لینک دانلود فیلم انفجار در حسینیه شیراز ۱۷ ثانیه
- برچسبها : فیلم بمب گذاری در شیراز - بمب گذاری در حسینیه سید الشهدا - فیلم بمب گذاری در حسینیه رهپویان - شیراز+ دانلود فیلم بمب گذاری
|
ای عاشقان در همدلی دستی برآرید بر زخم پنهان دلم مرهم گذارید
|

دید مجنون را یکی صحرا نورد 
در میان بادیه بنشسته فرد 
صفحه ای از خاک و انگشتان قلم 
می نویسد نام لیلی دم به دم
گفت:ای مجنون شیدا چیست این ؟
بهر که نامه نویسی کیست این؟
گفت: مشق نام لیلی میکنم 
خاطر خود را تسلی میکنم 
چون میسر نیست ما را کام او
عشق بازی میکنم با نام او

در ارتباط باهمسر ذهن خوانی نکنید !!

بسیاری از بگومگوها و مشاجرات خانوادگی ناشی از درست صحبت نکردن و عدم توانایی در رساندن مفهوم و منظور افراد است.
برای کاستن از این مشاجرات متخصصین آموزشهای مهارتهای ارتباطی، تدابیری برای برقراری ارتباط مناسب تدوین کردهاند که به خلاصهای از آنها اشاره میکنیم:
در مقاله ی قبل به 6 قانون ارتباطی از " فنون برقراری ارتباط صحیح (ارتباطات کلامی) " اشاره شد و حال بررسی 6 مورد دیگر :
قانون ارتباطی 1:
به یک موضوع بپردازید متخصصین آموزش مهارتهای کلامی به این قانون بهای فراوان میدهند. به اعتقاد آنها موضوع جاری به اندازه کافی دشوار هست که به آن رسیدگی کنیم در این شرایط نباید با طرح مسائل مربوط به گذشتههای دور بر حساسیتها بیفزائیم.
قانون ارتباطی 2:
رنجشهای کهنه را از نو زنده نکنید. مسائلی که قبلا شما را رنجانده است و به اندازه کافی در مورد آن مشاجره داشتهاید را مجددا مطرح نکنید. رجوع به گذشته برای یافتن شاهد همیشه در زندگیهای مشترک ایجاد اشکال نموده است و باعث تیرگی روابط میگردد.
قانون ارتباطی 3:
از موضوع خارج نشوید. سعی کنید به هنگام به وجود آمدن مشکل به طرح اصل مسئله بپردازید و از پرداختن به مسائل حاشیهای خودداری فرمائید، وقتی با همسرتان درباره ی موضوعات بیتناسب و بیمورد بحث میکنید، بدانید که از موضوع اصلی منحرف شدهاید و از یکدیگر دلخور و ناراحت هستید. در چنین شرایطی بهتر است در حال آرامش قرار بگیرید و کاملا آرام مشکل را مطرح و ضمن قضاوت و صحبت کردن صادقانه وی را به حل مشکل دعوت نمایید.
قانون ارتباطی 4:
از برچسب زدن و ناسزا گفتن خودداری نمائید. هر وقت که ناسزا میگویید از منطق فاصله میگیرید. درستاندیشی حتی در شرایط عادی هم دشوار است و زمانی که شما حتی احساساتتان را نتوانید کنترل کنید بر مشکلات خود میافزایید.
قانون ارتباطی 5:
از طرح شکایات انباشته شده خودداری کنید. همه ما شکایات را روی هم انباشته میکنیم، هر چند ممکن است به ظاهر از آن مطلع نباشیم، اما از ما میخواهند که مودب باشیم، احترام بگذاریم و ملاحظه دیگران را بکنیم.
قانون ارتباطی 6:
در واقع مودب بودن، احترام گذاشتن و ملاحظه ی دیگران را کردن قانون بعدی است که متخصصین آموزشهای ارتباطی اغلب آن را متذکر میشوند، اما مودب بودن، احترام گذاشتن و رعایت دیگران را کردن، سرکوب و فرونشانی شکایات است و سرکوب شکایات نیز به معنای انباشت کردن آنها است تا روزی که از خشم همه آنها را یکجا بیرون نریزیم. لذا پیشنهاد میکنیم به جای اینکه شکایت انباشته شده خود را یکجا تخلیه کنید از این شکایات به عنوان یک راهنما برای حل گرفتاریهایتان استفاده کنید.
در کل باید گفت برقراری ارتباط عامل تعیین کننده در زندگی ماست. اگر درست شکل بگیرد به اجتناب از موقعیتهای استرسزا کمک کرده و به حل بسیاری از مسایل زندگی منجر میشود. طرز برقرار ارتباط با دیگران و واکنش آنها ریشه در حرمت نفس داشته، و متقابلا بر آن اثر میگذارد.
ارتباط موثر، صادقانه و متناسب با موقعیت است. شخص در پی این ارتباط اجتماعی احساس عزت نفس میکند و با دیگران و با موقعیتهای استرسزا راحت تر کنار میآید. در این ارتباط قاطعیت مطرح است و معنا و مفهومش این است که به انتخاب خود آزادانه حرف میزنید، ولی ارتباط غیر موثر عمدتا با سرزنش خود شخص، افکار، حمله، کاهش عزت نفس همراه است افراد در برخوردهای اجتماعیشان ممکن است چند جور واکنش نشان دهند (بنسون، استوارات) گاهی واکنشها پرخاشگرانه است، این طرز برخورد به این معناست که «من مهم هستم ولی تو مهم نیستی» گاهی واکنشها انفعالی است، این طرز برخورد به این معناست که «تو مهم هستی ولی من مهم نیستم» چنانچه واکنش قاطعانه باشد به هر دو توجه میشود، آشکارا، صادقانه و به جا هستند «من مهم هستم تو هم مهم هستی».
ارتباط موثر، یعنی آنچه را که میخواهید و نمیخواهید مطرح سازید تعریف و تحسینها را بپذیرید و بدانید چه موقع آری و چه موقع نه بگویید، ارتباط موثر، یعنی احساسات خود را به تناسب مطرح کنید. به راه حل پیروزی طرفین بیندیشید، حرف خود را بزنید، مشخص باشید، خواستههای خود را بشناسید. نباید انتظار داشته باشید که دیگران نیازها و خواستههای شما را بدانند. برخورد همدلانه داشته باشید.
برخورد همدلانه میتواند اضطراب و افسردگی را تخفیف دهد و مهارتهای ارتباطی را بهبود بخشد. با خود مهربان باشید تنها در این صورت میتوانید به دیگران محبت کنید. متخصصین مهارتهای ارتباطی معتقدند جهت هر چه بهتر شدن ارتباطات گوینده و شنونده باید اصولی را رعایت کنند.
اصولی که گوینده باید به آنها توجه داشته باشد :
- خلاصه حرف بزنید.
- صریح و موجز حرف بزنید.
- از توهین، تهمت و سرزنش بپرهیزید.
- از زدن برچسبهایی مانند، خودخواه، بیملاحظه، بدجنس، خودداری کنید.
- از مطلقگویی و استفاده از کلماتی مانند هرگز یا همیشه خودداری نمایند.
- ذهن خوانی نکنید.
- در جاهایی که لازم است از ضمیر ما استفاده کنید ضمیر من را بکار نبرید. اصولی که شنونده باید رعایت کند.
- زمینههای توافق را پیدا کنید.
- مضامین منفی صحبتهای همسرتان را ناشنیده بگیرید.
- از خود سوال کنید.
- مطمئن شوید که منظور همسرتان را درک کردهاید.
- طوری صحبت کنید که همسرتان منظور شما را کاملا درک کند.
- از عذرخواهی کردن نهراسید.
- شکایتها را به پرس وجو تبدیل کنید.
- به گونهای با همسر خود صحبت کنید که احساس کند، حامی و تکیه گاه او هستید.
همانطور که قبلا ذکر شد نحوه برخورد زنان و مردان با فشارهای عصبی متفاوت است در این شرایط مردان بیشتر سکوت میکنند و در خود فرو میروند، ولی زنان بیشتر روابط همدلانه را جستجو میکنند و میخواهند برای کسی ساعتها حرف بزنند.
اغلب زنان در شرایطی که مرد در حالت استرس و مشکلات روحی به سر میبرد میخواهند کاملا از موضوع سر در بیاورند و به نوعی مرد را راهنمایی کنند. به خانمها توصیه میشود در شرایطی که همسرشان درخواست کمک نکرده اصرار به راهنمایی نداشته باشید. رفتارهای مادرانه همسر برای مرد خوشایند نیست در بسیاری از مواقع زنان با راهنمایی یا خواسته و یا انتقاد از مرد موجب رنجش او میشوند. در مواقعی که زن میخواهد از شوهرش انتقاد کند و یا دلخوری خود را با او مطرح سازد بهتر است اصولی را که در مبحث زیر آمده، رعایت کند.
منبع : برگرفته از کتاب " روان شناسی ازدواج – نویسنده : زهره رئیسی – با تغییر و تلخیص
برداشت از سایت تبیان

اشکها آهسته می لغزند بر رخسار زردم
آرزو دارم روم جایی که دیگر بر نگردم
شاه مرغان چمن بودم ولی چون بوم بیدل
ناله ای گر داشتم در گوشهء ویرانه کردم
روز و شبها رهسپر گشتند و افزودند دائم
شامها داغی به داغم روزها دردی به دردم
عهد کردم این پریشانی دگر با کس نگویم
گفت آخر با تو دردم اشک گرم و آه سردم
می روی و میروم پیمانه گیرم تا ندانم
من که بودم؟ یا چه بودم؟ یا چه هستم؟ یا چه کردم؟

هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم
یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است
تنها سر مویی ز سر موی تو دورم
ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش
تو قاف قرار من و من عین عبورم
بگذار به بالای بلند تو ببالم
کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم


کار دل در تار زلفش از پریشانی گذشت
ره چنان رفتم که کارم از پشیمانی گذشت
شمع و من رسوای اشک آتشین خود شدیم
کار این داغ جگر از آه پنهانی گذشت
ماجرای عمر ما را گر به خواهی از نخست
روز در حیرت به شب شد شب به حیرانی گذشت

بسیاری از بگومگوها و مشاجرات خانوادگی ناشی از درست صحبت نکردن و عدم توانایی در رساندن مفهوم و منظور افراد است.
برای کاستن از این مشاجرات متخصصین آموزشهای مهارتهای ارتباطی، تدابیری برای برقراری ارتباط مناسب تدوین کردهاند که به خلاصهای از آنها اشاره میکنیم:
قانون ارتباطی 1:
به جای «تو و شما» جملات خود را با من شروع کنید.
در عبارات به جای اینکه از فاعل تو استفاده کنید بهتر است فاعل «من» را به کار ببرید. توجه داشته باشید که جملات با فاعل «تو» بسیار سرزنش آمیز هستند.
«تو مرا عصبانی میکنی»
«تو آدم بی تعهدی هستی و جز خودت به کسی فکر نمیکنی»
«تو داری اعصابم را مختل میکنی»
وقتی از فاعل من استفاده میکند ، مسئولیت احساساتتان را میپذیرید و احتمال اینکه همسرتان به حرف شما بها بدهد، بیشتر میشود. و لذا بهتر است بگویید:
«من عصبانی هستم»
«دیشب وقتی دیر آمدی، ناراحت شدم»
«اعصابم مختل شده است»
توجه داشته باشید ممکن است جملهای را با فاعل «من» شروع کنید، اما جمله اصلی متوجه «تو» باشد. مانند :
«احساس میکنم تو یک روانی هستی»
«من از مخارج بیتناسب تو عصبانی هستم»
قانون ارتباطی 2:
تا جایی که امکان دارد از کلمات «همیشه و هرگز» استفاده نکنید.
مثل اینکه میگویید: «هیچوقت دست به سیاه و سفید نمیزنی»
واژههای «هرگز و همیشه» بیش از اندازه قدرتمند هستند و بیآنکه لازم باشد طرف مقابل را خشمگین میسازند، از این گذشته بسیار ضعیف هستند، زیرا به راحتی میتوان در مقام تکذیب آن حرف زد،
البته مردم وقتی از این کلمات استفاده میکنند، میخواهند بگویند از این موضوع به شدت ناراحت هستند و بیشتر قصد تاکید دارند و میخواهند مطمئن شوند که طرف مقابلشان متوجه موضوع شده است. ولی نمیدانند کسی که فقط دو سه بار اشتباهی را مرتکب شده است چقدر از این موضوع ناراحت میشود.
قانون ارتباطی 3:
رشته کلام همسرتان را پاره نکنید.
در هنگام صحبت کردن بگذارید همسرتان حرفش را کاملا بزند. زمانیکه صحبتش را قطع میکنید وی را عصبانی میکنید و به او این احساس را میدهید که کسی به حرف شما گوش نمیکند و برای آن ارزشی قائل نیست. از آنجائیکه اجازه ندادهاید جملهاش تمام شود، ممکن است نتیجهگیری شتاب زده و غیر واقعی بکنید.
ممکن است هر چقدر تلاش کنید نتوانید این رفتار خود را کنترل نمائید در این شرایط بهتر است بگویید «نوبت صحبت به من هم بده زیرا به نظر میرسد حرفهای غیر منصفانه میزنی ولی خواب ادامه بده» و یا اینکه بگویید :«میدانم نباید صحبت را قطع کنم ولی میخواهم بدانی غیر منصفانه قضاوت میکنی» در این شرایط گوینده به اندازه ی کافی اعتراض خود را بیان میکند و احساس خود را نیز مطرح میسازد و در موقعیتی قرار میگیرد که بتواند پایان سخن همسرش را بشنود. در عین حال اعتراض به اندازه ی کافی کوتاه است و طرف مقابل را عصبانی نمیکند و میتواند به حرف زدن ادامه دهد.
قانون ارتباطی 4:
حرف همسرتان را به زبان خود خلاصه کنید «دانیل بیوایل»، یکی از متخصصین مهارتهای ارتباطی میگوید وقتی همسرتان سعی دارد احساسش را با شما در میان بگذارد سعی کنید سخن او را با عبارات خود خلاصه کنید تا بدانید منظور او را فهمیدهاید و بعد از او سوال کنید آیا درست میگویم. در این شرایط هر دو به حرفهای یکدیگر گوش فرا میدهند.
قانون خلاصه کردن مبتنی بر یک فراست مهم است و تلاشی است تا طرفین ازدواج وقتی حرفهای یکدیگر را خلاصه نمیکنند آن را بفهمند. سعی کنیم از این قانون سود ببریم و بپذیریم که گوش دادن به حرفهای همسر از اهمیت ویژهای برخوردار است.
قانون ارتباطی 5:
از ذهن خوانی پرهیز کنید. ذهن خوانی یکی از خطاهای ارتباطی است، یعنی شما برداشتهای خود را به دیگران نسبت میدهید، تصور میکنید مردم چگونه فکر میکنند، چه احساسی دارند و چه میخواهند بکنند. ذهن خوانی میتواند کاملا تحریک کننده و خشم برانگیز باشد عباراتی از قبیل:
«تو میخواستی مرا مجازات کنی»
«تو دوستان مرا نمیپسندی»
«تو از مسئولیت فرار میکنی»
میخواستی کاری بکنی که من احساس گناه بکنم»
عباراتی از این قبیل میتواند مانع گفتگوی منطقی شود. اشخاص دوست ندارند که دیگران درباره ی احساسات و علائق آنها به حدس و گمان متوسل شوند، به خصوص حدس اشتباه آنها را به شدت ناراحت میکند و این اتفاقی است که اغلب روی میدهد. ذهن خوانی ممکن است یک بیان ناقص باشد که از آن برای پی بردن به همه ی مطالب استفاده کنید. توجه داشته باشید که گاه «ذهن خوانی» مبین ترس شماست که به شکل اظهارنظر درباره ی احساسات و انگیزههای دیگران متجلی میشود.
منبع : برگرفته از کتاب " روان شناسی ازدواج – نویسنده : زهره رئیسی – با تغییر و تلخیص


نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی
نه بر مژگان من اشکی نه بر لبهای من آهی
نه جان بی نصیبم را پیامی از دلارامی
نه شام بی فروغم را نشانی از سحر گاهی
نیابد محفلم گرمی نه از شمعی نه از جمعی
ندارد خاطرم الفت نه با مهری نه با ماهی
بدیدار اجل باشد اگر شادی کنم روزی
به بخت واژگون باشد اگر خندان شوم گاهی
کیم من؟ آرزو گم کرده ای تنها و سر گردان
نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه همراهی
گهی افتان و خیزان چون غباری در بیابانی
گهی خاموش و حیران چون نگاهی بر نظرگاهی
"رهی" تا چند سوزم در دل شبها چو کوکبها؟
باقبال شرر نازم که دارد عمر کوتاهی

بین همسران،چرا طعنه ؟چرا کنایه؟

از مشکلاتی که بین زن و مرد بوجود میآید این است که زن و مرد علاوه بر اینکه از کلمات مشابه استفاده میکنند ولی تصوراتشان از کلمات متفاوت است آنها حتی از جملات واحد معانی متفاوت برداشت میکند.
زنان احساسات خود را اغراقآمیز جلوه میدهند و محدودیتی در استفاده از لغات نمیبیند، اما مردان کلمات را واقعی پنداشته و واکنشهای نامناسب نشان میدهند. مردان حرفهای زنان را لغت به لغت معنا میکنند.
جوابهای تند و سریع و بدون تفکر موجب رنجش شنونده میشود و اینگونه جوابها خامی و عجول بودن پاسخدهنده را میرساند.
جوابهای سربالا و سرزنشآمیز دلیل بر پرعقده بودن و عصبیت پاسخ دهنده است و ناشی از آن است که وی شیوه برقراری ارتباط را نمیداند. واکنشهای کلامی که با تعمق و منطقی و بدون حب و بغض باشد و جواب دهنده صادقانه خواستههای خود را مطرح میکند، قطعا ارتباط بهتری را رقم میزند و موجب پایداری زندگی خواهد شد.
در ذیل چند نمونه از واکنشهای کلامی آورده میشود شما کدام پاسخ را ترجیح میدهید، آیا اگر مورد آخر را انتخاب کنید بهتر نیست؟
امروز شاید کمی دیر بیام
الف- کار همیشگی توست
ب- باز میخوان ازت کار بکشن
ج- باشه منتظرت میمونم ولی خودت را خیلی خسته نکن
نظرت نسبت به ... چیه؟
الف- چطور مگه. کی تا حالا نظر من برای شما مهم شده.
ب- نه اصلا ازش خوشم نمیآید.
ج- چیز بدی ازش ندیدم. در معاشرت بهتر میشه دیگران را شناخت.
جلوی مهمانها درست نبود با من اینطوری حرف بزنی.
الف- حقت بود.
ب- تو که برای کسی اهمیت قائل نیستی
ج- ببخشید خودم هم پشیمان شدم آخر خیلی عصبانیام کردی.
امروز حال خرید ندارم
الف- هر روزت همینه، این که عجیب نیست.
ب- باز نق و نقت شروع شد.
ج- اشکالی نداره اگه خستهای میگذاریم برای یه روز دیگه.
چرا غذا نمیخوری مگه غذا خوردی؟
الف- نمیخورم، از این غذا خوشم نمییاد.
ب- کجا غذا خوردم، باز کج خیال شدی.
ج- با اینکه بوی غذات آدمو به اشتها میاره، اما نمیدونم چرا میل ندارم.
در جایی که انسان میتواند بطور صریح سخن بگوید و رنجشهای خود را از راه گفتوگوی مستقیم حل کند چرا متوسل به طعنه و کنایه شود و یا به جای اینکه به حل اصولی مشکلات خود بپردازد به زخم زبان متمسک شود. در این صورت نه تنها مشکل حل نمیشود بلکه رنجشها عمیقتر میگردد.بهتر است سعی کنید در زندگی مسائل و مشکلات را خودتان حل کنید، و رنجش حل نشده باقی نگذارید.
وقتی زن و مرد از هم رنجش پیدا میکنند و درصدد رفع آن بر نمیآیند، وقتی اجازه میدهند ناراحتیها و دلخوریها روی هم انباشته شود، همچون کامیونی میشوند که مملو از لجن باشد. اگر این کامیون بار خود را خالی نکند، بوی بدش همه جا را میگیرد. زوجی که رنجشهای خود را رفع نمیکنند ، باید انتظار داشته باشند رابطهشان سرد شود.
وقتی یکی از دیگری میرنجد، بیمنطق، بیانصاف و پرخاشگر میشود، حال حدس بزنید قضاوت چنین آدمی نسبت به همسرش چگونه خواهد بود.
ادامه دارد ...
منبع : برگرفته از کتاب " روان شناسی ازدواج – نویسنده : زهره رئیسی – با تغییر و تلخیص
برداشت شده از سایت تبیان

بی قرار لحظه های پر دردم
بی قرار شامهای بی پایان
شب از سیاهی گذشت و صبح هنوز
در طی مسیر طلوع سر گردان


روش مناسب انتقاد کردن از مردان :
1- زن باید قبل از مطرح کردن دلخوری، آن را روی کاغذ بنویسد، زیرا به این ترتیب سهم خود را در پیشامد مربوط بهتر خواهد دید، از سوی دیگر نوشتن ماجرا موجب آرامش نسبی فرد میشود و در عین حال با نوشتن، بیشتر به علتهای آن واقف میگردد.
2- پیش از صحبت کردن خود را به جای همسرش بگذارد. با این کار بهتر به مشکلات همسرش پی میبرد.
3- حتیالمقدور قبل از صحبت با همسر خود ، موضوع را با دیگران مطرح نکند، مگر نیاز مبرم احساس نماید.
4- در ابتدای صحبت تاکید کند که قصدش از مطرح کردن رنجش، رسیدن به حسن تفاهم است.
5- پیشاپیش یادآوری نماید شاید اصل ماجرا یک سوءتفاهم باشد، غرض از صحبت، رفع کردن آن است.
6- سعی نمایند از نکات مثبت شخصیت او و کارهای مطلوبی که انجام داده است ذکری به میان آورد تا فضای مذاکره صمیمی شود.
7- در حین صحبت کردن به جای زخم زبان و کنایه زدن و تحقیر و تمسخر با لحنی دوستانه و مهربان صحبت کنند.
طریقه مناسب انتقاد کردن از زن
۱- قبل از مطرح کردن موضوع آن را روی کاغذ بنویسید ، تا متوجه خطاهای خود نیز بشوید.
2- هرگز وی را با دیگران مقایسه نکنید و مزایای آنها را به رخش نکشید، اگر میخواهید مقایسهای در کار باشد او را با خودش مقایسه کنید یعنی خطاهای احتمالی را با رفتارهای خوب خودش در موقعیتی دیگر مقایسه نمائید.
3- از دلخوریها و رنجشهای کوچک شروع کنید. پس از رفع دلخوری وی را وادار نکنید به گناهش اعتراف کند.
4- کارهای خانه را به اندازه کارها و امورات بیرون از خانه، مهم بشمارید و قدردان زحماتش باشید.
5- از یکدندگی و لجاجت بپرهیزید.
6- در موقع صحبت کردن مواظب لحن و طرز ادای کلمات خود باشید، زیرا همانگونه که ذکر شد زنان به فراپیام پیش از پیام اهمیت میدهند.
7- زیاد سوال کردن خانمها را به نحوه ی ادراک جزیی آنها نسبت دهید، نه به استنطاق خودتان.
8- به هر شکلی که میتوانید رفع دلخوری را جشن بگیرید، (با هدیه دادن، شاخهگل یا هر چیز مورد نیاز طرف مقابل).
منبع : برگرفته از کتاب " روان شناسی ازدواج – نویسنده : زهره رئیسی – با تغییر و تلخیص
برداشت شده از سایت تبیان

لینک دانلود فیلم انفجار در حسینیه شیراز ۱۷ ثانیه
![]()
زبس زخم زبان خوردم دهان از گفتگو بستم
در دل را زنومیدی به روی آرزو بستم
صراحی وار از چشمم دمادم اشک می ریزد
چو راه گریهُ خونین خود را در گلو بستم
بعهد سست او از دست دادم زندگانی را
سزای خویشتن دیدم که پیوندی به مو بستم
نهان کردم بخلوتگاه دل گنج غم او را
بر این ویرانهُ خاموش راه جستجو بستم
ز بس با نا مرادی خو گرفتم من بروی دل
در امید را با دست خویش از چارسو بستم
بامیدی که اندازد نظر بر جان بیمارم
نگاه دردمند خویش را در چشم او بستم
چو پایم را برید از کوی خود دست از جهان شستم
چو نامم را به خواری برد چشم از آبرو بستم
وفا داری همینم بس که با نومیدی از عشقش
وفا را صرف او کردم امیدم را به او بستم


پرواز در هوای خیال تو دیدنی ست
حرفی بزن که موج صدایت شنیدنی ست
شعر زلال جوشش احساس های من
از موج دلنشین کلام تو چیدنی ست
یک قطره عشق کنج دلم را گرفته است
این قطره هم به شوق نگاهت چکیدنی ست
خم شد- شکست پشت دل نازکم ولی
بار غمت ـ عزیز تر از جان ـ کشیدنی ست
من در فضای خلوت تو خیمه می زنم
طعم صدای خلوت پاکت چشیدنی ست
تا اوج ، راهی ام به تماشای من بیا
با بالهای عشق تو پرواز دیدنی ست

|
2. دل تاری است كه وقتی بشكند بهتر می نوازد. 3. خدا را بخوان تا خدا تو را از خواندنی ها قرار دهد. 4.غرور از فرشته شیطان ، و تواضع از خاك ، انسان می سازد. 5.گرفتار گناه ، اسیر هر دو عالم است. 6.حقیقت رنگ كردن مردم عینكی شدن خود است. 7. زنی كه جواهر است از جواهرات برای خویش بت نمی سازد. 8. چشم دروغگو بیشتر از معمول پلك می زند. 9. مطالعه یك كتاب تجربه یك زندگیست. ۱0. لبخند طاق نصرتی بر دروازه دل است. 11. كودكان خوبند اگر خلاف كردند بزرگترها را ادب كنید. 12. رابطه ای كه با هوس شروع شود، با تنفر خاتمه می یابد. 13. چاله شكست پر است از انسان های تندرو. 14. دوست جدید دنیای جدید است. 16. هر كس در هنگام شكست ها نشكند پیروز است. 17.همه انسان ها در شهر خیال خویش اسطوره هایی منحصر به فردند. 18.زندگی ساختنی است نه گذراندنی. 19.جهان بزرگتر از آن است كه با كار تو خراب شود با گناه خود را خراب نكن. 20.غرور انهدام است مغرور نباش. 21.ای انسان بمان برای ساختن و نساز برای ماندن. 22.امروز فرصتی است برای جبران دیروز و ساختن فردا. 23.ارزانترین و زیباترین آرایش صورت لبخند است. 24.بقا از آن خداست باور ندارید از گذشتگان بپرسید. 25.كسی كه هدف های بزرگ دارد بزرگ می میرد. 26.در میدان عشق قاتل و مقتول محبوب یكدیگرند |
1-راز سعادت در این است كه كاری كه به تو واگذار شده دوست بداری.
2-دنیا اطاق انتظار سعادت است، همه در این اطاق جمع می شوند ولی به كمتر كسی اجازه ملاقات داده می شود.
3-سعادتمند كسی است كه به مشكلات و مصائب زندگی لبخند زند.
4-سعادت مانند هر فضیلتی از دو چیز به وجود می آید: صرفه جویی و كوشش.
5-سعادتمند كسی است كه در هجوم و مقابله ی مصائب خود را نبازد.
6-سعادت انسان در كار ، تفكر و سعی در حفظ شرافت و تقوی است.
7-سعادتمند كسی است كه از هر خبط و خطایی كه از او سر بزند تجربه ای جدید به دست آورد.
8-سعادت دیگران قسمت مهمی از خوشبختی ما است.
9-سعادت نتیجه یك زندگانی عقلانی است.
10-سعادت جامعه به مراتب مهمتر از سعادت فرد می باشد.
11-سعادتمند و عاقل كسی است كه صبح هنگامی كه از خواب بر می خیزد به خود بگوید : من خوشبختم.
12-سعادت یك ملت آن قدر كه به سجایای اخلاقی و قوای روحی او بستگی دارد به سایر عوامل مادی مربوط نیست.
13-سعادت در سلامت نفس و بی آزاری است و محل آن نیز در افكار و گفتار و رفتار خودمان است.
14-سعادتی بالاتر از این نیست كه آدمی بتواند حق و باطل را از یكدیگر تمیز بدهد و دل و جان را به نور معرفت روشن سازد.
15-ظالم از سعادت حقیقی دور ،و به شقاوت ابدی نزدیك است.
16-هركس در طب خیر و سعادت دیگران باشد، بالاخره سعادت خودش را هم به دست خواهد آورد.
17-شادمانی و نیكبختی ما غالباً بسته به مهر و صفایی است كه با دیگران داریم.
18-حُسن شهرت و نام نیك بزرگترین سعادت هاست.
19-فقط عدالت است كه می تواند عامل خوشبختی شود.
20-خوشبخت ترین افراد كسی است كه فضیلت دیگران را قدر بداند و از خوشبختی دیگران نیز احساس مسرت كند.
چه خوشتر ازاین؟کو بما می پسندد
هم او دشمنان را عطا می فرستد
هم او دوستان را بلا می پسندد
چه دانیم نا خوش کدام است یا خوش
خوش است آنچه بر ما خدا می پسندد
چرا پای کوبم چرا دست یازم
مرا خواجه بی دست و پا می پسندد
طبیبا به درمان دردم چه کوشی؟
مرا درد او بی دوا می پسندد
نشاطا توانا و بیناست یارت
برو نا توان باش تا می پسندد.
چرا زمحفل یاران بیوفا نروم؟
وفا ندیده ام از هیچیک ، چرا نروم؟
چو آب و آینه با روشنی بر آمده ام
بخانه ای که بود خالی از صفا ، نروم
ز بیدلی نفس آرمیده را مانم
که جز بگوشهء عزلت بهیچ جا نروم
میان داغ و دل من چو لاله دوری نیست
بزیر خاک هم از داغ دل جدا ، نروم
چگونه چون دگران پا نهم بخانهء خلق
که من بخانهء خود نیز از حیا نروم
اگر چه رفته ام از یاد هر چه در دنیاست
بهر کجا روم از یاد درد ها نروم
ز یمن بیخبری با خبر ز خویشتنم
که من بخویش نیایم ز خویش تا نروم
محبت من غمدیده کار هر دل نیست
چو عشق جز بدل با غم آشنا نروم
در این محیط گران آن حباب لرزانم
که هر طرف که روم جز پی هوا نروم
"امیر" شفقت و مهر از میان مردم رفت
من از میان چنین مردمی چرا نروم؟

1.خواستار سعادت دیگران بودن، بزرگترین خوشخبتی هاست.
2. تربیت یگانه هادی بشر به سوی رستگاری است و تنها عامل سعادت است.
3. كسی كه بتواند از بدبختی ها و نومیدی های زندگی كه دیگران از آن می نالند برای خود خوشی تولید كند و از آن برخوردار شود خوشبخت است.
4. خوشبختی ، نشاط و شادی مُسری است ؛ بنابراین همواره كوشش كن كه خود را در میان افراد خانواده ، دوستان و آشنایان گشاده رو و دلشاد و خوشبین جلوه گر سازی.
5. در منتهای مكنت( رنج )و بدبختی به اندك چیزی می توان دلخوش و بی نیاز شد.
6. دوری از مردم شریر ، دریچه سعادت و نیك بختی است.
7.دل دانا در ایام خوشبختی مانند گل نیلوفر نرم است و در هنگام بدبختی مانند صخره كوه قرص و محكم.
8. سعادت گلی است كه می تواند از وزش یك نسیم ضعیف،افسرده و پژمرده گردد.
9. غنچه خوشبختی در جای تاریك و بی صدا و گودی پنهان است كه بسیار نزدیك ماست ولی كمتر از آنجا می گذریم و آن دل خود ماست.
10. كسی كه از چیز كمی احساس خوشبختی نمی كند ، با داشتن همه چیز هم خوشبخت نخواهد بود .
11. كلید سعادت و خوشبختی ما در اختیار پندار و گفتار و كردار ماست.
12. مردم هرگز خوشبختی خود را نمی بینند ، اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگانشان مجسم است.

13. مقصود از زندگانی فقط خوشبختی نیست بلكه تكامل آن است.
14. نیكبخت كسی است كه نه از مردن كسی شاد شود و نه كسی از مردن او شاد گردد.
15. نیكبخت آن كسی است كه آموزگارش روزگار بوده است.
16. یك راه بیشتر برای خوشبختی وجود ندارد ، آن هم كاستن نگرانی درباره ی چیزهایی است كه ما فوق قدرت ما قرار گرفته اند.
17. خوشبخت كسی است كه از زندگی دیگران درس عبرت بیاموزد.
18. مرد نیكبخت كسی است كه جریان زندگانی را بدون برخورد با تألمات روحی و جسمانی شدید طی كند.
19. بزرگترین سعادت فرار از فلاكت است.
20. خوشبختی خانوادگی طولانی ترین و محكم ترین و شیرین ترین سعادت ها است.
بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد
تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند.
سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد
گم شدم در قدم دوری چشمان بهار
بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

1. خوشبختی یك موضوع شخصی است اگر می خواهید سعادتمند باشید باید خوش بین و قانع باشید و اعتدال را رعایت كنید، همچنین باید كاری داشته باشید كه از آن خوشتان بیاید و آن كار باید بازده داشته باشد.
2. ساعاتی كه در انتظار خوشبختی هستیم لذت بخش تر ازدقایقی است كه به لذت خوشبختی رسیده ایم.
3. كسانی كه طبع تلخ و سنگین و انعطاف ناپذیری دارند، سهمی كه از جاه و مقام دارند بیش از آن است كه از خوشبختی دارند.
4. به دست آوردن خوشبختی بزرگترین فتح زندگی است.
5. خوشبختی بالاتر از این چیست كه در روزگار پیری یادگارهای شیرین ایام جوانی و كهولت را از خاطر گذرانیده، به یاد بیاوریم كه در راه سعادت ابناء خود قدمی برداشته ، آنها را از ظلمات جهل و بی خبری رهایی داده ایم.
6. آدم بدبخت همه ی لوازم خوشبخت بودن را در اختیار دارد به جز اراده خوشبختی .
7. آن كه كردار به سخاوت بیاراید و گفتار به راستی ، در این جهان نیك بخت است.
8. آنچه برای خوشبختی مورد احتیاج است یك آب باریك است و آنچه ما برای گرفتاری و رنج خود به آن محتاجیم یك دریاست.
9. آن كه نیك بختی خود را به دست دیگری می داند بسی ناكامی خواهد كشید.
10. آنچه انسان را در زندگی محزون می كند، فقر و بیمای و رنج نیست بلكه غرور و جاه طلبی و خودخواهی و گناه است.
11. اشك های دیگران را مبدل به نگاه های پر از شادی نمودن بهترین خوشبختی هاست.
12. بنا كردن عمارت خوشبختی بسیار دشوار ، و خراب كردن آن سخت آسان است.
13. خوشبختی هماهنگی آرزوها با حوادث روزگار است.
14.خوشبختی كالایی است كه طبیعت آن را به قیمت بسیار گران به ما می فروشد.
15.خوشبختی بر سه ستون استوار است : فراموش كردن گذشته ، غنیمت شمردن حال و امیدوار بودن به آینده.
16. خوشبختی در این است كه حدود همه چیز را بشناسیم و به آن احترام بگذاریم.
17. خوشبخت كسی است كه حاكم بر وجود خویشتن باشد.
18.خوشبختی و وسایل آن در سازش و هماهنگی با دیگران به دست می آید.
19. خوشی های كوچك خوشبختی بزرگ می سازد.
20. بهترینِ افراد كسانی هستند كه از نیكی و سعادت دیگران شاد شوند.