X
تبلیغات
همدلی

همدلی
ای عاشقان در همدلی دستی برآرید بر زخم پنهان دلم مرهم گذارید 
قالب وبلاگ

یلدای بی قرار

 

خورشید آخرین غروب خزان پشت کوه رفت

        امشب شب تولد نوروز دیگریست

               فرشی ز برف بر سر راهش گشوده اند

                      چون نوعروس کرده به بَر جامه سپید

                             تق تق ...... صدای کیست؟

                                   این وقت شب چه کسی کوبه می زند؟

                                      بگشای در

                                            یلداست آمده

                                                  آورده با خودش

                                                       آجیل و هندوانه و ظرفی پر از انار

انجیر و توت خشک

          در دست دیگرش

                  مهر و صفا و عشق و محبت

                             گل امید

                                          در گوشه اتاق

                                              کرسی ست برقرار

                                                      جمعند دور آن

                                                          از کوچک و بزرگ

                                                         دیوان خواجه حافظ و مادر بزرگ و فال

پس شام چله کو؟......

                      یک قرض نان سنگک و یک کاسه آش داغ

                              فصل خزان سفرت بی خطر، برو

                        ای اولین سفیر فصل زمستان

              خوش آمدی

«جاوید» باد سنت نیکوی این دیار

نوروز بی بهار

یلدای بی قرار

 

 

[ پنجشنبه 29 آذر1386 ] [ 9:7 ] [ افشین ]

  

عید سعید قربان ، روز بندگی و بخشودگی بر همه مسلمین مبارک باد.

 

                                    

[ پنجشنبه 29 آذر1386 ] [ 8:20 ] [ افشین ]

تصور كنيد بانكي داريد كه در آن هر روز صبح ۸۶۴۰۰ تومان به حساب شما واريز ميشود و تا آخر شب فرصت داريد تا همه پولها را خرج كنيد. چون آخر وقت حساب خود به خود خالي ميشود.  در اين صورت شما چه خواهيد كرد؟  هر كدام از ما يك چنين بانكي داريم: بانك زمان.  هر روز صبح، در بانك زمان شما ۸۶۴۰۰ ثانيه اعتبار ريخته ميشود و آخر شب اين اعتبار به پايان ميرسد.  هيچ برگشتي نيست و هيچ مقداري از اين زمان به فردا اضافه نميشود.


ارزش يك سال را دانش‏آموزي كه مردود شده، ميداند.
ارزش يك ماه را مادري كه فرزندي نارس به‏دنيا آورده، ميداند.
ارزش يك هفته را سردبير يك هفته‏نامه ميداند.
ارزش يك ساعت را عاشقي كه انتظار معشوق را ميكشد،
ارزش يك دقيقه را شخصي كه از قطار جا مانده،
و ارزش يك ثانيه را آنكه از تصادفي مرگبار جان به در برده، ميداند.


هر لحظه گنج بزرگي است، گنجتان را مفت از دست ندهيد.
باز به خاطر بياوريد كه زمان به خاطر هيچكس منتظر نميماند.


ديروز به تاريخ پيوست.
فردا معما است.
و امروز هديه است.

[ چهارشنبه 28 آذر1386 ] [ 14:48 ] [ افشین ]

قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید .کاغذ را گرفت.روی کاغذ نوشته بود " لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین" .

۱۰ دلار همراه کاغذ بود.قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت .سگ هم کیسه راگرفت و رفت .

قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و بدنبال سگ راه افتاد .

سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید . با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد.

قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد .قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند . اتوبوس امد, سگ جلوی اتوبوس امد و شماره انرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت .صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد دوباره شماره انرا چک کرد اتوبوس درست بود سوار شد.قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد.

 اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود وسگ منظره بیرون را تماشا می کرد .پس از چند خیابان سگ روی پنجه بلند شد و زنگ اتوبوس را زد .اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد.قصاب هم به دنبالش.

سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید .گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید .اینکار را بازم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد.

سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت.

مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبیه سگ و کرد.

قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد :چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است .این باهوش ترین سگی هست که من تا بحال دیدم.

 مرد نگاهی به قصاب کرد و گفت:تو به این میگی باهوش ؟این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه !!!

نتیجه اخلاقی :
اول اینکه مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود.
و دوم اینکه چیزی که شما انرا بی ارزش می دانید بطور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است .
سوم اینکه بدانیم دنیا پر از این تناقضات است.
پس سعی کنیم ارزش واقعی هر چیزی را درک کنیم و مهمتر اینکه قدر داشته های مان را بدانیم.

منبع: پی سی دتا

برداشت شده از :http://sepehrsabet.parsiblog.com/

[ دوشنبه 26 آذر1386 ] [ 12:9 ] [ افشین ]

مردی با اسب و سگش در جاده‌ای راه می‌رفتند. هنگام عبور از کنار درخت عظیمی، صاعقه‌ای فرود آمد و آنها را کشت. اما مرد نفهمید که دیگر این دنیا را ترک کرده است و همچنان با دو جانورش پیش رفت.

( گاهی مدت‌ها طول می‌کشد تا مرده‌ها به شرایط جدید خودشان پی ببرند. )
پیاده‌روی درازی بود، تپه بلندی در پیش رو بود و آفتاب تندی می تابید. هر سه عرق می‌ریختند و به شدت تشنه بودند.

در یک پیچ جاده دروازه تمام مرمری عظیمی دیدند که به میدانی با سنگفرش طلا باز می‌شد و در وسط آن چشمه‌ای بود که آب زلالی از آن جاری بود.

رهگذر رو به مرد دروازه‌بان کرد: «روز به خیر، اینجا کجاست که اینقدر قشنگ است؟»
دروازه‌بان:
 «روز به خیر، اینجا بهشت است.»
- «چه خوب که به بهشت رسیدیم، خیلی تشنه‌ایم.»
دروازه‌بان به چشمه اشاره کرد و گفت: «می‌توانید وارد شوید و هر چه قدر دلتان می‌خواهد بوشید.»
- اسب و سگم هم تشنه‌اند.
نگهبان: واقعأ متأسفم. ورود حیوانات به بهشت ممنوع است.
مرد خیلی ناامید شد، چون خیلی تشنه بود، اما حاضر نبود تنهایی آب بنوشد. از نگهبان تشکر کرد و به راهش ادامه داد. پس از اینکه مدت درازی از تپه بالا رفتند، به مزرعه‌ای رسیدند. راه ورود به این مزرعه، دروازه‌ای قدیمی بود که به یک جاده خاکی با درختانی در دو طرفش باز می‌شد. مردی در زیر سایه درخت‌ها دراز کشیده بود و صورتش را با کلاهی پوشانده بود، احتمالأ خوابیده بود.
مسافر گفت: روز به خیر
مرد با سرش جواب داد.
- ما خیلی تشنه‌ایم.، من، اسبم و سگم.
مرد به جایی اشاره کرد و گفت: میان آن سنگ‌ها چشمه‌ای است. هرقدر که می‌خواهید بنوشید.
مرد، اسب و سگ، به کنار چشمه رفتند و تشنگی‌شان را فرو نشاندند.
مسافر از مرد تشکر کرد. مرد گفت: هر وقت که دوست داشتید، می‌توانید برگردید.
مسافر پرسید: فقط می‌خواهم بدانم نام اینجا چیست؟
- بهشت
- بهشت؟ اما نگهبان دروازه مرمری هم گفت آنجا بهشت است!
- آنجا بهشت نیست، دوزخ است.
مسافر حیران ماند و گفت: باید جلوی دیگران را بگیرید تا از نام شما استفاده نکنند! این اطلاعات غلط باعث سردرگمی زیادی می‌شود!
- کاملأ برعکس؛ در حقیقت لطف بزرگی به ما می‌کنند. چون تمام آنهایی که حاضرند بهترین دوستانشان را ترک کنند، همانجا می‌مانند...

بخشی از کتاب «شیطان و دوشیزه پریم»، پائولو کوئیلو

[ دوشنبه 26 آذر1386 ] [ 9:35 ] [ افشین ]

[ یکشنبه 25 آذر1386 ] [ 12:21 ] [ افشین ]
10 خصوصیت زوجهای خوشبخت
 
 

عشق راهی برای ابراز احساسات است....اما برای ابراز عشقتان نباید حتماً منتظر مناسبات و فرصت های خاص باشید. با به کار بستن این عادات ساده اما مهم در زندگی خود، رابطه عشقیتان را بیش از پیش رونق بخشید تا شما نیز جزء زوج های خوشبخت به حساب بیایید.

1. حداقل روزی یکبار به همسرتان بگویید "دوستت دارم." مطمئن باشید که همسرتان به شنیدن این کلمات نیاز دارد.

2. موقع سلام و خداحافظی همدیگر را در آغوش گرفته و ببوسید.

3. تا پایان عمرتان، قرار ملاقات های عاشقانه تان فقط با همسرتان باشد. با همسرتان حتی بیشتر از زمانیکه دوست پسر یا دوست دخترتان بود رفتار کنید. یادتان باشد که همیشه باید عاشق و معشوق باقی بمانید. پس وقتی برای شام بیرون می روید، درب را برای خانمتان باز کنید، صندلی را برای وی بیرون بکشید، و موقع قدم زدن دست های همدیگر را بگیرید.

4. مسائل پیش پا افتاده را جدی نگیرید. می توانید اجازه دهید که عادات بد همسرتان اعصابتان را به هم بریزد و اذیتتان کند. می توانید هم این عادات را بپذیرید و برای بهبود وضعیت تلاش کنید. آیا همسرتان عادت دارد در خمیردندان را موقع مسواک زدن باز بگذارد؟ خمیردندانتان را جدا کنید. آیا شوهرتان عادت دارد لباسهایش را در همه جای خانه پخش کند؟ توجه نکنید، یا اگر هم خیلی اذیتتان میکند آنها را جمع کنید، و همیشه به خاطر داشته باشید که در قبال این گذشت شما، همسرتان هم کارهای فوق العاده ای برایتان خواهد کرد.

5. به جنبه مثبت قضیه فکر کنید. به جای اینکه در مورد راه هایی که همسرتان موجب یاس و ناراحتی شما می شود فکر کنید، در مورد همه چیزهای مثبتی درمورد او فکر کنید که همیشه نظرتان را جلب می کرده است.

6. وقتی عصبانی می شوید، کمی صبر کنید. وقتی هر دوی شما عصبانی هستید، اصلاً با هم صحبت نکنید. چند دقیقه صبر کنید، بیرون رفته و کمی قدم بزنید، یا روی تخت دراز بکشید. برای مدتی از همدیگر دور شوید. یک مکث کوتاه به هر دو شما این امکان را می دهد که به جای ناراحت کردن و رنجاندن همدیگر، عاقلانه درمورد چیزی که موجب ناراحتیتان شده است با یکدیگر صحبت کنید.

7. هیچوقت از اسرار و ضعف های همسرتان برعلیه او استفاده نکنید. آنچه که به نظر غیر مهم، جزئی، و پیش پا افتاده می آید ممکن است در نظر همسرتان بسیار جدی و پراهمیت باشد. باید تشخیص دهید که چه چیز برای همسرتان مهم است و به هیچ عنوان درمورد آن با دوستانتان، مادرتان، خانواده همسرتان و یا هیچ کس دیگر صحبت نکنید. همچنین سعی نکنید موقع دعوا آن مسائل را به رخ او بکشید. یک رابطه عاشقانه رابطه ای است که طرفین بتوانند به همدیگر اعتماد کنند و رازهای درونیشان را برای هم مطرح کنند.

8. اول به همسرتان فکر کنید. اگر هر دوی شما اینکار را انجام دهید، مطمئن باشید رابطه ای بسیار لذت بخش در انتظارتان خواهد بود. تا می توانید در جواب درخواست های همسرتان پاسخ مثبت بدهید و تلاش کنید که زندگی را برای او راحت تر کنید و مطئن باشید او نیز همین کار را برای شما خواهد کرد.

9. به همسرتان احترام بگذارید. به هیچ عنوان درمورد همسرتان پیش کسی بدگویی نکنید. وقتی درمورد او صحبت می کنید، بگذارید عشق و احترام شما برای همه آشکار شود.

10. هر روز زمانی را به باهم بودن اختصاص دهید. ببینید چه کاری برای هر دو شما بهتر است....با هم غذا بخورید، آخر شب وقتی کنار هم روی تخت دراز کشیده اید فیلم تماشا کنید، با هم برای قدم زدن بیرون بروید و کارهایی از این قبیل. حتی می توانید کارها را باهم مخلوط کرده و برنامه تان را متنوع کنید. اگر یکی از شما در مسافرت به سر می برد، شب ها به همسرتان زنگ بزنید و صدایش را بشنوید. فقط مهم این است که زمانی را کنار هم بگذرانید.

یادتان باشد...هرچه بیشتر برای رابطه تان وقت بگذارید، بیشتر عایدتان می شود. بگذارید عشق و عاشقی بخشی از زندگی روزانه شما را از آن خود کند.


 
[ شنبه 24 آذر1386 ] [ 18:9 ] [ افشین ]

 

قلب تپنده ی یک جامعه

خانواده به عنوان اولین واحد اجتماعی پایه و اساس جامعه ی انسانی را تشکیل می‌دهد، شناخت عوامل آسیب‌زا در بنیان خانواده و پیش‌گیری از به وجود آمدن آنها در کاهش و کنترل آسیب‌های اجتماعی عمده مانند: طلاق، اعتیاد، بزهکاری و ناسارگاری نوجوانان، فحشا و بی‌بند و باری و عدم امنیت نقش و تاثیر عمده‌ای در جامعه خواهد داشت.

 

عوامل آسیب‌زا در خانواده

1- عدم شناخت و آگاهی نسبت به اهداف مقدس در زندگی و نداشتن اصولی محکم و ارزشمند در زندگی خانوادگی

2- کم‌رنگ شدن حضور خداوند در زندگی و سست شدن باورهای مذهبی و ارزش‌های اخلاقی در افراد خانواده

3- عدم شناخت و رعایت حقوق متقابل و بی‌توجهی به نیازهای یکدیگر و تأمین به موقع آنها و رسیدگی به وضع ظاهری خویش

4- خودخواهی و نداشتن انصاف و زورگویی و سلطه‌گری نسبت به یکدیگر و «من» بودن به جای «ما» شدن در زندگی مشترک

5- عدم صداقت در زندگی و استمرار و سوء‌تفاهم و بدبینی نسبت به یکدیگر

6- تحمل و مصرف‌گرایی و توجه به نیازهای کاذب و امور مادی غیرضروری در زندگی و کار و اشتغال بیش از حد پدران

7-  ابهام و عدم صراحت در بیان انتظارات و توقعات از یکدیگر و متعادل نبودن آنها و افراط و تفریط در امور زندگی

8- عدم استقلال فکری و مالی خانواده و وابستگی به دیگران و دخالت آنان و تحمیل نظرات آنها در زندگی

9- عدم تناسب و ناهماهنگی فرهنگی و مادی همسران و اختلاف زیاد سن و تحصیلات آنان و عدم درک موقعیت همسر

10- عدم رضایت عاطفی و روانی متقابل از زندگی زناشویی و تداوم سرزنش‌ها و بهانه‌جویی‌های بی‌اساس و مطرح نمودن مشکلات در زمان نامناسب

 

بیماری‌های خانواده

1- عدم تعادل  روانی و شخصیتی و بدرفتاری افراد در خانواده

2- اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی

3- بی‌بند و باری در معاشرت‌های مضر خانوادگی

4- هوس بازی و روابط نامشروع همسر

5- عدم سازگاری با بحران‌های زندگی مانند: عقیم بودن یکی از همسران، بیکاری و شکست مالی شوهر، بیماری سخت یا معلولیت همسر، اشتغال اجباری زن

6- بد خلقی افراطی، بی‌احترامی، و سوءظن به هم و تحقیر و تمسخر یکدیگر

7- عدم امنیت و اعتماد در خانه و بزهکاری و اعمال خلاف قانون یکی از اعضای خانواده

 

عوامل پیش‌گیری از ناهنجاری‌های خانواده

1- کسب دانش و مهارت‌های کاربردی لازم در زمینه‌ ی همسرداری و پرورش فرزندان در مراحل مختلف زندگی

2- برقراری روابط انسانی و سالم با افراد خانواده براساس اصول احترام متقابل، گذشت و اغماض، شناخت و پذیرش جنبه‌های مثبت یکدیگر، صداقت، صفا و صمیمیت، اعتدال در برخوردها و انصاف

3- تحکیم ارزش‌های اخلاقی و باورهای پاک و اصیل الهی در قلب افراد خانواده

4- تعیین اهداف پاک و مشخص در زندگی و تبیین اصولی ارزشمند و محکم به عنوان پیمان خانواده

5- نگرش صحیح و مثبت به همسر به عنوان تنها شریک مادی و معنوی در زندگی و تحکیم موقعیت وی در خانه و نزد فرزندان

6- شناخت حقوق همسر و نیازها و علایق مشروع وی و تأمین آن و آراستگی وضعیت ظاهری خود

7- افزایش ارتباط کلامی و عاطفی افراد خانواده و بیان صریح انتظارات و مشخص کردن توقعات اعضای خانواده از یکدیگر

8- تحکیم و تکریم روابط زناشویی به عنوان یک ودیعه ی الهی و ایجاد کانونی گرم و شاداب در خانواده

9- ریشه‌یابی اختلال‌های خانوادگی و حل مسائل خانواده با آگاهی از علت‌ها و پیدا کردن راه حل آن در جلسات هفتگی بین یکدیگر

10- مطرح کردن و توجه به نعمت‌ها و موارد باارزش زندگی خویش و ابراز تشکر و تأیید یکدیگر و بیان ارزش‌های شخصیتی افراد در جمع خانواده

11- ایجاد ارتباط خانوادگی با افراد و خانواده‌های ارزشمند و با اصالت که باعث رشد و تعالی روحی و فرهنگی خانواده باشند و اجتناب از معاشرت با افراد بی‌اعتقاد به اصول ارزشی و مبانی اخلاقی 12- افزایش اعتماد به نفس در فرزندان و ایجاد عزت نفس در آنان.

 

منبع : جزوات آموزش‌های کاربردی در خانواده

 به همت: انور پیرزاده - مدرس و مشاور خانواده

 برداشت شده از سایت تبیان

[ شنبه 24 آذر1386 ] [ 17:16 ] [ افشین ]
در رویاهایم دیدم كه با خدا گفتگو می كنم . خدا پرسید ؟

پس تو میخواهی با من گفتگو كنی؟

من درپاسخش گفتم : اگر وقت دارید. خدا خندید و گفت وقت من بی نهایت است در ذهنت چیست كه می خواهی از من بپرسی؟
پرسیدم چه چیز بشر شما را سخت متعجب می سازد؟

خدا پاسخ داد:

-  اینكه آنها از كودكی شان خسته می شوند عجله دارند زود بزرگ شوند و بعد دوباره پس از مدتها آرزو میكنند كه كودك باشند....

- اینكه آنها سلامتی شان را از دست می دهند تا پول بدست آورند وبعد پولشان را از دست می دهند تا سلامتی شان را بدست آورند.

- اینكه با اضطراب به آینده نگاه می كنند و حال را فراموش می كنند، بنا بر این نه در حال زندگی می كنند نه در آینده.

- اینكه آنها به گونه ای زندگی میكنند كه گویی هرگز نمی میرند، و به گونه ای می میرند كه گویی هرگز زندگی نكرده اند...

[ شنبه 24 آذر1386 ] [ 8:42 ] [ افشین ]
"راز دلت را به چشمانت هم نگو چون می گریند و راز نگه نمی دارند"

 "به زبانت هرگز رخصت مده که پیش از اندیشه ات به راه بیفتد "

" قلبت را به کسی بسپار که قلب همه ی هستی برایش میتپد"

" نگفته را می توان گفت اما گفته را نمی توان پس گرفت عاقل هر چیزی را نمی گوید"

 "عشق با یک نگاه آغاز می شود و با یک اخم پایان می پذیرد"

" سکوت طلاست،کم گویی نقره و پر گفتن بلا "

[ شنبه 24 آذر1386 ] [ 8:35 ] [ افشین ]
میگن:

 سه چیز در زندگی هیچگاه باز نمی گردند:زمان، کلمات و موقعیت ها.

سه چیز در زندگی هیچگاه نباید از دست بروند:آرامش، امید و صداقت.

سه چیز در زندگی هیچگاه قطعی نیستند:رؤیا ها، موفقیت و شانس.

سه چیز در زندگی از با ارزش ترین ها هستند:عشق، اعتماد به نفس و دوستان.

سه چیز در زندگی یک انسان را می سازند:تلاش، اخلاص و موفقیت.

سه چیز در زندگی یک انسان را نابود می کنند:مشروب، غرور و خشم

پس مراقب باش

[ چهارشنبه 21 آذر1386 ] [ 18:52 ] [ افشین ]
یه زوج ۶۰ ساله به مناسبت سی و پنجمین سالگرد ازدواجشون رفته بودند بیرون كه یه جشن كوچیك دو نفره بگیرن. وقتی توی پارك زیر یه درخت نشسته بودند یهو یه فرشتهء كوچیك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: به خاطر اینكه شما همیشه یه زوج فوق العاده بودین و تمام مدت به همدیگه وفادار بودین من برای هر كدوم از شما یه دونه آرزو برآورده میكنم.
زن از خوشحالی پرید بالا و گفت: اوه! چه عالی! من میخوام همراه شوهرم به یه سفر دور دنیا بریم. فرشته چوب جادوییش رو تكون داد و پوف! دو تا بلیط درجه اول برای بهترین تور مسافرتی دور دنیا توی دستهای زن ظاهر شد!
حالا نوبت شوهر بود كه آرزو كنه. مرد چند لحظه فكر كرد و گفت: خب… این خیلی رمانتیكه. ولی چنین بخت و شانسی فقط یه بار توی زندگی آدم پیش میاد. بنابراین خیلی متاسفم عزیزم… آرزوی من اینه كه یه همسری داشته باشم كه ۳۰ سال از من كوچیكتر باشه!
زن و فرشته جا خوردند و خیلی دلخور شدند. ولی آرزو آرزوئه. و باید برآورده بشه. فرشته چوب جادوییش رو تكون داد و پوف! مرد ۹۰ سالش شد!
نتیجهء اخلاقی: مردها ممكنه زرنگ بدجنس باشند ، ولی فرشته ها زن هستند!
[ چهارشنبه 21 آذر1386 ] [ 18:43 ] [ افشین ]
توی اتاق رختكن كلوپ گلف ، وقتی همهء آقایون جمع بودند یهو یه موبایل روی یه نیمكت شروع میكنه به زنگ زدن. مردی كه نزدیك موبایل نشسته بود دكمهء اسپیكر موبایل رو فشار میده و شروع می كنه به صحبت. بقیهء آقایون هم مشغول گوش كردن به این مكالمه میشن…
مرد: الو؟
صدای زن اونطرف خط: الو سلام عزیزم. تو هنوز توی كلوپ هستی؟
مرد: آره.
زن: من توی فروشگاه بزرگ هستم. اینجا یه كت چرمی خوشگل دیدم كه فقط ۱۰۰۰ دلاره. اشكالی نداره اگه بخرمش؟
مرد: نه. اگه اونقدر دوستش داری اشكالی نداره.
زن: من یه سری هم به نمایشگاه مرسدس بنز زدم و مدلهای جدید ۲۰۰۶ رو دیدم. یكیشون خیلی قشنگ بود. قیمتش ۲۶۰۰۰۰ دلار بود.
مرد: باشه. ولی با این قیمت سعی كن ماشین رو با تمام امكانات جانبی بخری.
زن: عالیه. اوه… یه چیز دیگه… اون خونه ای رو كه قبلا” میخواستیم بخریم دوباره توی بنگاه گذاشتن برای فروش. میگن ۹۵۰۰۰۰ دلاره.
مرد: خب… برو تا فروخته نشده پولشو بده. ولی سعی كن ۹۰۰۰۰۰ دلار بیشتر ندی.
زن: خیلی خوبه. بعدا” می بینمت عزیزم. خداحافظ.
مرد: خداحافظ.
بعدش مرد یه نگاهی به آقایونی كه با حسرت نگاهش میكردن میندازه و میگه: كسی نمیدونه كه این موبایل مال كیه؟!
نتیجهء اخلاقی: هیچوقت موبایلتونو جایی جا نذارین!
[ چهارشنبه 21 آذر1386 ] [ 18:39 ] [ افشین ]
همه چهار تا همسر دارن
روزی ، روزگاری پادشاهی 4 همسر داشت. ... او عاشق و شیفته همسر چهارمش بود. با دقت و ظرافت خاصی با او رفتار می کرد و او را با جامه های گران قیمت و فاخر می آراست و به او از بهترین ها هدیه میکرد. همسر سومش را نیز بسیار دوست می داشت و به خاطر داشتنش به پادشاه همسایه فخر فروشی می کرد. اما همیشه می ترسید که مبادا او را ترک کند و نزد دیگری رود. همسر دومش زنی قابل اعتماد، مهربان، صبور و محتاط بود. هر گاه که این پادشاه با مشکلی مواجه می شد، فقط به او اعتماد می کرد و او نیز همسرش را در این مورد کمک می کرد. همسر اول پادشاه، شریکی وفادار و صادق بود که سهم بزرگی در حفظ و نگهداری ثروت و حکومت همسرش داشت. او پادشاه را از صمیم قلب دوست می داشت، اما پادشاه به ندرت متوجه این موضوع می شد .
روزی پادشاه احساس بیماری کرد و خیلی زود دریافت که فرصت زیادی ندارد. او به زندگی پر تجملش می اندیشید و در عجب بود و با خود میگفت " من 4 همسر دارم ، اما الان که در حال مرگ هستم ، تنها مانده ام ."
بنابراین به همسر چهارمش رجوع کرد و به او گفت" من از همه بیشتر عاشق تو بوده ام. تو را صاحب لباسهای فاخر کرده ام و بیشترین توجه من نسبت به تو بوده است. اکنون من در حال مرگ هستم، آیا با من همراه میشوی؟ " او جواب داد "به هیچ وجه !" و در حالی که چیز دیگری میگفت از کنار او گذشت. جوابش همچون کاردی در قلب پادشاه فرو رفت. پادشاه غمگین، از همسر سوم سئوال کرد و به او گفت "در تمام طول زندگی به تو عشق ورزیده ام، اما حالا در حال مرگ هستم. آیا تو با من همراه میشوی؟" او جواب داد " نه، زندگی خیلی خوب است و من بعد از مرگ تو دوباره ازدواج خواهم کرد ." قلب پادشاه فرو ریخت و بدنش سرد شد. بعد به سوی همسر دومش رفت و گفت " من همیشه برای کمک نزد تو می آمدم و تو همیشه کنارم بودی. اکنون در حال مرگ هستم. آیا تو همراه من می آیی؟ او گفت " متأ سفم! در این مورد نمیتوانم کمکی به تو بکنم، حداکثر کاری که بتوانم انجام دهم این است که تا سر مزار همراهت بیایم ". جواب او همچون گلوله هایی از آتش پادشاه را ویران کرد. ناگهان صدایی او را خواند، "من با تو خواهم آمد، همراهت هستم، فرقی نمی کند به کجا روی، با تو می آیم ." پادشاه نگاهی انداخت، همسر اولش بود ! او به علت عدم توجه پادشاه و سوءتغذیه، بسیار نحیف شده بود. پادشاه با اندوهی فراوان گفت: ای کاش زمانی که فرصت بود به تو بیشتر توجه می کردم .
در حقیقت، همه ما در زندگی کاری خویش 4 همسر داریم . همسر چهارم ما سازمان ما است. بدون توجه به این که تا چه حد برایش زمان و امکانات صرف کرده ایم و به او پرداخته ایم، هنگام ترک سازمان و یا محل خدمت، ما را تنها می گذارد . همسر سوم ما، موقعیت ما است که بعد از ما به دیگران انتقال می یابد . همسر دوم ما، همکاران هستند . فرقی نمی کند چقدر با هم بوده ایم، بیشترین کاری که می توانند انجام دهند این است که ما را تا محل بعدی همراهی کنند . همسر اول ما عملکرد ما است. اغلب به دنبال ثروت، قدرت و خوشی از آن غفلت مینماییم. در صورتی که تنها کسی است که همه جا همراهمان است .
همین حالا احیاءش کنید، بهبودش ببخشید و مراقبش باشید.
[ چهارشنبه 21 آذر1386 ] [ 18:35 ] [ افشین ]
زوج‏هاى ناموفق بخوانند!

بدیهى است كه در شرایط اقتصادى ، اجتماعى ، فرهنگى و سیاسى زندگى امروزى ، تقریباً در همه ی خانواده‏ها مسائل و مشكلاتى وجود دارد. بنابراین، در اصل وجود مشكلات و اضطراب‏ها، نمى‏توان هیچ گونه تردیدى داشت؛ اما آن چه مهم است، نحوه ی اندیشه و روش‏هاى مقابله با این مشكلات است. در این جا به ذكر شیوه‏هایى مى‏پردازیم كه زوج‏هاى موفق در مقابله با مشكلات و اضطراب‏هاى زندگى از آنها استفاده مى‏كنند. این شیوه‏ها عبارتند از:

 

1- زوج‏هاى موفق اضطراب را بخشى طبیعى از زندگى زناشویى در نظر مى‏گیرند.

تفاوت مهم میان زوج‏هاى موفق و ناموفق آن است كه زوج‏هاى موفق ، از همان بدو زندگى ، انتظار وجود اضطراب و مشكل را در زندگى دارند و سعى نمى‏كنند كه آنها را انكار نمایند و حلاوت و شیرینى زندگى را در وجود این مشكلات - اعم از اقتصادى ، كارى ، عاطفى ، ارتباطى و... - مى‏دانند؛ در حالى كه زوج‏هاى ناموفق ، وجود اضطراب و مشكل را در زندگى ، امرى غیر عادى و مصیبت‏زا مى‏دانند. زوج‏هاى موفق مشكل یا اضطراب را امرى موقتى مى‏دانند و تلاش مى‏كنند تا بر مهارت‏هاى خود براى مقابله با آنها بیفزایند و از این كه مى‏توانند با مشكلات تازه برخورد كنند ، احساس خوبى دارند و در مقابل ، زوج‏هاى ناموفق، آنها را امرى دائمى مى‏دانند و از این كه در زندگى آنها مشكل و اضطراب وجود دارد ، احساس گناه مى‏كنند و به جاى یافتن راه حل ، علت مشكل را در دیگران جست‏وجو مى‏كنند و به جاى توجه به جنبه‏هاى مثبت و توانمندى‏هاى خود به جنبه‏هاى منفى و ناتوانایى‏هاى خود توجه دارند. كه این عامل ، موجب شكست‏خوردگى آنان مى‏شود.

 

2- زوج‏هاى موفق احساسات و نظرات خود را با هم در میان مى‏گذارند.

حرف نزدن و یا كم حرف زدن زن و شوهر با هم ، یكى از پدیده‏هاى متداولى است كه خود ریشه ی بسیارى از اضطراب‏هاست. در یك مطالعه ، 22 زن و شوهر را از هم جدا كرند و از آنها خواستند كه مسائل مهم ارتباطى خود را در زندگى زناشویى یادداشت كنند. نظرات مردان به شرح زیر بود:

1- زنم از من جواب‏هاى فورى مى‏خواهد؛ اما من مى‏خواهم در این باره فكر كنم.

2-  زنم پیوسته مترصد مسائل پنهان است. او از افكار من برداشت سوء مى‏كند.

3- زنم هرگز از حرفى كه به او مى‏زنم، راضى نمى‏شود.

4-  زنم انتظار دارد كه جزئیات هر موضوعى را شرح بدهم؛ خود او هم تا بخواهد حرف‏هایش را كش مى‏دهد؛ نمى‏دانم چرا به اصل مطلب نمى‏پردازد.

5- زنم اشخاص را از موضوعات جدا نمى‏كند. او معتقد است: «اگر با حرف من مخالف باشى ، یعنى با خود من مخالف هستى و مرا دوست ندارى .»

6- زنم همیشه مى‏گوید: «به من توجه كن، بگو كه زن ارزشمندى هستم»؛ اعصابم را خُرد كرده است.

 

خانم‏ها نظرات متفاوتى داشتند. چكیده ی نظرات خانم‏ها چنین است:

1- شوهرم به حرف‏هاى من دقت نمى‏كند و بلافاصله در مقام قضاوت بر مى‏آید.

2- شوهرم براى حرف‏هاى من ارزشى قائل نیست؛ اما وقتى دیگران حرف مى‏زنند، به دقت به حرف‏هایشان گوش مى‏دهد.

3- تذكرهاى مرا به حساب غرولند مى‏گذارد.

4- همگى مسائل شوهرم ، جملگى مهمند؛ اما مسائل من جزیى و بى‏اهمیت هستند.

5-  شوهرم گوش نمى‏دهد، بلكه تنها به گوش دادن تظاهر مى‏كند. وقتى مچ او را مى‏گیرم عصبانى مى‏شود.

6-  من احساساتم را با او در میان مى‏گذارم اما او این كار را نمى‏كند.

 

مطالعه ی دقیق این شكایت‏ها، نشان مى‏دهد كه زوج‏ها، باید با احساس و كلام با یكدیگر ارتباط برقرار كنند. این جاست كه زوج‏هاى موفق، در مقایسه با سایرین، از مهارت بیشترى برخوردارند.

 

3- زوج‏هاى موفق براى حل و فصل اختلاف ، مهارت‏هایى در خود ایجاد مى‏كنند و راه برخورد خلاق را مى‏آموزند.

زوج‏هایى مى‏توانند به خوبى با اضطراب‏ها و مشكلات روزانه روبه‏رو شوند كه راه‏هایى عملى براى حل اختلافات خود پیدا كنند و مهارت‏هاى لازم را براى كنار آمدن با یكدیگر بیابند. حل و فصل اختلاف و كنار آمدن با یكدیگر، مفاهیمى به هم نزدیك هستند؛ اما یكى نیستند.

 

مهارت‏هاى حل و فصل اختلاف ، بیشتر به طرز ارتباط بستگى دارند؛ در حالى كه مهارت‏هاى كنار آمدن، به خلاقیت، قوه ی ابتكار و پشتكار و استقامت وابسته‏اند. بعضى از زوج‏ها، به یك گروه از این مهارت‏ها مجهزند؛ اما فاقد مهارت‏هاى نوع دوم هستند. زوج‏هایى وجود دارند كه از مهارت‏هاى فوق العاده‏اى براى حل و فصل مسائل خود برخوردار هستند. آنان مى‏توانند درباره ی هر موضوعى حرف بزنند؛ احساساتشان را با هم در میان بگذارند و درباره ی خود ، احساس خوبى پیدا كنند؛ اما زندگى خانوادگى آنها بسیار مغشوش و نابسامان است ، زیرا هرگز با اضطراب‏هایشان كارى صورت نمى‏دهند و تنها درباره ی آنها حرف مى‏زنند. در این صورت ، اضطراب ماندگار مى‏شود و ابعاد وسیع‏ترى مى‏گیرد و زن و شوهر به ناچار مترصد كمك گرفتن از دیگران مى‏شوند.

 

از سوى دیگر، خانواده‏هایى وجود دارند كه به اضطراب‏ها توجه مى‏كنند؛ اما از كنار اختلافات بى‏توجه مى‏گذرند. ممكن است اضطراب ناشى از كمى درآمد، با آغاز به كار شوهر در یك شغل دوم، برطرف شود؛ اما ناراحتى از این كار دوم، مى‏تواند حالت انفجارآمیزى به خود بگیرد.

 

فلورا دیكز نویسنده و محقق امور ارتباطات مى‏گوید:

تقریباً همه ی زوج‏ها با هم نزاع مى‏كنند. بسیارى از آنها از این كه موضوع را به زبان بیاورند، خجالت مى‏كشند. در واقع، ازدواجى كه در آن هیچ اختلافى وجود نداشته باشد، مرده است و یا به دلیل مشكلات احساسى و عاطفى ، در شرف مرگ است. اگر كسى به زندگى خانوادگى خود علاقه‏مند باشد، به احتمال زیاد، براى رسیدن به خواسته‏هاى خود مى‏جنگد.

نزاع، مسئله نیست؛ توانایى حل و فصل دعوا یا اختلاف ، تعیین كننده ی موفقیت زن و شوهر در برخورد با اضطراب‏هاست كه بر اثر اختلاف ، به خانواده راه پیدا مى‏كند. زوج‏هایى كه با دو هفته سكوت اختیار كردن، با اختلاف زناشویى خود برخورد مى‏كنند، در واقع با اضطراب روبه‏رو نمى‏شوند. این روش، بر شدت تنش موجود در خانواده مى‏افزاید. زن و شوهرى كه با هم برخورد جسمانى مى‏كنند و یا به هم بد و بیراه مى‏گویند، سطح اضطراب میان خود را افزایش مى‏دهند. زوج‏هایى كه با اضطراب كنار مى‏آیند، كسانى هستند كه اختلاف را حل و فصل مى‏كنند.

4-  زوج‏هاى موفق از سازمان‏ها و اشخاص دیگر نیز كمك مى‏گیرند.

خانواده‏هاى موفق و ناموفق در رفع اضطراب، درباره ی كمك گرفتن از نظام‏هاى بیرون از جمع خانواده، نظریات بسیار متفاوتى دارند. از نظر خانواده‏هاى موفق در كنار آمدن با اضطراب، اقوام، دوستان، گروه‏ها و جامعه، حامیان ارزشمند ی هستند و حال آن كه خانواده‏هاى مضطرب و مشكل‏دار، دخالت این افراد را به حساب ناتوانى خود مى‏گذارند. به ما از دیرباز گفته‏اند كه یك خانواده ی خوب، خانواده‏اى است كه مى‏تواند مسائل خود را حل و فصل كند و اگر جز در مواقع اضطرارى ، از كسى كمك بگیرد ، نشانه ی آن است كه به اندازه ی سایر خانواده‏ها خوب و موفق نیست.

 

به روشنى مى‏توان گفت كه خانواده‏هاى موفق، در برخورد با اضطراب، از نظام‏هاى حمایتى، بیشترین بهره را مى‏برند. آنان، وقتى به مراقبتى براى فرزندشان احتیاج پیدا مى‏كنند و یا وقتى یكى از افراد خانواده ی آنها بیمار مى‏شود و یا مسئله‏اى بروز مى‏كند، كسانى را دارند كه از آنها كمك بگیرند و آن اشخاص نیز به سهم خود ، در وقت نیاز، تقاضاى مساعدت مى‏كنند.

 

در جامعه ی پرتحرك ، پیچیده و صنعتى امروز، بعید است كه اقوام درجه ی اول و دوستان قدیم، در نزدیكى ما زندگى كنند و ممكن است با ما صدها كیلومتر فاصله داشته باشند و حتى اگر در شرایط اضطرارى از كمك آنان بهره‏مند شویم ، براى برخورد با اضطراب‏ها و مشكلات روزانه ، از دست آنها براى ما كارى ساخته نیست. گروه‏هایى حمایت‏كننده، براى خانم‏هاى خانه‏دار افسرده، براى والدینى با فرزندان كم سال، براى خانواده‏هایى كه نوجوان‏هاى معتاد دارند، براى والدینى كه نمى‏توانند فرزندانشان را كنترل كنند و براى خانواده‏هاى كم درآمد، بسیار مفید و ارزشمند هستند. اینها خانواده‏هاى ارزشمندى هستند كه از كمك‏هاى طبیعى در نزدیكى خود محرومند.

منبع : پرسمان - بر داشت شده از سایت تبیان

[ سه شنبه 20 آذر1386 ] [ 8:57 ] [ افشین ]

 

قدم قدم ، تا رفاقت

محبت منبع اصلی نور و گرمی هر خانه و عامل اساسی آرامش روحی در هر خانواده‌ای می‌باشد، چه سعادتمند هستند افراد خانواده‌ای که علاوه بر انجام وظایف خویش به عنوان همسر، پدر، مادر و فرزند با یکدیگر دوست بوده و به مرحله ی رفاقت رسیده‌اند. در چنین کانون گرم و آرامش بخشی هیچ‌یک از اعضای خانواده احساس تنهایی و دلتنگی نکرده و بهترین ساعات زندگی خود را نه در خارج از خانه و با دیگران، بلکه با بهترین دوستان و نزدیک‌ترین افراد زندگی خویش در خانه ی خود که تبدیل به خانه ی دوست شده با سعادت سپری می‌سازند.

چه بسیار همسران که یک عمر در زیر یک سقف با یکدیگر زندگی کرده ولی هنوز طعم دوستی و محبت واقعی را نچشیده‌اند و چه بسیار فرزندان که به علت نیافتن یک دوست و رفیق خوب در خانه در دام تباهی و بدنامی دوست نمایان نااهل به ورطه ی بدبختی و شقاوت افتاده‌اند .

برای رسیدن به مرحله ی رفاقت و ورود به جایگاه دوستی با همسر و فرزندان خویش باید چند گام برداشت که به ترتیب اولویت عبارتند از:

 

1- احترام و اکرام

اصولا بدون رعایت احترام انسان‌ها، نمی‌توان به حریم قلب آنها نزدیک شد و چه بسیار دوستی‌ها که در اثر عدم رعایت احترام یکدیگر از میان رفته است. لذا در قدم اول همسر و فرزندان خود را با کلام محترمانه ی آقا و خانم صدا کنید و در حضور دیگران شخصیت او را تأیید و تکریم نمایید.

2- شناخت جنبه‌های مثبت

معرفت و آگاهی به صفات و روحیات مثبت افراد، خود به خود در وجود ما باعث به وجود آمدن علاقه و محبت نسبت به آنان شده و با انعکاس ناخود آگاه در نگاه و رفتار ما سبب جلب دوستی و محبت آنان خواهد شد. بنابراین، در اولین فرصت فهرستی از صفات مثبت همسر و فرزندان خویش نوشته و برای تأثیر بیشتر هر چند روزی یک بار به آن نظری بیاندازید. خواهید دید شکوفه‌های محبت واقعی در قلب شما در حال جوانه زدن است.

3- پذیرش روحی

دریچه ی قلب خود را بگشایید و همسر و فرزندان خود را آن‌چنان که هستند در قلب خویش بپذیرید و به آنها مهر بورزید زیرا غیرممکن است که آدمی به کسی که قلبا او را دوست ندارد، علاقه ی صادقانه داشته باشد.

4- اغماض و گذشت

هیچ‌کس کامل نیست و هر انسانی با توجه به مراتب خویش دارای نقاط ضعف و عیب‌هایی هست. لذا همچنان که خود ، گاهی مرتکب اشتباه و خطایی شده و میل داریم در مورد ما با دیده ی اغماض بنگرند ، از خطاها و برخی از ضعف‌های همسر و فرزندان خویش چشم‌پوشی کرده و گذشت نماییم.

5- صداقت و راستی

ستون اصلی در بنای دوستی واقعی، راستی و برخورد صادقانه است و اگر در میان دو نفر صداقت وجود نداشته باشد، هرگز رفاقتی پاک و بی‌شائبه به وجود نخواهد آمد . به ویژه در میان همسر و فرزندان که مشاهده ی عدم صداقت در خانه بنیان خانواده را متزلزل می‌سازد.

6- صمیمیت

گاهی در خانه دست همسر و فرزندان خود را در دستان گرم و پرمهر خویش بگیرید، به چشمانشان با نگاه محبت بنگرید و بگذارید امواج روحی شما با یکدیگر جمع شده و کانون خانواده را گرم نماید. بر سر سفره با شادابی و چهره ی گشاده لقمه بر دهان نهاده تا علاوه بر جسم، روحتان نیز از محبت تغذیه کند.

7- مودّت

جلوه ی عملی و ملموس محبت و ثمره اصلی آن مودت است که در حقیقت آخرین و اصلی‌ترین گام در رسیدن به مرحله ی رفاقت است و از بیان علاقه ی خویش به همسر و فرزندان آغاز و تقدیم هدایای کوچک در مناسبت‌های مختلف نمایان و در حمایت و پشتیبانی از آنان در شداید و سختی‌ها به اوج خود می‌رسد.

اکنون شما با همسر و فرزند خویش دوست و رفیق شده‌اید.

 

منبع :آموزش‌های کاربردی در خانواده

مدرس و مشاور خانواده:  انور پیرزاده

[ دوشنبه 19 آذر1386 ] [ 9:21 ] [ افشین ]
" ره آورد سفر در درون آدمی ،  به جز خرد و پیشرفت نیست "  .   ارد بزرگ

" آدم بي فضيلت و بي هنر را ستودن چنان است كه به او دشنام دهند  "  .  لاروشفوكولد

" آدم پرحرف تخم ميكند و آدم خاموش درو ميكند "  .  اقليدس

" آدم تبهكار ميرود ولي شر او باقي مي ماند "  .  شكسپير

" آدم خشمگين نميتواند حقيقت را بگويد "  .  ضرب المثل چيني

" انسان از حشرات هم کوچکتر است ، چون آنها برای کشتن ما فقط نیش می زنند ، ولی ما برای کشتن آنها تمام وجودشان را له و نابود می سازیم  "  .  موپاسان

" هر قدر کسی را بیشتر دوست داشته باشید کمتر مغرورش کنید "  .  مولیر

" پیام آوران باورهای  پست و خُرد بزرگترین پیروزیهای تاریخ مردم خویش را با گفتاری پست به ریشخند گرفته اند  "  .  ارد بزرگ

" در جوانی دوست نداشتن علامت بدی است . روح سالم همیشه یکنفر دوست را که لایق باشد ملاقات خواهد کرد "  .  ل – کارو

" اگر از طبقه‌ بالا زن‌ بگيريد، به‌جاي‌ خويشاوند ارباب‌ خواهيد داشت‌ "  .  لئوپول

" هنگام گسست و بریدن از همه چیز ، می توانی بسیاری از نداشته ها را در آغوش کشی " .  ارد بزرگ

 "جهان فقط همین جهان ظاهر است و دنیای حقیقی، دروغی بیش نیست "  .  فردریش نیچه

" آنچه را تا ديروز گناه مى خوانديم، امروز بيان شخصيت و احساسات خود مى ناميم "  .  بارونس استاكس

" آنان كه آزادى را فداى امنيت مى كنند، نه شايستگى آزادى را دارند و نه لياقت امنيت را "  .  بنيامين فرانكلين

" خوشبختى لذت مشتركى است كه حاصل يارى بى چشمداشت به ديگران است "  .  هلن كلر

" نيك زيستن امروز، ديروز را به خوابى شيرين و فردا را به رؤياى اميد بدل مى سازد "  .  سانسكريت

" آب و هوا ، بر جهان بینی ، پبوندهای مردمی و اندیشه ما تاثیرگذار است  "  .  ارد بزرگ

" ممکن است مردیکه دائم سؤال می کند ابله به نظر برسد . ولی کسیکه هرگز سؤال نمی کند در تمام عمر ابله باقی می ماند "  .  لوئی پاولز

" بزرگترین شادی تولد است و بزرگترین غمها مرگ "  .  هوارد فاست

" انسان بدرستی همان میشود که به آن فکر میکند  "  .  فلورانس نایتینگل

" دل در آرزوی آنچه دسترسی بدان متصور نیست نباید بست ، از آنکه مایه رنج تن و بلای جان است "  .   بزرگمهر

" و تو کیستی؟ تو که باید آدمیان سینه های خویش را در مقابلت بشکافند و پرده حیا و آزرم و عزت نفس خود را پاره کنند تا تو آنها را به عطای خود سزاور بینی و به جود و کرم خود لایق؟
پس ، نخست بنگر تا ببینی آیا ارزش و لیاقت آن را داری که وسیله ای برای بخشش باشی ؟
آیا شایسته ای تا بخشایشگر باشی؟
زیرا فقط حقیقت زندگی است که می تواند در حق زندگی عطا کند، و تو که این همه به عطای خود می بالی فراموش کرده ای که تنها گواه انتقال عطا از موجودی به موجود دیگر بوده ای! "  .  جبران خلیل جبران

"  آشکارترین خصلت ایرانیان کمک به مصیبت زدگان دیگر سرزمین هاست "  .  خواجه نظام الملک توسی  

" مهم این نیست که در کجای این جهان ایستاده ایم، مهم این است که در چه مسیری گام بر می داریم "  .  هولمز

" هر چه بلند پروازتر باشید تپش دلتان کمتر خواهد شد . فشار و دردهای روانیتان نیز "  .  ارد بزرگ

" هرکس در دنیا باید کسی را داشته باشد که حرفهای خودش را آزادانه به او بزند ، بدون رودربایستی و بدون خجالت و الا آدم از تنهایی دق می کند "  .  همینگوی

" اگر قرار باشد من روزی تجربه شخصی خود ، درباره حس همدردی کتابی بنویسم ، کتاب خود را چنین شروع می کنم : در زنان حس همدردی مطلقا وجود ندارد "  .  فلورانس نایتینگل

" روزنامه بزرگترین مربی قرن نوزدهم است . هیچ نیرویی با آن قابل مقایسه نیست . هم کتاب است و هم کرسی خطابه و هم سکوی سخنرانی در میدان عمومی شهر "  .  تالیج

" سرود هستی آهنگی ملایم و کشیده دارد  "  .  ارد بزرگ

" جوانی اشتباه است ، کهولت مبارزه و پیری پشیمانی "  .  دیسرائیلی

" بجاست دوستی بخواهی که به روزهایت تلاش و به شبهایت آرامش بخشد "  .  جبران خلیل جبران

" مردم موفق امروز کودکان جشور دیروز بوده اند "  .  دیسرائیلی

" دانش برترین داده های یزدان پاک است . خردمند همیشه سرور است  "  .  بزرگمهر

" کوشش های سیاسی برای جوانان ، مردابی مرگبار است "  .  ارد بزرگ

" جوانی که به بالا نمی نگرد ، نظرش به پایین می افتد و کسی  که به را ه کمال نمی رود ، به پستی می گراید "  .  دیسرائیلی

" دل کسی که خاطر شاه دادگر از او مکدر باشد جایگاه دیو است "  .  بزرگمهر

" هنگامی که فیلسوفی معتقد است که مدام حواس انسانی او را می فریبد فیلسوف دیگری سوگند یاد می کند که هرگز حواس ما را نفریفته است  "  .   لافونتن

" شاید من بهتر می دانم که چرا بشر تنها حیوانی است که می خندد.تنها انسان است که به شدت رنج می برد و مجبور است خنده را بیافریند "  .   نیچه

" هيچ کس نمي تواند ما را بهتر از خودمان فريب دهد  "  . گوته

" زندگي بخت آزمايي بزرگي است که فقط بليط هاي برنده را مي توان ديد» ضرب المثل سانسکريت درختان بارور خم مي شوند و مردان بزرگ متواضع ميگردند، اما شاخه هاي خشک و مردم نادان مي شکنند وخم نمي شوند "  .  يوستين گوردر

" انسان وقتي تمام عيار، وحدت يافته، آرام، بارور و شادمان مي شود که فرآيند فرديت کامل شود، وقتي که ؛ خودآگاه و ناخودآگاه او بياموزند در صلح و صفا با هم زندگي کنند و مکمل يکديگر باشند  "  . ک.گ.يونگ

" هنگامه رهایی اهریمن ، هنگام دربند شدن توست "  . ارد بزرگ

" جامعه وجود ندارد جوامع وجود دارد "  . کوروش

" بهترين بخشي را در هر فرد جست وجو کن و اين را به او بگو. همه ما به چنين محرکي نيازمنديم، هر بار که از کار من ستايش مي شود، فروتن تر مي گردم چون احساس ناديده گرفته شدن يا ناخوشايند بودن نمي کنم. نگريستن به عظمت همسايه ات را بياموز و عظمت خودت را نيز بنگر "  . جبران خليل جبران

" با گذشت ، شما چیزی را از دست نمی دهید بلکه بدست می آورید " . ارد بزرگ

" شکست های زندگی ، درهای پیروزی را  می گشاید و خودپسندی درهای پیروزی را یکی پس از دیگری می بندد "  .  ارد بزرگ

" کسانی که دنیا را تکان داده اند در استعدادهای طبیعی نابغه نبوده اند ، بلکه بر عکس قوای عقلی آنان از حد معمول و متوسط تجاوز نمی کرده است ولی به یک صفت ممتاز بوده اند : ثبات و استقامت "  .  دیسرائیلی

" آنانی که می بخشند و در عطای خود معنایی برای درد و شکنجه نمی یابند . اینان در جستجوی هیچ نوع نشاطی نیستند و حتی به فکر نشر مناقب و فضایل خود نمی افتند . اینان آنچه را که دارند می بخشند ، مانند گلها و ریحانها که بوی عطرآگین خود را در چمنزارها و جلگه ها پخش می کنند .
خدای بزرگ با دست این افراد سخن می گوید و از میان دیدگان این اشخاص به زمین لبخند می زند  "  .  جبران خلیل جبران

" در این دنیا از دو راه می توان موفق شد ؛ یا از هوش خود و یا از نادانی دیگران "  .   لابرویر

" آنکه به سرنوشت میهن و مردم سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد  "  .   ارد بزرگ

" تمدن، تنها زاییده اقتصاد برتر نیست، در هنر و ادب و اخلاق هم باید متمدن بود و برتری داشت "  .  لویی پاستور

" کسانیکه ازدواج کرده اند خود را ناراضی نشان می دهند و می گویند زن بد است ، زیرا می خواهند فقط و فقط خودشان از این موهبت تمتّع گیرند "  .  دیسرائیلی

" اگر تمام عالم در یک کفۀ ترازو نهاده شود و مادرم در کفۀ دیگر ، کفۀ عالم بالاتر خواهد ایستاد "  .  لورولا بکدیل

" وقت گرانبها است ، اما حقیقت گرانبها تر است "  .  دیسرائیلی

" در نظر مردم سخن سنج قدر سخن بیش از گنج است "  .  بزرگمهر

" شالوده و زیربنای گسترش هر کشور ، فرهنگ است  "  .  ارد بزرگ

" افتخار در خشک کردن قطرۀ اشک است نه در جاری ساختن سیل خون  "  .  بایرون

" غالب اشخاص بدون اینکه مقصد معینی را تعقیب کنند زندگی می نمایند و مثل پر کاهی که بر روی آب حرکت کند ، عمر خود را به آخر می رسانند و جلو نمی روند ، جریان آب انها را می برد  "  .  سه نه ک

" اهل فرهنگ و هنر ، سازندگان آینده اند  "  .   ارد بزرگ

" گروهی از مردمند که اندکی از ثروت کلان خویش را می بخشند و آرزویی جز شهرت ندارند . این خودخواهی و این شهرت پرستی که به طور ناخودآگاه گرفتارش هستند بخشش آنان را ضایع می سازد  "  .   جبران خلیل جبران

" درد پیری انحطاط روحی و جسمانی آن نیست ، بلکه بار خاطرات آن است  "  .   سامرست موام

" برای شب پیری در روز جوانی چراغی باید تهیه کرد  "  .   بلوتارک

" همه آدمیان به شیوه های گوناگون سختی های روزگار را می چشند  "  .   ارد بزرگ

" همۀ خوشبختیها و موفقیت که به من روی آورده از درهایی وارد شده است که آنها را به دقت بسته بودم  "  .   بایرون

 "دل آدمی بنده آرزوست ، سرشتها یکسان نیست ، هر کس خویی دارد ، و جویا و خواهان چیزی است  "  .  بزرگمهر

" جنگ کشتارگاه کسانی است که همدیگر را نمی شناسند ، به نفع کسانی است که یکدیگر را می شناسند ولی همدیگر را نمی کشند . جنگ قوانین را خاموش می کند  "  .   سیسرون

" آنگاه که شب فرا رسید و همه پدیدگان فرو خُفتند ابردریاها به پا می خیزند، آیا تو هم بر می خیزی ؟  "  .  ارد بزرگ

" تمام شان و عظمت انسان در فكر است "  .   بلز پاسكال

" هرکس خود را نصیحت نکند ، به نصیحت دیگران محتاج است  "  .   سعدی

" اکنون به شما مي گويم که مرا گم کنيد وخود را بيابيد.وتنها آن گاه که همگان مرا انکار کرديد،  نزد شما  باز خواهم آمد  "  .   فردریش نیچه

"  آنانکه گذشته را به خاطر نمی آورند محکوم به تکرار آنند  "  .   سانتایانا

"  بزرگی و تنها ، و آبی و در اوج . آسمانی انگار  "  .   آندرومدا

" همیشه بین خود و همسرت بازه ای را نگاهدار تا به خواری گرفتار نشوی "  .  ارد بزرگ

" از آنچه باعظمت است یا باید هیچ نگفت یا با عظمت سخن گفت و با عظمت سخن گفتن یعنی به دور از آرایش وآلایش   "  .   فردریش نیچه

" میان گام نخست و آرمان بازه ای نیست ، آنچه داریم  اندازه نبروی کنونی ماست  "  .   ارد بزرگ

" عشق هميشگي است اين ما هستيم كه ناپايداريم ،عشق متعهد است مردم عهد شكن، عشق هميشه قابل اعتماد است اما مردم نيستند "  .    لئوبوسكاليا

" چشمه ساری که خود را در اعماق درون شما پنهان ساخته است ، روزی قد خواهد کشید و فوران خواهد کرد و با ترنم و نغمه راه دریا را درپیش خواهد گرفت  "  .  جبران خلیل جبران

" به من بگو قبل از آمدن به این دنیا کجا بودی؟ تا بگویم بعد از مرگ کجا می‌روی  "  .   شوپنهاور

" ميان دانستن و دريافت کردن فاصله زيادي است. دانستن دشوار نيست اما دريافت کردن دشوار است "  . شو کينگ

" دشمن چون از همه حیلتی فرو ماند سلسلۀ دوستی بجنباند . پس آنگه به دوستی کارها کند که هیچ دشمنی نتواند "  . سعدی

" یک آموزگار خام می تواند مدتها شاگردان خویش را سرگردان کند "  . ارد بزرگ

" بی خردی اسارت بدنبال دارد .و خرد موجب آزادی و رهایی است "  . فردوسی خردمند

" موفقیت تنها یک چیز است این که : زندگی را به دلخواه خود بگذرانید "  . کریستوفرمورلی

" هستي ما به ناپايداري ابرهاي پاييز تماشاي تولد و مرگ موجودات همچون نظاره شعله‌‌هاي آتش يك عمر مانند جرقه رعدي در آسمان چون سيلابي پر شتاب و روان از سراشيبي كوهي "  . گواتما بودا

[ جمعه 16 آذر1386 ] [ 12:7 ] [ افشین ]

 


واقعیّت‌هایی وجود دارند که اجتناب از آن‌ها امکان‌پذیر نیست. یکی از این واقعیت‌ها اهمیّت عزّت نفس است.

هر کاری که بکنیم نمی‌توانیم نسبت به رشد و تعالی خود بی‌توجّه باشیم. امّا، اگر از این علم و اطلاع ناراحت شویم، می‌توانیم از آن فرار کنیم. می‌توانیم فرار کنیم، طفره برویم، بگوییم که تنها به موضوع‌هایی «عملی» علاقه‌مندیم، بعد برویم جلو تلویزیون بنشینیم و به مسابقه فوتبال یا خبرهای شام‌گاهی توجّه کنیم، می‌توانیم روزنامه را باز کنیم و صفحه نیازمندی‌ها و آگهی‌های تجارتی را بررسی کنیم و ببینیم که کدام کالا را حراج کرده‌اند. می‌توانیم گوشی تلفن را برداریم و با دوستمان گرم صحبت شویم ولی در هر حال عزّت نفس یک نیاز اولیّه برای همه انسان‌هاست، بدانیم و ندانیم راه خود را درون ما می‌گشایدوتاثیرش را در زندگی مان میگذارد.

منظور من از «عزّت نفس» چیزی به مراتب بیش از احساس خود ارزشمندی است. احساس خود ارزشمندی که بسیاری از روان درمانگرها و آموزگاران می‌خواهند آن را در اشخاص ایجاد و القاء کنند به مقایسه در حکم اتاق انتظار عزّت نفس است.

اعتماد کردن به ذهن و دانستن این که هر کسی شایسته و زیبنده خوشبختی است جوهر و عصاره عزّت نفس است.


اگردقیق‌تر بگوئیم عزّت نفس:

1- اعتماد به توانایی خود در اندیشیدن است، اعتماد به توانایی خود به کنار آمدن با چالش‌های اولیّه زندگی است.

2- اعتماد به حقّ خود برای موفّق و شاد بودن است، احساس ارزشمند بودن، شایسته بودن است، داشتن حق ابراز نیازها و خواسته‌هاست، ابراز میل رسیدن به ارزش‌ها و برخوردار شدن از ثمرات تلاش‌های خویشتن است.

من هرگز به این حرف اعتقاد ندارم که عزّت نفس یک نعمت است که باید داشته باشیم یا مدّعی داشتن آن باشیم (آن‌هم احتمالاً به کمک تائید مثبت). برعکس کیفیتی است که اگر آن را در طی زمان بدست آوریم به موفقیّتی رسیده‌ایم.

ارزش عزّت نفس صرفاً در این نیست که به ما امکان می‌دهد احساس بهتری داشته باشیم، بلکه به ما فرصتی می‌دهد تا بهتر زندگی کنیم. به ما امکان می‌دهد با چالش‌های زندگی بهتر روبرو شویم و از فرصت‌های مطلوب بهر‌ه‌برداری بیشتری بکنیم.

قدرت این باور و این اطمینان به خویشتن در این حقیقت نهفته است که این چیزی بیش از یک داوری یا یک احساس است. این یک انگیزه دهنده است، الهام بخش رفتار است.امّا به سهم خود مستقیماً تحت تأثیر عمل ماست. سبب در هر دو سمت جاری است. چرخه بازخوردی پیوسته‌ای میان اعمال ما در دنیا و عزّت نفس‌مان وجود دارد. میزان عزّت نفس ما روی عمل و رفتارمان تأثیر می‌گذرد و طرز عملمان عزّت نفس ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

اگر به ذهن و به قضاوتم اطمینان کنم، بیشتر در قالب یک موجود اندیشمند فرو رفته‌ام. وقتی به توانایی خود به اندیشیدن را صحّه گذاشتم، وقتی آگاهی مناسب را به فعالیت‌هایم راه دادم؛ زندگی بهتری پیدا می‌کنم. این اعتماد من به ذهنم را افزایش می‌‌‌دهد. اگر به ذهنم اعتماد نکنم، به احتمال بیشتری رفتار انفعالی پیدا می‌کنم، از آگاهی کمتر از آنچه به آن نیاز دارم برخوردار می‌گردم و از پایداریم در برابر مشکلات زندگی کاسته می‌شود. وقتی اعمال من به نتایجی دردناک منتهی می‌شوند خود را محقّ احساس می‌کنم تا به ذهنم اعتماد نکنم.

با عزّت نفس زیاد با احتمال بیشتری در برابر مشکلات می‌ایستم، امّا در شرایط کمی عزّت نفس احتمال این که تسلیم شوم و یا از همه توان خود استفاده نکنم بیشتر می‌شود. با توجّه به بررسی‌های به عمل آمده اشخاصی که از عزّت نفس بیشتر برخوردارند در مقایسه با اشخاص فاقد عزّت نفس، در برابر شداید زندگی و مشکلات مقاومت می‌کنند. هر کس مقاومت و مداومت داشته باشد، امکان موفقیّتش بیشتر می‌شود. اگر استقامت کنم و پایداری نشان دهم، این احتمال وجود دارد که بیش از آن‌که شکست بخورم موفّق شوم. در غیر این صورت امکان شکست خوردن از امکان موفق شدن فراتر می‌رود. در هر دو مورد برداشتی که از خود دارم تقویت می‌شود.

اگر به خود احترام بگذارم و بخواهم دیگران نیز با من رفتار محترمانه داشته باشند، علایمی از خود مخابره می‌کنم و به طرزی رفتار می‌کنم که احتمال واکنش مثبت را افزایش می‌دهم. وقتی این اتفاق می‌افتد، تقویت می‌شوم و باورهایم افزایش می‌یابد. اگر برای خودم احترامی قائل نباشم و در نتیجه بی‌احترامی را بپذیرم، اگر بدرفتاری و سلطه‌جویی و بدزبانی دیگران را قبول کنم و آن را امری طبیعی بپندارم؛ بی‌آن که متوجه باشم این را منتقل می‌سازم و در نتیجه بعضی‌ها با من به همان شکل رفتار می‌کنند. وقتی این اتفاق می‌افتد و من تسلیم آن می‌شوم، احترام به خود در من ضعیف می‌شود و از آنچه هست پایین‌تر می‌آید.

منبع:http://www.successful.blogfa.ir/

[ چهارشنبه 7 آذر1386 ] [ 9:19 ] [ افشین ]

 تأملي در روان‌شناسي ارتباطات ميان فردي

دل‌هاي پر، ذهن‌هاي خالي

اگر واقع‌بينانه به عمق زندگي نگاه كنيم، هر مرحله‌اي از زندگي، معني و زيبايي‌هاي خاصي دارد كه در جريان عبور از يك مرحله و پيش‌بيني پيامدهاي مراحل بعدي، مي‌توان گذر از مرحله قبل و گام نهادن در مرحله بعد را آسان‌تر كرد.

 

در سير عبور از مراحل زندگي، انسان به جايي مي‌رسد كه نيازهايي در درون خود احساس مي‌كند و با تحرك و نشاط نيروي خود را جهت برآوردن آنها به‌كار مي‌گيرد. در اولويت‌بندي اين خواست‌ها، نيازهاي ابتدايي در سطح پايين و سپس نيازهاي عالي‌تر، با رشد و تحول انسان، در سطوح بالاتر قرار مي‌گيرند. يكي از نيازهاي اساسي و ابتدايي انسان دگرخواهي است كه با برآورده شدن آن، مسير براي برآوردن نيازهاي بالاتر هموار مي‌شود.

 

به دور از نگرش تك بعد نگري، بايد اين حقيقت را پذيرفت كه ديواري نامرئي ولي قدرتمند مابين دو جنس زن و مرد ايجاد شده است. وجود چنين حائلي باعث عدم شناخت دو جنس نسبت به هم شده و قضاوت‌هاي مبهم و غبارآلودي به دنبال دارد.

 

انسان بدون ورود به دنياي همديگر نمي‌تواند طرف مقابل خود را بشناسد و پي به وجود «خود» او ببرد. عدم شناخت كافي، باعث بيگانگي انديشه و اعمال در دو جنس نسبت به همديگر شده است.

 

 زن و مردي كه در كنار هم، در يك خانه، در يك اداره، و به طور كل در يك محيط به سر مي‌برند، براي شناخت همديگر به‌خود فرصت نمي‌دهند. مي‌توان گفت عمق اين دريا را فقط با حدس و گمان مي‌سنجند. ما آدميان براي سنجش هر چيزي يك مقياس داريم. آيا تا به حال از خود پرسيده‌ايم كه براي سنجش عمق وجود انسان، چه مقياسي وجود دارد؟

 

 به نظر مي‌رسد تنها شرط مقياس سنجش عمق وجود انسان، جرأت وارد شدن به درون دنياي فرد مقابل است. ما از اين‌كه ديگري را خوب بشناسيم وحشت داريم. دوست داريم او را به همان شكلي كه خود مي‌نماياند، قبول كنيم. در واقع ما نه چيزي را كشف و نه قبول كرده‌ايم، بلكه خودنمايي‌هاي طرف مقابلمان را فقط پذيرفته‌ايم.

 

 اگر شما از همان ابتدا در دسترس باشيد و صادقانه و صريح همان‌گونه كه هستيد باشيد و رفتار كنيد، بالطبع برخي افراد به شما علاقه‌مند خواهند شد و برخي نيز شما را طرد خواهند كرد. اما احساسات و پذيرش از سوي افرادي كه به شما علاقه‌مند شده‌اند، واقعي و استوار خواهد بود.

 

 لازم است شريك بالقوه شما، شما را كاملاً بشناسد، بنابراين خود را در دسترس قرار داده و از همان ابتدا با او رو راست، صريح و صادق باشيد. چنانچه شما رابطه را با پنهان‌كاري و تظاهر آغاز كنيد، قادر نخواهيد بود به يكديگر اعتماد كرده و از يك رابطه سالم برخوردار شويد. شما ممكن است پيوسته از اين كابوس كه روزي شريك شما ناگهان به ماهيت واقعي شما پي ببرد، ترس و واهمه داشته و احساس ناامني كنيد.

 

 راه ورود به درون شخص، ابتدا از برخورد چهره به چهره آغاز مي‌شود. پي آمد آن صحبت‌هاي دلنشين جهت نزديك‌تر شدن دو طرف به همديگر است. چگونگي گفتارها و در يك مسير قرار گرفتن انديشه‌ها، باعث ظهور اندوخته‌هاي دروني فرد مي‌شود چيزي كه شايد تا به حال حتي خود شخص نيز به آن پي نبرده باشد.

 

 وقتي انديشه‌ها به هم نزديك‌تر شدند، خواسته‌هاي دروني فرد قوت مي‌گيرد و كشش به‌سوي همديگر بيشتر مي‌شود، اعتمادها شكل مي‌گيرند. همكاري‌ها، تبادل نظرها، احترام به نوع خواسته‌ها و برآورده شدن چگونگي درخواست‌ها معني پيدا مي‌كند.

 

اگر به اين روند دقت كنيم درمي‌يابيم كه خواسته‌هايي كه از اوج به عمق؛ از قسمت سر به سوي تن رهسپار است، قوت و دوام بيشتري دارد. تمامي اينها هنگامي تداوم مي‌يابد كه زن و مرد در كنار هم باشند و از ابتدا نه به صورت زن و شوهر، بلكه به صورت دو موجود با ارزش كمك ‌دهنده و كمك گيرنده، همديگر را قبول كنيم. پيشرفت يك طرف را تهديدي بر راه ترقي خود نينگاريم.

 

با خود و طرف مقابل خود صادق و صريح بوده و محترمانه رفتار كنيم. چنانچه رفتار مناسبي با شريك خود نداشته باشيم، راهي را هموار مي‌سازيم كه به مشكلات، رنجش و نفرت منتهي مي‌شود.

 

 اجازه ندهيم ناكامي‌ها، رنجش‌‌ها و مشكلات كوچك درون ما انباشته شده و به مرور زمان تبديل به افسردگي و تنفر شوند. براي خود احترام قائل باشيم و بگذاريم شريك ما بداند كه چه چيزهايي براي ما داراي اهميت است. چنانچه ما از كشمكش‌ها و تعارضات اجتناب‌ورزيم، قادر نخواهيم بود از يك رابطه بلند مدت و رضايت‌بخش برخوردار شويم.

 

 يك روان‌شناس در اين مورد مي‌گويد: ما هميشه تصور مي‌كنيم چون بزرگسال هستيم بايد متكي به خود و آزاد بوده و به كسي محتاج نباشيم و شايد به اين دليل است كه اكثر ما از درد تنهايي به جان آمده‌ايم، در حالي‌كه نياز داشتن امري بديهي و طبيعي به ‌شمار مي‌آيد و مهم است اگر به چيزي احتياج داشته باشيم و بتوانيم آن‌را به زبان آوريم.

 

 با عنوان كردن نيازهاي خود، ديگري‌ را به ذهن و دل خود نزديك‌تر مي‌كنيم و پل ارتباطي بين خود و ايشان برقرار كرده و اعتماد او را به سوي خود فرا مي‌خوانيم.

 

 گمان مي‌رود در جامعه ما دو جنس نسبت به همديگر «دلهاي پر و اذهان خالي دارند» و اين ناشي از فاصله‌هاي كذايي و خودخواهانه‌اي است كه نتيجه‌اي جز جدايي نسل‌ها به دنبال ندارد.ديدگاه آگاهانه، به دنياي هم، دلمان را براي پذيرش نقصان‌هاي همديگر فراخ مي‌كند.

 

دنياي ذهني و توهمي كه از همد‌يگر داريم، به‌جز در تار و پود هم‌ديگر رفتن عاقبتي ندارد.آر- دي لنگ، نويسنده كتاب سياست‌هاي تجربه مي‌نويسد ما كمتر از آنچه مي‌دانيم، روي مسائل مي‌انديشيم، كمتر از آنچه به ديگران عشق مي‌ورزيم، نسبت به عشق خود شناخت داريم، كمتر از آنچه احساس مي‌كنيم، عشق مي‌ورزيم و به همين نسبت خود را خيلي كمتر از آنچه هستيم مي‌پنداريم.

 بهانه‌هاي عدم شناخت كافي، ثروت و قدرت، زيبايي چهره وخودآرايي و در كل ظواهر زندگي است. عامل اعتماد به نفس بالا مي‌تواند فراتر از هرگونه زيبايي ظاهري به جذابيت هر دو جنس بيفزايد. ما چون در كاسه ذهن خود از فرد مقابل چيزي نمي‌يابيم، خود را به ريسمان‌هاي ناپايدار آويزان مي‌كنيم.

 

به خودمان ماركي مي‌چسبانيم و نام آن را شايستگي و بزرگي مي‌گذاريم، قيمتي براي خود تعيين مي‌كنيم، چرا كه امنيت كافي در آينده خود نمي‌يابيم و اينها ناشي از ناامني دوران زندگي‌امان و به جهت ديدگاه اشتباهي است كه نسبت به دنياي خود واطرافيان داريم. همه اين‌ تصورات را براي ما رقم زده‌اند و ما در ذهن خود آن را پرورده‌ايم و سلسله‌وار به نسل‌هاي بعد منتقل مي‌كنيم.

 

ما حتي براي شناخت خود هم فرصتي نداريم، آنچه را كه ديگران برايمان ديكته نموده‌اند كپي كرده دروني مي‌كنيم و عاقبت كار چنان مي‌شودكه نبايد باشد.

 

وقتي من نه براي خود فرصتي دارم و نه براي آن‌كه به عنوان يك موجود ارزشمند در كنارم قرار گرفته ، همانند نوزادي هستم كه در جايي ساكن نگاه مي‌كند و قدرت درك اطراف خود را ندارد. شما كه نسبت به تعهد در قبال همديگر، قراردادي را امضاء نموده و خود را پايبند به تعهدات آن مي‌دانيد، اين حياتي است كه شريك زندگي‌تان فردي باشد كه شما در مورد او با نزاكت و مهرباني رفتار كنيد.

 

اگر تمامي جوك‌هاي مورد علاقه و داستان‌هاي «روزهاي بد گذشته» خود را براي يكي از دوستان و يا همكاران خود تعريف كنيد، وقتي به خانه برمي‌گرديد براي همسرتان چه چيزي باقي خواهد ماند؟ ممكن است عاقلانه به نظر نرسد، اما وقت و انرژي هر فردي داراي ارزش و اهميت ويژه‌اي است و مقدار زياد آن در يك رابطه باعث تداوم مي‌گردد. اگر شما وقت و انرژي خود را با فرد ديگري صرف كنيد به طور بالقوه به رابطه خانوادگي خود لطمه خواهيد زد.

 

 ما انسانها بدون درك وجود همديگر، هيچ‌گونه ارزشي نداريم. من به اميد آن مي‌نويسم كه خوانده شود، تو به اميد آن مي‌خواني كه آگاه گردي، ديگري به اميد آن مي‌گويد كه شنيده شود و آن يكي به اميدي مي‌شنود كه بتواند ببيند و درك كند.با توجه به تفاوتهاي فردي، هر شخصي، بنا به نگرش خاص خود، امكانات خاصي در جريان زندگي، جهت رسيدن به آرمانهاي خود برمي‌گزيند.

 

با تغيير نگرش انسان نسبت به زندگي، نوع امكاناتي كه او براي رسيدن به اهداف خود به‌كار مي‌گيرد نيز متفاوت است.لئوبوسكاليا استاد دانشگاه كاليفرنيا مي‌نويسد: كسي كه جوياي عشق است صرفاً به يكتا بودن خود و شكوفايي آن راضي نيست، بلكه مي‌‌كوشد هرچه سريع‌تر خود را به درجات پيشرفته برساند، زيرا مي‌داند آنچه آموخته مي‌تواند در اختيار ديگران قرار دهد.

 

سوروكين جامعه‌شناس مشهور مي‌گويد: ذهن‌هاي ناهوشيار ما از قدرت عشق مطلقاً غافل و بي‌خبرند، كوچكترين اعتقادي به آن ندارد و آن را پديده‌اي خيالي مي‌پندارند. از نقطه نظر ما عشق يك نوع خودفريبي- افيون ذهن ما- يك فكر ايده‌آلي و از نظر علمي ثابت نشده است.

 

ما سعي داريم در مقابل همه تئوري‌هايي كه معتقد به قدرت و نفوذ عشق است، جبهه‌گيري كنيم. نظريه‌هايي روي نفوذ و تأثير عشق در تعيين وشكل‌گيري رفتار و شخصيت و تأثير آن بر تكامل زيستي، اجتماعي، معنوي و فكري، تأكيد مي‌گذارد و اعتقاد داردكه عشق حتي مي‌تواند بر روند حوادث تاريخي و شكل دادن به جريانات اجتماعي، فرهنگي مؤثر افتد.

 

 گمشده‌اي كه تا خود نخواهيم پيدا نمي‌شود و ما آن را همچنان، به طور ناخودآگاه با غبار ذهن خود دور مي‌كنيم.

نويسنده : حوريه رحيمي

[ یکشنبه 4 آذر1386 ] [ 21:48 ] [ افشین ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خدایا
بگذار هرکجا تنفراست بذرعشق بکارم
هرکجا آزادگی هست ببخشایم
وهر کجا غم هست شادی نثار کنم
الهی توفیقم ده که بیش ازطلب همدلی همدلی کنم
بیش از آنکه دوستم بدارند دوست بدارم
زیرا در عطا کردن است که ستوده می شویم
و در بخشیدن است که بخشیده می شویم
دکترشریعتی
موضوعات وب
امکانات وب