‌ها در او جمع و از تمام بدی‌ها و نواقص  

پاک و منزه باشد.

 یکی لاغر است ، یکی خیلی چاق.

 یکی بینی‌اش بزرگ است ، یکی دهانش گشاد.

 یکی دندان‌هایش بزرگ است یکی چهره‌اش سیاه.

 یکی کوتاه قد است یکی خیلی دراز.

 یکی بی‌عرضه و خجول است ، یکی پررو و بی‌حیا.

 یکی آداب مهمانداری را بلد نیست ، یکی سواد ندارد.

  یکی تندخو است یکی پژمرده و افسرده.

  یکی سلیقه غذا پختن ندارد ، یکی ولخرجی می‌کند.

 یکی  پرخور است یکی بی‌اشتها.

  یکی بداخلاق است یکی حسود.

  یکی تنبل است یکی بد زبان، یکی خود‌خواه است یکی کینه توز....

 و ده‌ها از این قبیل عیوب بزرگ و کوچک.

هیچ زن و مردی پیدا نمی‌شود که یک یا چند عدد از این عیب‌ها را نداشته باشد.

 مردها معمولا قبل از ازدواج زنی را در مغز خویش مجسم می‌سازند که دارای کلیه کمالات و از تمام بدی‌ها منزه

 باشد و به اصطلاح خودشان او را همسر ایده‌آل خود می‌نامند.

  و قطعا از این مطلب غفلت دارند که یک چنین زنی در جهان خارج وجود ندارد. وقتی ازدواج کردند چون وجود

 خارجی همسرشان با صورت ذهنی همسر ایده‌‌آل کاملا مطابقت ندارد ، بنای ایراد و عیبجویی را می‌گذارند.

 خودشان را در ازدواج شکست خورده و بدشانس می‌پندارند. از بدبختی و عدم موفقیت دائما آه و ناله دارند.

 همیشه در صدد عیبجویی و خرده‌گیری هستند. و در این باره حتی از عیب‌های بسیار ناچیز و غیرقابل اعتنا

 نمی‌گذرند.

  آنقدر در مورد یک عیب کوچک فکر می‌کنند که مانند کوه‌جلوه می‌کند. گاه گاه آنرا به رخ همسرشان کشیده

 تحقیرشان می‌کنند. یا پیش دیگران از وی انتقاد می‌نمایند.

  بدین‌وسیله (کانون) مقدس زناشویی را متزلزل ساخته ، اسباب ناراحتی خودشان و همسرشان را فراهم

 می‌سازند.

 نتیجه این عیب‌جویی‌ها این می‌شود که زن  مکدر خواهد شد، مهر و علاقه‌اش رفته رفته کم می‌شود، نسبت به

 زندگی و خانه‌داری و شوهرداری دلسرد می‌گردد، پیش خود می‌گوید: چرا در خانه مردی که دوستم ندارد زحمت

 بکشم؟ یا حتی ممکن است در صدد تلافی بر آمده از شوهرخود عیب‌جویی کند.

 شوهر : چه دماغ زشت و بزرگی داری؟

 زن : حرف نزن با این دهان گشاد و لب‌ها ی کلفت.

 در این صورت رویشان بروی هم باز می‌شود و مرتبا از یکدیگر مذمت و انتقاد می‌کنند و  محیط خانه که باید محیط

 صفا و صمیمیت باشد به صحنه نزاع و عیب‌جویی و تحقیر تبدیل می‌گردد.

 اگر با همین وضع به زندگی ادامه دهند تا آخر عمر روز خوش نخواهد داشت. زیرا خانه‌ای که صفا و صمیمیت و

 مهر و محبت نداشته باشد ، جای آسایش و خوشی نیست.

 مردی که خودش را در ازدواج شکست خورده  و بدشانس بداند و از این امر ناراضی باشد و زنی که مرتبا مورد

 تحقیر و عیب‌جویی قرار گیرد همواره در معرض ابتلای به امراض خطرناک مخصوصا بیماری‌های عصبی و روانی

 خواهند بود.

و اگر دامنه ی نزاع و بدگویی بالا بگیرد و به طلاق و جدایی منجر شود معمولا زن و مرد هر دو بدبخت خواهند شد
 
 مخصوصا اگر بچه‌دار باشند.زیرا چنین مردی اولا حیثیت و آبروی اجتماعی خویش را از دست خواهد داد و در بین
 
 مردم یک فرد هوسران و سبک مغز معرفی خواهد شد.

 ثانیا در اثر ازدواج اول و طلاق ، ضررهای اقتصادی زیادی بر وی وارد شده که جبران  آنها آسان نخواهد بود. و برای

 ازدواج دوم نیز به بودجه زیادتری نیازمند است که تامین آن دشوار خواهد بود. با تحمل این ضررها بعید است به

 آسانی بتواند وضع اقتصادی خویش را متعادل و روبراه سازد.

 ثالثا معلوم نیست به آسانی بتواند همسر مناسب و بی‌عیبی برای خویش پیدا کند.

 زیرا، اولا با توجه به سابقه ی بدی که در اثر ناسازگاری و طلاق همسر اولش پیدا کرده کمتر زنی حاضر می‌شود

 با او شوهر کند و ثانیا بر فرض اینکه همسری پیدا کرد معلوم نیست از همسر اولش بهتر باشد. البته امکان دارد

 که عیب مخصوص او را نداشته باشد لیکن خیلی کم اتفاق می‌افتد بلکه اصلا امکان ندارد که بطور کلی بی‌عیب و

 نقص باشد.

 همسر دومش نیز دارای عیب بلکه عیب‌هایی خواهد بود. و چه بسا از همسر اولش به مراتب بدتر باشد. در

 آنصورت ناچار می‌شود هر جور هست با او بسازد. کمتر مردی اتفاق می‌افتد که از ازدواج دومش کاملا راضی

 باشد.

 اما برای حفظ آبروی خویش ناچار است بسازد. بسیار اتفاق افتاده که مردی زن دومش را طلاق داده و بسراغ

 همسر اولش رفته است.

 آقای محترم !

 چرا با عینک بدبینی و عیب‌جویی به همسرت نگاه می‌کنی و به بعضی عیوب کوچک و   غیرقابل اعتنا آنقدر

 اهمیت می‌دهی که تدریجا به صورت یک عیب بزرگ غیر قابل اغماض در نظرت مجسم شود و زندگی را بر خودت

 و خانواده‌ات تاریک گرداند؟

 مگر زن بی‌عیب سراغ داری که از همسرت عیب‌جویی می‌کنی؟ مگر خودت بی‌عیبی  که انتظار داری او کاملا

 بی‌عیب باشد؟ اصولا این عیب‌های کوچک چه ارزشی دارند که کانون گرم زندگی را سرد یا متلاشی سازند.

 چرا فقط عیب‌های همسرت را می‌بینی و از خوبی‌هایش صرف نظر می‌کنی؟

 اگر با نظر انصاف و واقع‌بینی بنگری مزایا و خوبی‌های فراوانی را در او خواهی یافت که بدی‌هایش را تحت‌الشعاع

 قرار خواهد داد. با توجه به آن همه خوبی ، آن عیب کوچک اصلا عیب شمرده نمی‌شود.

 اسلام عیب‌جویی را یک صفت بسیار زشت و زیان‌بخش شناخته و جدا از آن نهی کرده است.

 رسول خدا (ص) فرمود:

 «ای کسانی که به زبان مدعی اسلام هستید لیکن ایمان در قلبتان وارد نشده است، از مسلمانان بدگویی نکنید

 و در صدد عیب‌جویی بر نیایید. هر کس از دیگران عیب‌جویی کند مورد عیب‌جویی خدا قرار خواهد گرفت. و چنین

 شخصی ولو در خانه‌اش باشد رسوا خواهد شد.»

 منبع: کتاب آیین همسرداری - تالیف: آیت‌الله ابراهیم امینی – با تغییر و تلخیص

برداشت از سایت تبیان

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 20:20  توسط افشین  | 

جلوه‏های رفتاری حضرت زهراسلام(س)

 

فاطمه

 

روابط خانوادگی حضرت فاطمه(س) برای همه کسانی که خواهان یک زندگی متعالی هستند، درسهای ارزشمندی را ارایه می‏دهد. در اولین قسمت، پاره‏ای از ویژگیهای رفتاری حضرت زهرا(س) را نسبت به همسر گرامیش، بازگو نمودیم. اینک در ادامه به جلوه‏های دیگری از این زندگی والا توجه فرمایید.

* * *

تقسیم کار

یکی از عواملی که در حفظ اساس خانواده، نقش سازنده‏ای دارد، برنامه‏ریزی دقیق و منطبق با واقعیتهای زندگی است. اداره ی خانه، علی‏رغم اینکه ساده و عاری از پیچیدگی جلوه می‏کند، ظرافتهای خاص خود را می‏طلبد که بی‏تردید، به کاربستن آنها سبب موفقیت و آرامش روانی زن و مرد خواهد بود. عدم تعادل در تقسیم کار، باعث می‏شود که در نهایت، یکی از دو رکن خانه ـ یعنی زن یا مرد ـ از پای در آید.

 

یکی از جلوه‏های زندگی مشترک امیرالمؤمنین علی(ع) و فاطمه زهرا(س) تقسیم مطلوب وظایف ناشی از زندگی مشترک بود.

 

مدت زیادی از ازدواج آنها نگذشته بود که خدمت پیامبر(ص) رسیدند و از او تقاضا کردند، تا کارها را میان آن دو تقسیم کند. رسول خدا(ص) کارهای خانه را به فاطمه(س) سپرد و مسؤولیتهای خارج از منزل را به علی(ع) واگذار کرد. بعد از این تقسیم بود که زهرا(س) بارها اظهار خشنودی می‏کرد و رضایت خود را از این تقسیم‏بندی ابراز می‏داشت.(1)

بی‏تردید، تقسیم‏بندی پیامبر(ص) بر مبنای ساختار روحی و جسمی و مصلحت اجتماعی آنها بود.

 

به همسرت محبت کن

این روایت در بسیاری از کتابهای روایی شیعه آمده است که علی(ع) فرمود:

روزی من و زهرا(س) در خانه نشسته بودیم که ناگهان صدای پیامبر(ص) را شنیدیم؛ به احترام آن حضرت برخاستیم. پیامبر(ص) فرمود:

بر جای خود بایستید تا من هم به شما ملحق شوم. سپس فرمود:

برای چند لحظه ما را تنها بگذار. آن گاه در خلوت از فاطمه(س) سؤال کرد: رفتار شوهرت ـ علی(ع) ـ با تو چگونه است؟

فاطمه گفت:

خوب است، اما زنان قریش مرا سرزنش می‏کنند که پدرت تو را به ازدواج کسی در آورد که دستش از مال دنیا خالی است.

پیامبر(ص) فرمود:

دخترم!

پدر و شوهر تو فقیر نیستند؛ خداوند، خزاین زمین را از طلا و نقره بر من عرضه کرد، ولی من به آنچه نزد اوست، رضایت دادم. خدای سبحان به جهانیان نگریست و از میان همه، دو نفر را انتخاب کرد؛ من که پدر تو هستم و علی که شوهر توست. دخترم! شوهر تو بهترین همسرهاست، تو را از نافرمانی او برحذر می‏دارم. سپس بیرون آمد و مرا صدا زد و فرمود:

به همسرت مهربانی کن، زیرا فاطمه، پاره تن من است، رنج او، رنج من و شادی او خشنودی من است.(2)

 رازداری

ادب و احترام زن به همسر خود، اقتضا می‏کند که نه تنها از طرح و بزرگ جلوه دادن کمبودهای خانه، خودداری کند، بلکه در حد امکان، کاستیها را نادیده گرفته، آنها را کوچک شمارد. هنگامی که اظهار ناراحتی، نتیجه‏ای جز رنجش شوهر ندارد، زن نباید کلامی در این رابطه با او بگوید. ایثار، و محبت، اقتضا می‏کند که او خود به ترتیبی که می‏داند آنها را جبران کرده و زحمت مضاعف را بر شوهر خود، تحمیل نکند.

 

روزی فاطمه(س) به حضور پدرش رسید، در حالی که آثار ضعف و گرسنگی از چهره زهرا(س) نمایان بود. رسول خدا(ص) وقتی این حالت را مشاهده کرد، دستهایش را به سوی آسمان، بلند نموده و گفت: خدایا گرسنگی فرزندم را به سیری تبدیل کن و وضع او را سامان بده.(3)

پیامبر اکرم(ص) بدون اینکه زهرا(س) سخنی به او بگوید، از ضعف و گرسنگی او باخبر می‏شود که این خود، یکی دیگر از نمونه‏های پای‏بندی به اساس و اسرار خانواده است.

 

نگاه روح‏بخش

وجود زن، در خانه می‏تواند محیط را به دریایی از مهر و عطوفت تبدیل کند، به گونه‏ای که مرد با حضور در این فضا، آرامش پیدا کرده و مرهمی بر زخمهای دل او باشد. در غیر این صورت زندگی برای او فرسایش روح و مرگ تدریجی خواهد بود. مرد، همسر خود را مایه آرامش و تسلی خاطر می‏داند و به تعبیر دیگر، نگاه مرد به خانه و زندگی‏اش نگاه کسی است که از میان موجهای سهمگین دریا، به ساحل آرام می‏نگرد.

 

مشکلات بیرونی

هر مردی برای حل مشکلات گوناگون خارج از منزل، به یک روحیه ی قوی و زنده، نیازمند است. او سعی می‏کند که از لحظاتی که در بستر آرام‏بخش خانه‏اش سکونت می‏یابد، برای تقلیل کاستیها و زدودن نگرانیها استفاده کند.

مردی که از نعمت چنین خانه و خانواده‏ای برخوردار است، در مسیر زندگی و انجام وظایف سیاسی، اجتماعی خود، فردی پیروز و موفق خواهد بود.

فاطمه(س) جایگاه حساس و بلند شوهرش را می‏داند؛ همچنین می‏داند که علی(ع) در محیط بیرون با چه مشکلاتی روبه‏روست. کوشش او ایجاد یک محیط آرام و باصفا در درون خانه بود، و نه تنها سخنی که موجب پریشانی او بشود بر زبان نمی‏آورد، بلکه آنچه می‏گفت در جهت اهداف همسر فداکار و دلاورش بود.

امیرالمؤمنین علی(ع) موضوع را این گونه بیان می‏کند:

هیچ گاه، فاطمه از من نرنجید و او نیز هرگز مرا نرنجاند؛ او را به هیچ کاری مجبور نکردم و او نیز مرا آزرده نساخت؛ در هیچ امری، قدمی برخلاف میل باطنی من برنداشت و هر گاه که به رخسارش نظاره می‏کردم، تمام غصه‏هایم برطرف می‏شد و دردهایم را فراموش می‏کردم.(4) در جایی دیگر می‏فرماید: به خدا قسم! هرگز کاری نکردم که فاطمه خشمگین شود، او نیز هیچ گاه مرا خشمگین نکرد.(5)

 

سپاس مجاهدتها

فاطمه(س) در تمام مبارزات همسرش اعم از مبارزات سیاسی و جنگهای نظامی، مایه ی امید و دلگرمی او بود؛ در غیاب شوهر، خانه و فرزندان او را به خوبی اداره می‏کرد؛ با اشتیاق به انتظار بازگشت شوهر از جنگ می‏نشست و تمام سعی و کوشش خود را در راه آسایش او به کار می‏برد، به طوری که، وقتی علی(ع) برمی‏گشت و ساعاتی را در میان خانواده‏اش می‏گذراند، تمام خستگیهای حاصل از جنگهای طاقت‏فرسا، از تن او می‏رفت .

پی نوشت ها:

1ـ بحارالانوار، ج43، ص153.

2ـ کشف‏الغّمه، ج1، ص363، مناقب خوارزمی، ص256، بحارالانوار، ج43، ص133، ناسخ‏التواریخ، ص43.

3ـ بحارالانوار، ج43، ص77.

4- بحارالانوار، ج43، ص123، کشف‏الغّمه، ج1، ص363.

5-  کشف‏الغّمه، ج1، ص363.

 منبع : ماهنامه ی پیام زن- باتلخیص

نویسنده :عذرا انصاری

+ نوشته شده در  شنبه 18 خرداد1387ساعت 18:39  توسط افشین  | 

 

                         

 

تصور كنيد بانكي داريد كه در آن هر روز صبح ۸۶۴۰۰ تومان به حساب شما واريز ميشود و تا آخر شب فرصت داريد تا همه پولها را خرج كنيد. چون آخر وقت حساب خود به خود خالي ميشود.  در اين صورت شما چه خواهيد كرد؟  هر كدام از ما يك چنين بانكي داريم: بانك زمان.  هر روز صبح، در بانك زمان شما ۸۶۴۰۰ ثانيه اعتبار ريخته ميشود و آخر شب اين اعتبار به پايان ميرسد.  هيچ برگشتي نيست و هيچ مقداري از اين زمان به فردا اضافه نميشود.


ارزش يك سال را دانش‏آموزي كه مردود شده، ميداند.


ارزش يك ماه را مادري كه فرزندي نارس به‏دنيا آورده، ميداند.


ارزش يك هفته را سردبير يك هفته‏نامه ميداند.


ارزش يك ساعت را عاشقي كه انتظار معشوق را ميكشد،


ارزش يك دقيقه را شخصي كه از قطار جا مانده،


و ارزش يك ثانيه را آنكه از تصادفي مرگبار جان به در برده، ميداند.


هر لحظه گنج بزرگي است، گنجتان را مفت از دست ندهيد.


باز به خاطر بياوريد كه زمان به خاطر هيچكس منتظر نميماند.


ديروز به تاريخ پيوست.

فردا معما است.

و امروز هديه است.

 

+ نوشته شده در  جمعه 3 خرداد1387ساعت 22:48  توسط افشین  | 

  ۲۵ نکته ي طلايي (2)

همسر

 

جهت داشتن زندگي موفق و سراسر از شادي و مهر،  رعايت 25 نکته ي زير توصيه مي شود :

 

1- گمان مبريد که يک ازدواج ايده‌آل ، هميشه بايد با آرامش توام باشد و تناقضي پيش نيايد. هيچ زن يا شوهري کمال مطلق نيست، بنابراين اجازه دهيد احساسات خوب و بد ظاهر شوند. به گفته ي سعدي، در بوستان نظر نکني، هر جا که گلي هست، خاري هست. تار و پود، بافته ي زندگي سياه و سفيد است.

 

2- انديشه خواني نکنيد و صرفا بر اساس تصورات و يا پيشداوري خود تصميم نگيريد!

 

3- خودتان براي زندگي تصميم بگيريد و نگذاريد به خاطر توجه بيش از حد به نظرات ديگران در تصميم‌گيري دچار تزلزل شويد با استمداد از عقل و منطق و يا با مشورت با فرد متخصص امر، تصميم قاطع بگيريد.

 

4- در بدو ورود به زندگي زناشويي، اصل مسلمي بايد در نظر داشته باشيد که سرنوشت خوب و بد زندگي منوط و مشروط به سوء يا حسن اداره ي شماست.

 

5- در تصميم‌گيري‌ها جاي اشتراک براي همسر باقي بگذاريد.

 

6- همسر خود را نيز حتي‌الامکان در سرگرمي‌هاي خود شريک کنيد.

 

7- از همسر خود برداشت‌هاي صحيح داشته باشيد، به او برچسب غلط و ناپسند نزنيد.

 

8- اگر همسر شما (خانم) داراي تالمات و ناراحتي خاصي است ، خود را خونسرد و بي‌اعتنا جلوه ندهيد ، بلکه با او همدردي و دلجويي کنيد و يا اگر همسرتان (مرد) در خود فرو رفته است ضمن حمايت وي، رفتارش را تحمل کنيد، و به او فرصت دهيد تا مشکلاتش را حل کند.

 

9- تفريح و سرگرمي را از زندگي حذف نکنيد . وقتي را به تفريجات خانوادگي اختصاص دهيد.

 

10- خودتان را فراموش نکنيد.

 

11- در انتقاد کردن از همسر با ظرافت برخورد کنيد. سعي کنيد اول صفات خوب وي را بر شماريد و سپس انتقادهاي خود را در قالب پيشنهاد و به طرز سوالي مطرح نمائيد.

 

12- خوبي‌ها و صفات خوب همسر را هميشه در نظر داشته باشيد و وي را به خاطر خصوصيات و ويژگي‌هاي خوب و انساني‌اش تمجيد نمائيد.

 

13- نقاط ضعف همسر را پررنگ نکنيد با برخوردهاي مناسب مي‌توانيد اين نقاط ضعف را رفع کنيد.

 

14- سعي کنيد همسرتان را همان‌گونه که هست بپذيريد.

 

15- از اضطراب‌هاي دروني خود بکاهيد تا افکار غيرمنطقي بر شما غالب نشود.

 

16- تا آنجا که مي‌توانيد نگذاريد افسردگي و ناراحتي بر شما غلبه کند زيرا تاثيرش به همسرتان صد چندان خواهد بود. بدو ورود همسر اخبار بد را به او ندهيد.

 

17- در نظر داشته باشيد که مسائل ظاهرا بي‌ارزش و کوچک، مي‌تواند مشکلات عميق و جدي به وجود آورند. بنابراين از حسادت‌هاي جزئي، از خود خواهي‌هاي جزيي، از تحريکات و اوقات تلخي‌ها خودداري کنيد.

 

18- با طعنه و کنايه صحبت نکنيد و از شوخي به‌عنوان سلاحي براي رها کردن تيرهاي دشمني استفاده نکنيد.

 

19- همسرتان نيز خانواده، آشنايان و دوستاني دارد با آنها معاشرت کنيد، رفت و آمد با آنها در تسهيل زندگي شما موثر است. ما به دوستان خوب، محتاجيم.

 

20- در اداره‌ ي خانه، در کار همسرتان مداخله نکنيد. هيچ‌چيز بيش از اين او را ناراحت نخواهد کرد. يار شاطر باشيد، نه بار خاطر.

 

21- مادر زن يا مادر شوهر را يک مشکل در زندگي زناشويي به حساب نياوريد.

 

22- اگر فرزند و يا فرزنداني داريد، مادرشان را در پيش چشم آنها خوار نکنيد و ارزش و قدر پدر را نيز در نظر فرزندان کاهش ندهيد.

 

23- همسرتان را از کم و کيف و چگونگي کار و شغل خود بي‌خبر نگذاريد، چه بسا در مواردي بتواند مشکلي را که حلش در نظر شما دشوار است ، آسان کند و آن را رفع يا راهنمايي نمايد.

24- محيط خانه را تميز نگه داريد، و به نوع پوشش و نظافت و آراستگي خود نيز توجه داشته باشيد. امام صادق (ع) مي‌فرمايد: «همانا خدا زيباست و زيبايي را دوست دارد».

25- به همسرتان محبت کنيد .  

منبع : برگرفته از کتاب مقدمه اي بر روان شناسي ازدواج – با تغيير و تلخيص

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 اردیبهشت1387ساعت 14:28  توسط افشین  | 

۲۵ نکته ی طلایی (1)

پرنده

جهت داشتن زندگی موفق و سراسر از شادی و مهر،  رعایت 25 نکته ی زیر توصیه می شود :

 

1- قبل از ازدواج اهدافتان را در زندگی مشخص کنید و بدانید اهداف آنی مدت، کوتاه مدت و بلند مدت شما چه‌ چیزهایی هستند. در مورد خودتان ، احساسات مثبت و منفی‌تان و صفات شخصیتی خود ، کاملا فکر کنید و سعی کنید به نتیجه‌ای درست دست یابید.

 

2- در مورد معیارهای انتخاب همسر، روانشناسی زن و مرد، وارد شدن در زندگی مشترک ، و نحوه بنیان نهادن یک زندگی پاک و بدون آلایش ، مطالعه نمائید.

 

۳- با فردی که قرار است همسر وی شوید ، در کمال صداقت و یکرنگی ظاهر شوید و این صداقت و راستی را تا آخر زندگی حفظ کنید.

 

4- شخصی را به همسری برگزینید که از نظر روحی، اخلاقی، صفات شخصیتی، گذشته زندگی کاملا مشابه شما و در ردیف شما باشد و با او از نظر پایگاه اجتماعی و ارزش‌های خانوادگی و موقعیت اقتصادی و نگرش‌های مذهبی و سیاسی سنخیت و تناسب داشته باشید و کفو همدیگر باشید.

 

۵-  فنون برقراری ارتباط را بیاموزید.

 

۶- دیدگاه‌ها و نیازهای همسرتان را در زندگی به حساب آورید و از دیدگاه او نیز به مسائل فکر کنید.

 

7- تفکرات منفی را از خود دور کنید، مثبت بیندیشید.

 

8- تفکرات غیرمنطقی را از ذهن خارج و تفکرات منطقی را جایگزین آن نمایید.

 

۹- ذهنیت مقایسه‌ای نداشته باشید.

 

10- واقع‌بین باشید و واقعیت نگری را با زندگی‌تان همراه سازید.

 

11- توانمندی‌های خود را به حساب آورید و بر اعتماد به نفس خود بیفزاید.

 

12- در سخن گفتن دقت فرمایید، و از قدرت کلمات غافل نشوید.

 

13- خودتان باشید.

 

14- در زمان حال زندگی کنید، گذشته‌ها، گذشت، آینده نیز هنوز نیامده است.

 

15- باورهای غلط و غیرمنطقی خود را تغییر دهید.

 

16- در زندگی خود خشک و بی‌روح نباشید، بلکه زندگی مشترک را با شوخ‌طبعی لذت‌بخش‌تر کنید.

 

17- در مواقعی که مهمان دارید با همسرتان جنگ و جدال نکنید. حرمت همسرتان را نگهدارید و در حفظ شخصیتش بکوشید.

 

18- دروغگویی را به کلی از زندگی حذف کنید، زیرا ریشه‌های اعتماد متقابل را سست می‌کند.

 

19- اگر رفتار همسرتان موافق معیارهای اجتماعی نیست، وی را تحقیر نکنید، با زبان لطف و محبت رفتارهای منفی او را متذکر شوید، مطمئن باشید که می‌پذیرد.

 

20- نظر و سلیقه ی همسرتان را از سر رقابت، رد نکنید. بلکه با عقل و منطق بسنجید، اگر درست یافتید، بپذیرید، در غیر این صورت با زبان محبت او را متقاعد سازید.

 

21- نگذارید عادت سکوت بر زندگی شما غلبه کند. از صحبت با خانواده خودداری نکنید.

 

22- در هنگام صحبت کردن با همسر از روی تحکم سخن نرانید و سلطه‌‌جو نباشید.

 

23- همسر شما هم مانند دیگران استحقاق احترام را دارد و هر گونه احترامی که نسبت به او شود، موجب خرسندی وی خواهد بود.

 

۲۴- از محبت به همسر خویش غفلت نکنید، فراموش نکنید انسان تا پایان عمر نیازمند محبت و نوازش است. و این گفته پر ارج مولوی را به کار گیرید، که از محبت، خارها گل می‌شود.

 

۲۵- همیشه طالب عشق‌ورزی مباشید و عشق و مهر و لطف را از همسر خود توقع نداشته باشید. خود شما هم باید سهم خویش را بپردازید و بدانید لذتی است در عشق ورزیدن که در عشق طلب کردن نیست.

ادامه دارد

منبع : برگرفته از کتاب مقدمه ای بر روان شناسی ازدواج – با تغییر و تلخیص

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت 17:0  توسط افشین  | 

روشهای مناسب انتقاد کردن بین همسران

روش مناسب انتقاد کردن از مردان :

 1- زن باید قبل از مطرح کردن دلخوری، آن را روی کاغذ بنویسد، زیرا به این ترتیب سهم خود را در پیشامد مربوط بهتر خواهد دید، از سوی دیگر نوشتن ماجرا موجب آرامش نسبی فرد می‌شود و در عین حال با نوشتن، بیشتر به علت‌های آن واقف می‌گردد.

 2- پیش از صحبت کردن خود را به جای همسرش بگذارد. با این کار بهتر به مشکلات همسرش پی می‌برد.

 3- حتی‌المقدور قبل از صحبت با همسر خود ، موضوع را با دیگران مطرح نکند، مگر نیاز مبرم احساس نماید.

 4- در ابتدای صحبت تاکید کند که قصدش از مطرح کردن رنجش، رسیدن به حسن تفاهم است.

 5- پیشاپیش یادآوری نماید شاید اصل ماجرا یک سوء‌تفاهم باشد، غرض از صحبت، رفع کردن آن است.

 6- سعی نمایند از نکات مثبت شخصیت او و کارهای مطلوبی که انجام داده است ذکری به میان آورد تا فضای مذاکره صمیمی شود.

 7- در حین صحبت کردن به جای زخم زبان و کنایه زدن و تحقیر و تمسخر با لحنی دوستانه و مهربان صحبت کنند.

 طریقه مناسب انتقاد کردن از زن

 ۱- قبل از مطرح کردن موضوع آن را روی کاغذ بنویسید ، تا متوجه خطاهای خود نیز بشوید.

 2- هرگز وی را با دیگران مقایسه نکنید و مزایای آنها را به رخش نکشید، اگر می‌خواهید مقایسه‌ای در کار باشد او را با خودش مقایسه کنید یعنی خطاهای احتمالی را با رفتارهای خوب خودش در موقعیتی دیگر مقایسه نمائید.

 3- از دلخوری‌ها و رنجش‌های کوچک شروع کنید. پس از رفع دلخوری وی را وادار نکنید به گناهش اعتراف کند.

 4- کارهای خانه را به اندازه کارها و امورات بیرون از خانه، مهم بشمارید و قدردان زحماتش باشید.

 5- از یکدندگی و لجاجت بپرهیزید.

 6- در موقع صحبت کردن مواظب لحن و طرز ادای کلمات خود باشید، زیرا همانگونه که ذکر شد زنان به فراپیام پیش از پیام اهمیت می‌دهند.

 7- زیاد سوال کردن خانم‌ها را به نحوه ی ادراک جزیی آنها نسبت دهید، نه به استنطاق خودتان.

 8- به هر شکلی که می‌توانید رفع دلخوری را جشن بگیرید، (با هدیه دادن، شاخه‌گل یا هر چیز مورد نیاز طرف مقابل).

 منبع : برگرفته از کتاب " روان شناسی ازدواج – نویسنده : زهره رئیسی – با تغییر و تلخیص

برداشت شده از سایت تبیان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 12:3  توسط افشین  | 

خوشبختی ( قسمت هفتم )

1-راز سعادت در این است كه كاری كه به  تو واگذار شده دوست بداری.

2-دنیا اطاق انتظار سعادت است، همه در این اطاق جمع می شوند ولی به كمتر كسی اجازه ملاقات داده می شود.

3-سعادتمند كسی است كه به مشكلات و مصائب زندگی لبخند زند.

4-سعادت مانند هر فضیلتی از دو چیز به وجود می آید: صرفه جویی و كوشش.

5-سعادتمند كسی است كه در هجوم و مقابله ی مصائب خود را نبازد.

6-سعادت انسان در كار ، تفكر و سعی در حفظ شرافت و تقوی است.

7-سعادتمند كسی است كه از هر خبط و خطایی كه از او سر بزند تجربه ای جدید به دست آورد.

8-سعادت دیگران قسمت مهمی از خوشبختی ما است.

9-سعادت نتیجه یك زندگانی عقلانی است.

10-سعادت جامعه به مراتب مهمتر از سعادت فرد می باشد.

11-سعادتمند و عاقل كسی است كه صبح هنگامی كه از خواب بر می خیزد به خود بگوید : من خوشبختم.

12-سعادت یك ملت آن قدر كه به سجایای اخلاقی و قوای روحی او بستگی دارد به سایر عوامل مادی مربوط نیست.

13-سعادت در سلامت نفس و بی آزاری است و محل آن نیز در افكار و گفتار و رفتار خودمان است.

14-سعادتی بالاتر از این نیست كه آدمی بتواند حق و باطل را از یكدیگر تمیز بدهد و دل و جان را به نور معرفت روشن سازد.

15-ظالم از سعادت حقیقی دور ،و به شقاوت ابدی نزدیك است.

16-هركس در طب خیر و سعادت دیگران باشد، بالاخره سعادت خودش را هم به دست خواهد آورد.

17-شادمانی و نیكبختی ما غالباً بسته به مهر و صفایی است كه با دیگران داریم.

18-حُسن شهرت و نام نیك بزرگترین سعادت هاست.

19-فقط عدالت است كه  می تواند عامل  خوشبختی شود.

20-خوشبخت ترین افراد كسی است كه فضیلت دیگران را قدر بداند و از خوشبختی دیگران نیز احساس مسرت كند.

+ نوشته شده در  شنبه 24 فروردین1387ساعت 13:9  توسط افشین  | 

 خوشبختی ( قسمت ششم )

1.خواستار سعادت دیگران بودن، بزرگترین خوشخبتی هاست.

2. تربیت یگانه هادی بشر به سوی رستگاری است و تنها عامل سعادت است.

3. كسی كه بتواند از بدبختی ها و نومیدی های زندگی كه دیگران از آن می نالند برای خود خوشی تولید كند و از آن برخوردار شود خوشبخت است.

4. خوشبختی ، نشاط و شادی مُسری است ؛ بنابراین همواره كوشش كن كه خود را در میان افراد خانواده ، دوستان و آشنایان گشاده رو و دلشاد و خوشبین جلوه گر سازی.

5. در منتهای مكنت( رنج )و بدبختی به اندك چیزی می توان دلخوش و بی نیاز شد.

6. دوری از مردم شریر ، دریچه سعادت و نیك بختی است.

7.دل دانا در ایام خوشبختی مانند گل نیلوفر نرم است و در هنگام بدبختی مانند صخره كوه قرص و محكم.

8. سعادت گلی است كه  می تواند از وزش یك نسیم ضعیف،افسرده و پژمرده گردد.

9. غنچه خوشبختی در جای تاریك و بی صدا و گودی پنهان است كه بسیار نزدیك ماست ولی كمتر از آنجا می گذریم و آن دل خود ماست.

10. كسی كه از چیز كمی احساس خوشبختی نمی كند ، با داشتن همه چیز هم خوشبخت نخواهد بود .

11. كلید سعادت و خوشبختی ما در اختیار پندار و گفتار و كردار ماست.

12. مردم هرگز خوشبختی خود را نمی بینند ، اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگانشان مجسم است.

13. مقصود از زندگانی فقط خوشبختی نیست بلكه تكامل آن است.

14. نیكبخت كسی است كه نه از مردن كسی شاد شود و نه كسی از مردن او شاد گردد.

15. نیكبخت آن كسی است كه آموزگارش روزگار بوده است.

16. یك راه بیشتر برای خوشبختی وجود ندارد ، آن هم كاستن نگرانی درباره ی چیزهایی است كه ما فوق قدرت ما قرار گرفته اند.

17. خوشبخت كسی است كه از زندگی دیگران درس عبرت بیاموزد.

18. مرد نیكبخت كسی است كه جریان زندگانی را بدون برخورد با تألمات روحی و جسمانی شدید طی كند.

19. بزرگترین سعادت فرار از فلاكت است.

20. خوشبختی خانوادگی طولانی ترین و محكم ترین و شیرین ترین سعادت ها است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 13:30  توسط افشین  | 

خوشبختی ( قسمت پنجم )

1.  خوشبختی یك موضوع شخصی است اگر می خواهید سعادتمند باشید باید خوش بین و قانع باشید  و اعتدال را رعایت كنید، همچنین باید كاری داشته باشید كه از آن خوشتان بیاید و آن كار باید بازده داشته باشد.

2. ساعاتی كه در انتظار خوشبختی هستیم لذت بخش تر ازدقایقی است كه به لذت خوشبختی رسیده ایم.

3. كسانی كه طبع تلخ و سنگین و انعطاف ناپذیری دارند، سهمی كه از جاه و مقام دارند بیش از آن است كه از خوشبختی دارند.

4. به دست آوردن خوشبختی بزرگترین فتح زندگی است.

5. خوشبختی بالاتر از این چیست كه در روزگار پیری یادگارهای شیرین ایام جوانی و كهولت را از خاطر گذرانیده، به یاد بیاوریم كه در راه  سعادت ابناء خود قدمی برداشته ، آنها را از ظلمات جهل و بی خبری رهایی داده ایم.

6. آدم بدبخت همه ی لوازم خوشبخت بودن را در اختیار دارد به جز اراده خوشبختی .

7. آن كه كردار به سخاوت بیاراید و گفتار به راستی ، در این جهان نیك بخت است.

8. آنچه برای خوشبختی مورد احتیاج است یك آب باریك است و آنچه ما برای گرفتاری و رنج خود به آن محتاجیم یك دریاست.

9. آن كه نیك بختی خود را به دست دیگری می داند بسی ناكامی خواهد كشید.

10. آنچه انسان را در زندگی محزون می كند، فقر و بیمای و رنج نیست بلكه غرور و جاه طلبی و خودخواهی و گناه است.

11. اشك های دیگران را مبدل به نگاه های پر از شادی نمودن بهترین خوشبختی هاست.

12. بنا كردن عمارت خوشبختی بسیار دشوار ، و خراب كردن آن سخت آسان است.

13. خوشبختی هماهنگی آرزوها با حوادث روزگار است.

14.خوشبختی كالایی است كه طبیعت آن را به قیمت بسیار گران به ما می فروشد.

15.خوشبختی بر سه ستون استوار است : فراموش كردن گذشته ، غنیمت شمردن حال و امیدوار بودن به آینده.

16. خوشبختی در این است كه حدود همه چیز را بشناسیم و به آن احترام بگذاریم.

17. خوشبخت كسی است كه حاكم بر وجود خویشتن باشد.

18.خوشبختی و وسایل آن در سازش و هماهنگی با دیگران به دست می آید.

19. خوشی های كوچك خوشبختی بزرگ می سازد.

20.  بهترینِ افراد كسانی هستند كه از  نیكی و سعادت دیگران شاد شوند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت 19:33  توسط افشین  | 

 

خوشبختی ( قسمت چهارم )

1.  اگر می خواهی خوشبخت باشی ، جز آن كه برایت مهیا است آرزو مكن .

2.  وقتی می شنوی خوشبختی به سراغ كسانی می رود كه برای رسیدن به آن تلاش می كنند ، تعجب نكن.

3.  راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نكن.

4.  بدان كه خوشبختی به آسانی به دست نمی آید، برای به دست آوردن آن باید سخت تلاش كنی.

5.  خوشبخت بودن كافی نیست، بلكه آنچه اهمیت دارد، این است كه بدانیم خوشبخت هستیم .

6.  اقبال به سراغ كسی می رود كه به كار عقیده دارد نه به اقبال .

7. كامیابی و سعادت در زندگی ، فقط با حفظ توجه توحیدی  و اهلیت اسلامی و فهم سازمانی بودن خانواده ، تأمین می شود.

8. برای استفاده بهینه از زمان خود، باید خوشبختی را هدف اصلی زندگی تان قرار دهید.

9. خوشبخت ترینِ مردم كسانی هستند كه زندگی شان در راه خواسته های مردم صرف شده باشد.

10.  اگر می خواهی خوشبخت باشی جر آن كه برایت مهیاست آرزو مكن.

11. برای همه كس خوشبختی یك معنی بیشتر ندارد. رسیدن به آن آرزوی موهوم.

12. انسان در عین نومیدی ، امیدوار است.

13. خوشبختی در این است كه شخص بداند چه می خواهد و آنچه را آرزو دارد مشتاقانه بخواهد.

14. خوشبختی این است كه انسان دنیا را همان طور كه آرزو می كند ببیند.

15. سعادت جامعه به مراتب مهمتر از سعادت فرد است.

16. هر كس در طلب خیر و سعادت دیگران باشد ، بالاخره سعادت خودش را هم به دست خواهد آورد.

17. با تقوی و خوبی می توان سعادت را خرید.

18. تا انسان تمایلات خود را در حد اعتدال نگه ندارد سعادت و خوشی نخواهد داشت.

19. خوشبختی فقط یك تعریف دارد. باور داشتن خوشبختی.

20. خوشبختی نتیجه ورزش و تندرستی است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 فروردین1387ساعت 14:41  توسط افشین  | 

 

خوشبختی ( قسمت سوم )

1.    خوشبخت كسی است كه از زندگی دیگران عبرت بیاموزد.

2.    تفكر در عاقبت هر كار باعث رستگاری می شود.

3. ذهن آدمی مانند ساعتی است كه مدام از كار می ایستد. ذهن را باید با اندیشه های خوبهمراه كرد تا احساس خوشبختی نمود.

4. ذهن خودآگاه شما در آنِ واحد فقط می تواند یك فكر را در خود جای دهد، یا مثبت یا منفی. شما می توانید با جایگزین كردن افكار مثبت به جای افكارمنفی به خوشبختی دست پیدا كنید.

5. اگر من مستحق خوشبخت شدن هستم ، نباید فقط آن را برای خودم كسب كنم ، بلكه بجاست كه دامنه آن را به سوی دیگران گسترش دهم.

6. خوشبختی، درونی است نه بیرونی.از این رو به آنچه هستیم بستگی دارد، نه آنچه داریم.

7.  از آنجایی كه كنترل افكارتان در دست خودتان است، خوشبختی شما نیز بستگی به میزان اراده شما در كنترل افكارتان دارد.

8.خوشبختی در خانه ای است كه مهر و محبت در آن وجود دارد.

9.فقط عدالت است كه می تواند موجب خوشبختی باشد.

10. نیكبختی و سعادت ، دست یافتن به آرزوها است و هرچه این آرزوها ساده تر و سهل تر باشد، امید رسیدن به آنها بیشتر است.

11.آفت خوشبختی ، آرزوهای دور و دراز است .

12.خوشبختی به سراغ كسی می رود كه فرصت اندیشیدن درباره بدبختی را ندارد .

13.خوشبختی عطری است كه وقتی آن را بر دیگران می پاشی چند قطره از آن بر تو نیز خواهد پاشید.

14. خوشبختی فقط یك تعریف دارد: "باور داشتن خوشبختی".

15.   خوشبخت كسی است كه از زمان پند بگیرد.

16.   یگانه سعادت حقیقی ناشی از آن است كه خویش را تسلیم غایتی كنیم .

17. عاشق بودن یعنی خوشبختی خود را با خوشبختی دیگری توأم كردن .

18.در زندگی فقط یك خوشبختی وجود دارد : عشق بورزیم و به ما عشق بورزند .

19.آنچه مرا محق خوشبخت بودن می كند این است كه خوشبختی را برای خود نیندوزم و با دیگران قسمت كنم .

20.انسان خوشبخت فردی است كه از غم و ناراحتی فارغ باشد. انسان شاد كسی است كه غم و ناراحتی دارد ، اما اجازه نمی دهد غم هایش او را از پای در آورند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 فروردین1387ساعت 9:16  توسط افشین  |