|
ای عاشقان در همدلی دستی برآرید بر زخم پنهان دلم مرهم گذارید
|

سلام دوستان
امروز در کلاس ژئو استراتژی تعاریف گوناگونی از استراتژی ارائه شد و قرار شد تعاریف دیگری هم از منابع مختلف تهیه و ارائه نماییم.
به این منظور گشت و گذاری در سایتهای مختلف داشتم تا به حکایتی در مورد ضرورت پرهیز از سطحی نگری برخوردم.
می دانید که استراتژی هم به معنای آینده نگری برنامه ریزی دراز مدت برای رسیدن به اهداف کلان با توجه به منابع موجود هست.
حیفم آمد این حکایت زیبا را که به خوبی لزوم توجه به آینده و نگاه عميق و سيستماتيك به مسائل و تفكر دقيق در مورد آنها را بیان می کند ، در وبلاگم قرار ندهم.
موش ازشكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سر و صدا براي چيست. مرد مزرعه دار تازه از شهر رسيده بود و بستهاي با خود آورده بود و زنش با خوشحالي مشغول باز كردن بسته بود .موش لبهايش را ليسيد و با خود گفت :«كاش يك غذاي حسابي باشد. اما همين كه بسته را باز كردند، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد چون صاحب مزرعه يك تله موش خريده بود. موش با سرعت به مزرعه برگشت تا اين خبر جديد را به همه حيوانات بدهد. او به هركسي كه ميرسيد، مي گفت: «توي مزرعه يك تله موش آوردهاند، صاحب مزرعه يك تله موش خريده است . . .». مرغ با شنيدن اين خبر بال هايش را تكان داد و گفت: « آقاي موش، برايت متأسفم. از اين به بعد خيلي بايد مواظب خودت باشي، به هر حال من كاري به تله موش ندارم، تله موش هم ربطي به من ندارد». ميش وقتي خبر تله موش را شنيد ، صداي بلند سر داد و گفت: «آقاي موش من فقط ميتوانم دعايت كنم كه توي تله نيفتي، چون خودت خوب ميداني كه تله موش به من ربطي ندارد. مطمئن باش كه دعاي من پشت و پناه تو خواهد بود. موش كه از حيوانات مزرعه انتظار همدردي داشت، به سراغ گاو رفت. اما گاو هم با شنيدن خبر، سري تكان داد و گفت: « من كه تا حالا نديدهام يك گاوي توي تله موش بيفتد!» او اين را گفت و زير لب خندهاي كرد و دوباره مشغول چريدن شد. سرانجام، موش نااميد از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در اين فكر بود كه اگر روزي در تله موش بيفتد، چه مي شود؟
در نيمههاي همان شب، صداي شديد به هم خوردن چيزي در خانه پيچيد. زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوي انباري رفت تا موش را كه در تله افتاده بود، ببيند. او در تاريكي متوجه نشد كه آنچه در تله موش تقلا مي كرده، موش نبود بلكه مار خطرناكي بود كه دمش در تله گير كرده بود. همين كه زن به تله موش نزديك شد، مار پايش را نيش زد و صداي جيغ و فريادش به هوا بلند شد. صاحب مزرعه با شنيدن صداي جيغ از خواب پريد و به طرف صدا رفت. وقتي زنش را در اين حال ديد او را فوراً به بيمارستان رساند. بعد از چند روز، حال وي بهتر شد. اما روزي كه به خانه برگشت، هنوز تب داشت. زن همسايه كه به عيادت بيمار آمده بود، گفت: براي تقويت بيمار و قطع شدن تب او هيچ غذايي مثل سوپ مرغ نيست. مرد مزرعه دار كه زنش را خيلي دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتي بعد بوي خوش سوپ مرغ در خانه پيچيد. اما هرچه صبر كردند، تب بيمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آنها رفت و آمد ميكردند تا جوياي سلامتي او شوند. براي همين مرد مزرعه دار مجبور شد، ميش را هم قرباني كند تا با گوشت آن براي ميهمانان عزيزش غذا بپزد .روزها ميگذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر مي شد تا اين كه يك روز صبح، در حالي كه از درد به خود مي پيچيد از دنيا رفت و خبر مردن او خيلي زود در روستا پيچيد. افراد زيادي در مراسم خاكسپاري او شركت كردند. بنابراين، مرد مزرعه دار مجبور شد از گاوش هم بگذرد و غذاي مفصلي براي ميهمانان دور و نزديك تدارك ببيند .حالا، موش به تنهايي در مزرعه مي گرديد و به حيوانان زبان بستهاي فكر مي كرد كه كاري به كار تله موش نداشتند!
به مسائل سطحي نگاه نكنيد. شايد مسائلي كه در نگاه اول، بي ارتباط با يكديگر به نظر مي رسند، به هم مربوط باشند. نگاه عميق و سيستماتيك به مسائل و تفكر دقيق در مورد آنها، ميتواند به مديران كمك كند تا ريشه مسائل و مشكلات را بهتر و درست تر شناسايي كنند و بتوانند راه حل هاي مناسبي براي حل آنها بيابند.
منبع: http://www.mgtsolution.com/olib/100270686.aspx

عيد قربان، روز کامل شدن خويشتن خويش است و روز رهيدن از خويشتن
خويش ،و در اين طريق روز رسيدن به اوج دلداگيست.
حال که وادي عرفات که مرحله شناخت است را با ذکر و دعا و خودشناسي
پشت سر نهاده اي و مشعر را که محل شعور و آگاهي است، تجربه کرده
اي و سلاحي براي مبارزه با شيطان اندوخته اي، اکنون به مني رسيده اي
که سرزمين رسيدن به عشق و دلباختگي است.
عيد قربان، امروز فرا رسيد و زمان رهايي از هر آنچه غير خدايي است، تجلي
يافت و تو زائر منايي، درست نخستين قربانگاه مشي و طريق ابراهيمي
هستي.
عيد قربان، يعني اي زائر که تا اين مرحله آمده اي از هر چه تعلق است دور
شو، يعني خود را از هواي نفس بري ساز، يعني از حصار تنگ خودخواهي
بيرون آي.
با رسيدن به مرحله قرباني، ديگر چيزي نمانده به عشق برسي و حاجي
شوي.
زائر خانه خدا در اين روز سبکبال مي شود، زيرا اسماعيل وجودش را با هر
آنچه که بدان وابسته است و همه جلوه هاي دنيوي دارد، قرباني مي کند
تا رها شود.
عيد قربان، جشن رهيدگي از بندگي نفس است، عيد قربان تجلي گاه بندگي
است و درست با همين خصوصيت است که عيد قربان پاک ترين عيدهاست.
عيد قربان، پاک ترين عيدهاست فقط به خاطر اينکه انساني نو متولد
مي شود که سرسپردگي و بندگي خدا را مي پذيرد.
عيد قربان، به زائر خانه خدا در اوج شناخت و معرفت و آزادگي، بندگي خدا را
ديکته مي کند و ماحصل آن قرب خداست و اين خود، کامل شدن بندگي
است.
امروز نهيب ابراهيم خليل، از منا به گوش مي رسد که اي حاجي بايد از
تعلقات دنيوي ببري، تعلق تو هر چه باشد، از جنس اين دنيايي است،
ولي تعلق من اسماعيل تنها پسرم بود که در پاسخ عشق به معبود به
قربانگاهش بردم.
سلام بر ابراهيم، سلام بر محمد و سلام بر همه بندگان صالح خداوند.
منبع:سایت خبر گزاری جمهوری اسلامی

نکات زیر را رعایت کنید تا همسرتان را به طور کامل در اختیار داشته باشید:
1.شما می توانید احساسات خود را بروز دهید تا اعتبار بیشتری کسب کنید. زمانی که فکر می کنید بهتراست به اونشان دهید که چقدر دوستش دارید از کلمات «عزیزم» یا اینکه «تو را یک دنیا دوست دارم استفاده کنید».
2.برای لذت بردن از زندگی فرصت های هیجان انگیز و کشف نشده ای را به ارمغان بیاورید. می توانید با دیدن شادی همسرتان از فعالیت هایی که در آنها برتری دارد، خوشحال شوید و از وجودش لذت بیشتری ببرید. موفقیت وی را برای دوستان و نزدیکان بیان کنید و نشان دهید که چقدر برایتان مهم می باشد. شوهر شما از اینکه مورد توجه قرار می گیرد احساس وجد خواهد کرد. شما با بیان کلماتی چون «آفرین»، «تو سبب افتخار من هستی»، «مرا سربلند کردی و دوست دارم به خیابان بروم و فریاد بزنم شوهرم موفق ترین انسان روی زمین است» مطمئن باشید به طور وصف ناپذیری در او احساس بزرگی و عزت نفس ایجاد می کنید و حاضر است زندگی اش را به پای شما بریزد و در صدد جبران آن برآید.
3.از خود گذشتگی و تعهد خود را نسبت به زندگی مشترک به او نشان دهید اما منت بر سرش نگذارید.
4.وقتی کنارش می نشینید، وقایع روز را برای او تعریف کنید و از دوستی با یکدیگر لذت ببرید.
5.زندگی در محیط خانواده ، همواره تجربیات دیدنی و شنیدنی زیادی به همراه دارد، بعضی از این تجربیات مایه دلخوشی و بعضی دیگر دردآور و ناراحت کننده و بعضی ممکن است احساس شرمندگی به همراه داشته باشد. هرگونه احساساتی که به وجود آید، اگر شما نتوانید آنها را بشناسید، این احساسات ریشه های رفاه خانوادگی را ازبین می برد. پس هرگاه از گفته و رفتاری رنجش داشتید، با زبانی محبت آمیز و بدون آنکه سبب عصبانیت همسرتان شوید، در موقعیت مناسب آن را بیان کنید، در واقع برای وی درد دل کنید.
6.حال به زمانی می رسیم که شوهرتان به هر دلیلی عصبی و بدخلق شده است. در ابتدا به دنبال یافتن دلیل عصبانیت او به طورغیر مستقیم باشید وسعی کنید او را تنها بگذارید و مسایل روز را در آن زمان برایش بیان نکنید. یک فنجان چای یا آب میوه می تواند او را آرام کند، همچنین لبخند ملایمی به لب داشته باشید و محیط خانه را برای وی آرام و بی سروصدا کنید. بعد از دقایقی تنهایی به کنارش بروید و کلمات محبت آمیز ابراز کنید و به طور مستقیم درباره دلیل عصبانیتش سوالی نکنید. مطمئن باشید وقتی شوهرتان آرامش خود را به دست بیاورد همه چیز را برایتان تعریف می کند. حتی اگر 24 ساعت هم طول بکشد.
7.اگر با همسرتان قهر کرده اید، وقتی او به سر کارش رفت، تلفن را بردارید و به او زنگ بزنید و بدون اینکه عذرخواهی کنید از او احوال پرسی کرده و مانند روزهای گذشته با وی صحبت کنید و در زمینه قهر و مشاجره میان خود و او سخنی به میان نیاورید. مانند همیشه لیست خرید خود را بگویید و در نهایت با جمله ای عاشقانه نشان دهید که دوستش دارید. اگر شما مقصر باشید یا او تقصیر کار باشد، فرقی نمی کند، بدانید که همه مشکلات و اختلافات حل خواهد شد. تصور نکنید که غرور خود را زیر پا گذاشته اید، بلکه بزرگواری کرده اید و مطمئن باشید او نیز قدر این کار را خواهد دانست و با رویی گشاده به خانه باز خواهد گشت.
منبع :خانواده سبز ، شماره 152

شب شنبه مورخه 1/9/1387 قسمتی دیگر از سریال حضرت یوسف (ع) از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد که حاوی شبهه ای بود و سوالاتی را در اذهان بینندگان بوجود آورد.
گرچه در قسمتهای قبلی این سریال نیز بعضا شبهاتی وجود داشت و در مواردی اعتراض بعضی از مومنین و بینندگان را بر انگیخته بود.
در قسمت اخیر نکته ای راجع به خطا و اشتباه حضرت یوسف (ع) مبنی بر در خواست کمک از حاکم زمان برای آزادی مطرح گردید و پس از آن حضرت یوسف(ع) در حال توبه و ندبه نشان داده شد که اعتراف به خطا و اشتباه خود می نمود و از خدای سبحان طلب عفو و بخشش می کرد ، این موضوع از چند منظر قابل تامل و بررسی است :
1- برابر مستفاد از آیه 24 سوره مبارکه یوسف که آن حضرت را از مخلصین(به فتح ل) معرفی می کند ، حضرت یوسف (ع) از عصمت برخوردار است و دامن ایشان از خطا و اشتباه مبراست، این در حالی است که در قسمت قبلی سریال هم مبعوث شدن آن حضرت به مقام نبوت نشان داده شده بود، لذا طرح این شبهه که پیامبر هم اشتباه و خطا می کند با مبانی دینی و آموزه های قرآنی به هیچ عنوان سازگار نیست.
در این که حضرت یوسف چنین درخواستی را از ساقی شاه انجام داده است ، به استناد آیهء شریفهء 42 سورهء مبارکه یوسف ، شکی نیست ، اما سوال این است که آیا این خطا و اشتباه است ؟
آیا سزاوار است که گفته شود شیطان بر حضرت یوسف نفوذ کرد و نام و یاد خدا را از یادش برد و بر بنده خدا متوسل شد؟ از جملهء "فانسيه الشيطان" بعضا چنین برداشت می کنند ، ولی صاحب تفسیر المیزان رحمه الله علیه ، این برداشت را خلاف قرآن می داند و معتقد است شیطان در قلوب مخلصین راه ندارد. شاهد این نکته بیان قرآن کریم هست در دو آیهء بعد که می فرماید "قال الذى نجا منهما وادّكر بعد امّة" و نشان می دهد که فراموش کننده ، ساقی شاه بوده که یوسف را فراموش کرده بوده است نه یوسف ،
2- در ادامه سریال با نشان دادن نزول جبرئیل بر حضرت یوسف ، تلاش شد تا به نوعی اعلام گردد که اگر حضرت یوسف خطایی کرده ، بلافاصله با اقرار به خطا و انجام توبه با تمدید مدت حضورش در زندان و تحمل مجازات ، همچنان در نبوت ابقاء گردیده که این هم جای تامل فراوان دارد:
- اولا با طرح شبهه قبلی عصمت حضرت یوسف را زیر سوال برده اند، تاکید بر بقای نبوت کسی که عصمتش زیر سوال هست ، با اصل نبوت مغایرت دارد.
- ثانیا اینکه آیا عصمت با توبه قابل بازگشت هست؟ و آیا به کسی که مرتکب خطا شده باز هم می توان گفت معصوم یا نه؟خود جای بحث فراوان دارد.
به هر حال در سریالهای تاریخی که منشاء قرآنی دارد بایستی دقت بیشتری بعمل آید ، مشاورین محترم مذهبی و فرهنگی اینگونه سریالها بایستی برداشت عامه را مد نظر قرار دهند و دقت کنند نوع بیان و رفتارها منجر به شبهه افکنی نشود.
امید است در آینده شاهد نمایش فیلمها و سریالهای پر بارتری از سیمای جمهوری اسلامی باشیم.