|
ای عاشقان در همدلی دستی برآرید بر زخم پنهان دلم مرهم گذارید
|
10 فرمان برای فیصله دعوا

برای خواندن مقاله ی پیش اینجا را کلیک کنید.
در دو مقاله پیش به 10 مهارت مذاکره کردن و راهکارهایی در چهار راهی دعوا و مرافعه ی (خدای ناکرده ) زناشویی اشاره کردیم .حال به 10 فرمان جهت فیصله ی دعوا می پردازیم :
1 ـ خودتان را جای همسرتان بگذارید:
وسط داد و بیدادهایی که میکنید، یک لحظه خودتان را جای همسرتان بگذارید و سعی کنید تا جایی که میتوانید مشکلاتش، استرسهایی که دارد و احساسات فعلیاش را درک کنید.
2 ـ باورهای غیر واقعبینانه را تغییر دهید:
«یک دعوا یعنی خراب کردن هر چی تا حالا ساختهایم»، «همسرم باید همیشه مرا بفهمد چون همسرم است دیگر!»، «همسرم هیچوقت خودش را عوض نمیکند»، «نیازهای همسرم، زمین تا آسمان با نیازهای من فرق میکند» و... این باورها ممکن است با قیافهای حق به جانب ته ذهن شما نشسته باشند.
کاری نداریم که کی و ازکجا آمدهاند توی ذهن شما؛ ولی حاصلش این است که اگر تغییرشان ندهید، به قول لازاروس «این فکرهای سمی میتواند شما را دیوانه کند» واقعیت این است که «همیشه و در همه ی روابط زناشویی، اختلافهایی پیش میآید»، «همسران نمیتوانند همیشه ذهن طرف مقابلشان را بخوانند»، «همه تا حدی تغییرپذیرند» و «افرادی که دو طرف یک رابطه طولانی مدت قرار میگیرند، معمولا نیازهای مشابه هم دارند».
اگر بعد از دعوا فکر کنید که دعوا به این خاطر بوده که همسرتان اصولا خودخواه است، دیگر جایی برای صلح نمیماند. شخصیت دعوایی ممکن است وجود داشته باشد اما غالبا رفتار همسران موقع دعوا تحتتاثیر موقعیت است. اگر بیشتر تامل کنید میبینید که «همسرتان همیشه اینطور عمل نمیکند» و «با اینکه رفتارش خوب نبوده اما میدانید که به شما علاقهمند است».
اگر همیشه توی دعوایتان به اصطلاح «رو» دعوا کنید، در «عمق» همیشه یک وفاداری همیشگی پنهان وجود خواهد داشت. دعوایتان را به این جاها ربط ندهید.
به جای اینکه بگویید «حس سینما رفتن داری؟»، بگویید «دوست دارم برم سینما». به جای اینکه از جملات «تو من را... »، از جملات «من احساس میکنم...» استفاده کنید..
اینکه بگویید «تو آدم بیملاحظهای هستی» چیزی را عوض نمیکند. دقیقا به همسرتان بگویید که چه چیزی باید در رفتارش تغییر کند.
7 ـ جایگزین بگذارید:
اینکه داد و بیداد کنید که از رنگهای صورتی و قهوهای و آبی و زرشکی برای پرده خانه خوشتان نمیآید، چیزی را درست نمیکند؛ به جای اینها ـ البته اگر رنگی باقیمانده بود ـ بگویید از کدام رنگ خوشتان میآید.
8 ـ خوب گوش کنید:
بله، خوب گوش نمیدهید! به قول قدما با گوش دل حرفهای طرف مقابل را نمیشنوید. تا همسرتان حرف میزند در مقابلش توی ذهنتان یک جمله آماده میکنید. اینکه نشد گوش دادن! فیدبک بدهید ببینید اصلا آنجوری که شما فهمیدهاید، همسرتان حرف زده است یا نه.
9 ـ ببخشید:
بعضی وقتها واقعا همسرتان مقصر بوده و اشتباه کرده است. شما بهتر است در این مواقع، لذت توفیق اجباری بخشش را بچشید.
10 ـ تمرین «روزهای صمیمانه» را انجام دهید:
شاید به نظرتان خندهدار باشد اما گاهی چارهای جز این نمیماند که یک تمرین مکانیکی انجام دهید. میتوانید یک تعداد روز متوالی را مشخص کنید و در این روزها توافق کنید که هر روز حداقل 5 مورد از فهرست کارهایی که همسرتان میخواهد را انجام دهید.
البته او هم باید متقابلا کارهایی که شما میخواهید را انجام دهد. این کارها اول باید امری باشند؛ یعنی طرف را از کاری نهی نکنند، دوم باید عملیاتی باشند؛ سوم آنقدر کوچک باشند که بتوان هر روز انجامشان داد و چهارم مربوط به دعوای اخیر نباشند. باور کنید این تمرین ها معجزه میکند. امتحانش ضرر که نداره ، داره ؟؟
نویسنده : سعید بینیاز - با تغییر و تلخیص
منبع:
http://www.tebyan.net/Social/House_Family/Partners/AfterMarriage/2007/10/21/50176.html
نيمه شب پريشب گشتم دچار كابوس
ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ گفتا عليك جانم
گفتم : كجا روي؟ گفت والله خود ندانم
گفتم : بگير فالي گفتا نمانده حالي
گفتم : چگونه اي ؟گفت در بند بي خيالي
گفتم : كه تازه تازه شعر وغزل چه داري ؟
گفتا : كه مي سرايم شعر سپيد باري
گفتم : ز دولت عشق گفتا كه : كودتا شد
گفتم : رقيب گفتا : او نيز كله پا شد
گفتم : كجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي ؟
گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي
گفتم : بگو ز خالش ‚آن خال آتش افروز؟
گفتا : عمل نموده ‚ ديروز يا پريروز
گفتم : بگو زمويش گفتا كه مش نموده
گفتم : بگو ز يارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا؟چگونه؟عاقل شده است مجنون؟
گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم : كجاست جمشيد؟ جام جهان نمايش؟
گفتا : خريد قسطي تلويزيون به جايش
گفتم : بگو زساقي حالا شده چه كاره ؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو زساقي ‚حالا شده چه كاره؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو ز زاهد آن رهنماي منزل
گفتا : كه دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با كاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم : بگو ز محمل يا از كجاوه يادي
گفتا : پژو‚ دوو‚ بنز يا گلف نوك مدادي
گفتم كه: قاصدت كو آن باد صبح شرقي
گفتا : كه جاي خود را داده به فاكس برقي
گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره
گفتا : به جاي هدهد‚ ديش است و ماهواره
گفتم : سلام ما را باد صبا كجا برد ؟
گفتا : به پست داده آورد يا نياورد ؟
گفتم : بگو ز مشك آهوي دشت زنگي
گفتا كه : ادكلن شد در شيشه هاي رنگي
گفتم : سراغ داري ميخانه اي حسابي
گفت : آنچه بود از دم گشته چلو كبابي
گفتم : بيا دو تايي لب تر كنيم پنهان
گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان
گفتم : شراب نابي تو دست و پا نداري؟
گفتا : كه جاش دارم وافور با نگاري
گفتم : بلند بوده موي تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آنها
گفتم : شما و زندان حافظ مارو گرفتي؟
گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي!!!

دل من یه روز به دریا زد و رفت
پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
زنده ها خیلی براش کهنه بودن
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت
هوای تازه دلش می خواست ولی
آخرش توی غبارا زد و رفت
دنبال کلید خوشبختی می گشت
خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت
یه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ تو شیشه فردا زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره کرد
نامه فرداها رو تا زد و رفت
به سرش هوای حوا زد و رفت

تغییرات عمیق و سریع فرهنگی و اجتماعی زندگی مدرن، بسیاری از شهروندان ایرانی را در رویارویی با مسایل زندگی دچار مشکل کرده است . به طوری که اکثر آنها فاقد تواناییها و مهارتهای لازم در مواجهه با زندگی جدید بوده و بسیار آسیبپذیرند!
آمار بالای خودکشی، افسردگی، طلاق، اعتیاد، اختلالات روانی، قتل و ... در کنار مهمترین عوامل مرگ و میر یعنی بیماریهای قلبی- عروقی، سوانح و حوادث، گویای این امر است که زندگی سالم به «زیستن دشوار» تبدیل شده است.
پیچیدگی روابط و مناسبات انسانی، نفوذ و گسترش وسایل ارتباط جمعی، تنوع در مصارف زیستی و فرهنگی به همراه افزایش جمعیت و مطالبات آنان و مهمتر از همه تغییرات ایدهآلها و آرمانهای بشر امروزی، زیستن را از وضعیت همگون و ساده به وضعیتی ناهمگون و پیچیده تبدیل کرده است.
این وضعیت اگر چه از سویی به تحولات پرشتاب و پیچیده ی جامعه ی مدرن ربط دارد ، اما از سویی دیگر و مهمتر از آن به ناکارآمدی نهادهای سنتی خانواده، نظام آموزشی و سایر نهادهای فرهنگی ما برمیگردد. نظام خانوادگی و آموزشی ما نتوانسته خود را با تحولات ارزشی، فرهنگی و تکنولوژیکی جامعه ی جدید وفق دهد. این امر ضمن این که از شکاف نسلها تأثیر پذیرفته بر عمق این شکاف نیز افزوده است. بخشی از نابسامانیهای خانوادگی و چالشهای تربیتی که در درون خانوادههای ایرانی در رابطه با فرزندانشان وجود دارد به ناآگاهی و نداشتن تجربه و مهارتهای زیستن در جامعه ی مدرن بر میگردد که خود بزرگسالان به آن دچار هستند!
در حقیقت نسل جدید به دلیل فقر آگاهی و اطلاعات نسل پیشین نسبت به تحولات زندگی جدید دچار آسیب میشود. نهادهای فرهنگی و مدنی نیز به دلیل همین ضعف نمیتوانند کمبودها و کاستیهای نظام خانوادگی را جبران کنند. به عنوان مثال نظام آموزشی ما تنها مبتنی بر پرورش هوش ذهنی استوار است و به هوش اجتماعی و عاطفی توجهی ندارد. چه بسا نخبگان و تیزهوشانی که در رشته ی علمی خود سرآمدند اما در حل مسایل روزمره ی زندگی خود باز میمانند . مثلاً با یک شکست عاطفی در هم میریزند و احساس عجز میکنند یا در مطالبه ی حقوق اجتماعی خود ناتوانند.
مهارتهایی که فراتر از تامین بهداشت روانی و ایمن کردن فرد در برابر آسیبهای روانی- اجتماعی، به او بیاموزد که چگونه از زندگی لذت هم ببرد. این هدف و توانایی در زندگی پیچیده مدرن امروزی، هنری بس گرانبهاست .
مهارتهای زندگی Life skills را میتوان در سه معنی یا شیوه ی زیستن تقسیم کرد:
در این مرحله با افزایش سطح دانش و معلومات شهروندان، آنها را برای کسب یک حرفه ی ویژه در جامعه آماده میسازیم. این توانایی نه تنها چرخه ی معیشت افراد را میچرخاند بلکه در تأمین سلامت روانی و اجتماعی آنان تأثیر مثبت میگذارد.
این مهارتها به حفظ و نگهداری سلامت جسمانی افراد یاری میرساند. به خاطر بسپارید که این مهارتها کمارزش و بیاهمیت نیستند. سلامت روان و سلامت اجتماعی بر پایههای سلامتی جسمی استوار است. مصداق این سخن همان ضربالمثل معروف است که «عقل سالم در بدن سالم است».
مانند توانایی نه گفتن در مقابل فشار جمع جهت استفاده از مواد مخدر، توانایی مقابله با افسردگی در موقعیتهای دشوار زندگی، کنترل خشم و عصبانیت و ... در واقع مهمترین بخش از آموزش مهارتهای زندگی به این قسمت مربوط میشود و منظور ما دراین مقاله نیز اهمیت و ضرورت این بخش از مهارتهای زندگی است. با این توصیف مهارتهای زندگی، مهارتهایی هستند که برای افزایش تواناییهای روانی، اجتماعی افراد آموزش داده میشوند و فرد را قادر میسازند که به طور موثر با مقتضیات و کشمکشهای زندگی روبه رو شود، به عبارت دیگر هدف از آموزش مهارتهای زندگی، افزایش تواناییهای روانی- اجتماعی و در نهایت پیشگیری از ایجاد رفتارهای آسیب زننده به بهداشت و سلامت و ارتقای سطح سلامت روان افراد است.
مهارتهای زندگی، دارای پنج حوزه اصلی است:
1- مقابله با هیجانها و استرسها
2- خودآگاهی همدلانه
3- ارتباطات اجتماعی و ارتباطات بین فردی
4- تفکر خلاق و تفکر نقادانه
5- تصمیمگیری و حل مساله
منبع: روزنامه شرق


پیشاپیش عید سعید فطر را بر همه مسلمین تبریک می گویم.


1. با خود صداقت داشته باشيد. آنگاه همچون چرخه ي طبيعي فرا رسيدن روز از پي شب ، خواهيد ديد كه با ديگران نيز نمي توانيد صادق نباشيد.
2. صداقت نخستين بخش كتاب عشق است.
3. آنچه هستيد شما را بهتر معرفي مي كند تا آنچه مي گوييد.
4. چه بهتر كه ناموفق باشيم با افتخار ، ولي موفق نباشيم با دروغ و تقلب.
5. ضرر را بر منفعت غير مشروع ترجيح دهيد ، ضرر تلخ است ولي آني است ، در حالي كه منفعت غير مشروع وجدان شما را همواره مي آزارد.
6. انسان را به لحاظ قدرت اخلاق و روحش مورد قضاوت قرار مي دهند.

7. رستگاري تو در عمل ديگران تجلي پيدا نمي كند. بلكه درعكس العمل تو ظاهر مي شود.
8. از سخنان خود عادل شمرده خواهي شد و از سخن هاي تو بر تو حكم خواهد شد.
9. اگر با صداقت زندگي كنيد هدف زندگي كردن را مي آموزيد.
10 . بخشش هنگامي آسان مي شود كه ما بتوانيم ديگران را بشناسيم و به ضعف هاي خودمان و اين كه ما نيز امكان اشتباه كردن داريم معترف باشيم.
11 . صداقت نخستين فصل دفتر دانايي است .
12 . صداقت بهترين منش است .
متقاعد کردن دیگران

در مقاله ی قبل گفتیم که برای تأثیر گذاری بر دیگران بعد از زمینه سازی و بر نامه چینی ، می توانید 15راهکار رابه کار برید که به شش مورد آن اشاره کردیم و در ابن مقاله به ذکر 9 مورد دیگر می پردازیم :
1- از مراجع استفاده کنید: همه، افراد متخصص را دوست دارند. اگر کارشناسی چیزی در مورد موضوعی بگوید، حتماً حرف درستی زده است. حرف های خود را با حرف های متخصصان و کارشناسان مربوطه تطبیق دهید.
2- رضایت و موافقت عمومی را کسب کنید: اکثر افراد تحت تاثیر کارهای دیگران هستند. کاری که باید بکنید این است که نشان دهید افراد بسیاری حرفت تان را قبول دارند. مثال هایی بزنید که چطور ایده ها و نظرات تان جاهای دیگر کاربرد خوبی داشته است.
3- زمان بندی خوبی داشته باشید: برای خوب زمان بندی کردن نیاز به حس ششم دارید. هیچ وقت موقعی که افراد زیر استرس و فشارهای روحی هستند سراغ شان نروید. وقتی سراغ آن ها بروید که راحت بتوانند به حرف های تان گوش دهند.
4- منحصر به فرد باشید: این یک قانون است، هر چیز که منحصر به فردتر است، قیمت بالاتری هم دارد. خودتان و ایده ها و نظرات تان را منحصر به فرد نشان دهید. با این کار شنونده های تان بیشتر خواهند شد. این کار را می توانید با نشان دادن این که اطلاعات و معلومات زیادی در مورد مساله دارید، انجام دهید.
5- اعتماد به نفس داشته باشید: ممکن است همه جا برای انجام هر کاری این توصیه را شنیده باشید. بله، چون واقعاً مساله مهمی است.
6 - جالب و دلچسب باشید: وقتی با یکنواختی صحبت کنید، کم کم شنونده های تان را از دست خواهید داد. باید با انرژی و جالب صحبت کنید، نشان دهید که خودتان هم از نظرات تان به هیجان آمده اید.
7 - معقول باشید: مردم دوست دارند معقول جلوه کنند، پس روی منطق شان کار کنید. منطق در کار بسیار مهم است. سخنرانی تان باید قالبی معقول داشته باشد.
8- سیاست به خرج دهید: با شنوندگان تان همان طوری باید رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود. با تن مناسب صحبت کنید و سر آن ها داد نکشید و صدای تان را هرگز بالا نبرید. مهم تر این که کاری نکنید که احساس نادان بودن به آن ها دست دهد. به یاد داشته باشید که شما می خواهید با آن ها گفت و گو کنید نه مشاجره. احترام گذاشتن به مخاطبان تان نباید فراموش شود.
9 - فروتن باشید: هیچ کس افراد خودخواه و مغرور را دوست ندارد. حتی اگر بدانید و مطمئن باشید که نظر شما بهترین است، اگر خودبین و خودخواه باشید دیگر کسی به حرف های تان گوش نخواهد داد. هیچ وقت هم فکر نکنید که خیلی زود موفق به متقاعد کردن آن ها خواهید شد، واقع بین باشید و همیشه این احتمال را بدهید که شکست بخورید.
پس انداز کنید...
یکی از موفق ترین سیاست مداران، اندرو یانگ، می گوید: "تاثیر گذاری مثل یک حساب پس انداز است. هر چه کمتر از آن بردارید، سود بیشتری رویش می آید." بدانید که قدرت خود را کجا و چطور استفاده کنید. با کمی تمرین خواهید توانست که خیلی خوب روی تصمیم گیری های افراد تاثیر گذاشته و آن ها را متقاعد کنید.
پایان
نویسنده : سمیه خدابخش
منبع:

فکرش را بکنید نیرویی داشتید که می توانستید هر کسی را که می خواستید متقاعد به انجام کارهای دلخواه تان می کردید. غیر ممکن به نظر می آید؟ باید بگویم آن قدرها که فکر می کنید سخت نیست. افراد زیادی مثل رهبران یا فروشندگان با همین نیروبه مقصود می رسند.
قبل از تعیین مورد، خیلی مهم است که طبیعت و ذات فرد مقابل تان را بفهمید. این کار دو مزیت دارد:
1- می توانید با آن ها همدلی کرده و یک رابطه ی احساسی برقرار کنید.
2- بهتر می توانید استدلالات خود را بیان کنید و به آن ها ثابت کنید که نظرات شما درست تر از نظرات آن هاست.
بعد از آن از راه های زیر استفاده کنید.
1- اعتماد آن ها را جلب کنید: مردم خود به خود در مقابل افرادی که می خواهند نظرات شان را تغییر دهند ، هشیارانه رفتار می کنند. به همین دلیل است که جلب اعتماد آن ها یکی از مهم ترین قدم ها می شود. باید به آن ها ثابت کنید که فردی بی ریا و صادق هستید و نظرات مفیدی دارید. باید روی صحبت های خود تسلط کامل داشته باشید.
2- نقطه ی مشترک پیدا کنید: افراد زیادی در مورد مسایل و موضوعات مختلف نقطه نظرات مشابهی دارند. به مخاطبان خود نشان دهید که افکار شما با ایده های آن ها سازگار است. باید خودتان را جای آن ها بگذارید، نگرانی های آن ها را بفهمید و نسبت به احساسات شان همدردی نشان دهید.
3- خوب ساختاربندی کنید: هر بحث متقاعد کننده ای، چه یک سخنرانی باشد، چه یک مقاله، باید ساختاری روشن داشته باشد، منظور از ساختار مناسب، تکرار ها و جاگذاری ها است. وقتی دلایل این که چرا مردم باید به شما گوش دهند را لیست کنید، مهم ترین دلایل را برای آخر لیست بگذارید تا در مغز شنوندگان تان باقی بماند. مطالب مهم را چند بار تکرار کنید.
4- هر دو جنبه را به آن ها نشان دهید: هر دو جنبه مثبت و منفی نظرات تان را معرفی کنید. این کاری بسیار معقول است. کاری که این جا باید بکنید این است که روی جنبه های مثبت بیشتر تأکید کنید. توضیح دهید که جنبه های بد نظرات تان آن قدرها هم بد نیستند و مزیت ها و فواید آن ها بر جوانب منفی اش غلبه دارد. هیچ وقت در مورد نقاط منفی آن دروغ نگویید چون اگر مخاطبان این مساله را متوجه شوند که آن ها را فریب داده اید از شما خشمگین خواهند شد و هیچ وقت دوباره به شما اعتماد نمی کنند.
5- منافع شخصی شان را به آن ها یاد آور شوید: وقتی منافع شخصی افراد را از یک ایده، به آن ها توضیح دهید، شانس بیشتری برای متقاعد کردن آن ها دارید. برای انجام این مساله ابتدا باید نیازهای مخاطبان تان را دریابید. توجه آن ها را با گفتن نیازهای شان جلب کرده و به آن ها بگویید که چطور می توانید راضی شان کنید.
6- به نفس آن ها بپردازید: به این کار چاپلوسی و تملق استراتژیک هم می گویند. تحسین کردن کار دیگران بایددرست انجام شود. چیزهایی را پیدا کنید که مخاطبان تان به آن افتخار می کنند، چه مربوط به استعدادهای شان باشد و چه مشغلویات شان. وقتی شما افراد را تحسین می کنید، نشان می دهید که توانایی های آن ها را شناخته اید. با این کار آن ها میل بیشتری به شنیدن حرفه های تان خواهند داشت.
ادامه دارد ...
نویسنده : سمیه خدابخش
منبع:

واقعيت نشان داده که روزهاي شيرين و رمانتيك اول زندگي معمولاً با دعواي دو طرف همراه است.
ـ «عزيز من! روزاي اول همينطوره. بعدا زندگيتون شيرينتر ميشه»
ـ «مامان من! روزاي اول که بايد شيرينتر از روزاي وسط باشه!»...
وقتي از بيرون نگاه ميکنيم، ترجيح ميدهيم که کليشه هميشگي نوعروس و نوداماد شاد و سرزنده را بگذاريم جاي تصوير واقعي زن و مردي که تازه با هم ازدواج کردهاند. اما وقتي از کساني که ميخواهند اين دوره را پشت سر بگذارند سؤال ميكنيد، به نتيجه متفاوتي ميرسيد.
البته لازم نيست اين کار را انجام دهيد؛ يک روانشناس مشهور ـ هانس سليه ـ سالها پيش اين کار را انجام داده است. او از مردم پرسيده اگر بخواهند از يک تا صد به رويدادهاي اطرافشان براساس استرسي که بر آنها وارد ميکنند نمره بدهند، به عبارتهاي فهرستش چه نمرهاي ميدهند.
همانطور که ميشود پيشبيني کرد، مرگ همسر بالاترين استرس يعني 100 نمره را گرفت؛ اما آن وسطها يک چيز عجيب و غريب بود؛ رويداد خوشايندي مثل ازدواج هم 50 نمره استرس داشت. چرا اين عبارت بايد اينقدر استرسزا باشد؟
واقعيت اين است که روزهاي اول زندگي، روزهاي «منطبق شدن با ديگري» است. چي شد؟ حتي تصورش هم برايتان سخت است؛ عمرا فرديتتان را از دست بدهيد؟! ولي واقعيت زندگي همين است. حتي اگر شما در ويژگيهاي کلي شخصيتي نسبتا مشابه باشيد، چيزهاي ديگري هستند که در روزهاي اول زندگي خيلي منصفانه بايد در موردش توافق کنيد؛ چيزهايي مثل غذا خوردن، حد پوشيدگي، ساعت به خواب رفتن و بيدار شدن، تماشا و انتخاب برنامه تلويزيون و رفتن به جاهايي که هر دو نفر دوست دارند.
خندهتان گرفت؟ اينها خيلي چيزهاي کوچکي هستند؟ بله! شايد اينها خيلي روزمره و کوچک باشند اما خوشبختانه يا متاسفانه، به قول سالوادور مينوچين ـ روانشناس خانواده ـ «زندگي از همين چيزهاي کوچک درست شده است». معمولا دعواها هم از همين چيزهاي کوچک شروع ميشوند.
وقتي که ما با همسرمان اختلاف پيدا ميکنيم، براي حلش چه راههايي به ذهنمان ميرسد؟ چطور عمل ميکنيم؟ معمولا ما 4 راه بيشتر نداريم:
1 ـ مذاکره ميکنيم.
مثل دو تا بچه آدم مينشينيم با همسر گرامي در مورد مشکلمان صحبت كرده و راهحلهايش را بررسي ميكنيم. بعد هم به احتمال بعيد به يک توافق منصفانه ميرسيم.
2 ـ خوشبين ميشويم.
ميشويم سعدي شيرازي و با ديدن کسي که پا ندارد، به خاطر همين کفش کهنه شکر ميگوييم. نگرفتيد؟ بابا نديدهايد کساني که تا با شوهرشان دعوايشان ميشود، شکر خدا ميکنند که شريک زندگيشان مثل مرد همسايه معتاد نيست؟ بالاخره اين هم يک راهش است ديگر!
3 ـ بيخيال ميشويم.
با خودمان ميگوييم مسئله اصلا ارزش دعوا کردن ندارد و همينجوري بيخيالي طي ميکنيم.
4 ـ ميريزيم توي خودمان.
ناراضي هستيم اما مستقيما نميرويم به همسرمان بگوييم؛ به جاي آن ، درد و دلهايمان را ميبريم به همکار يا زن همسايه ميگوييم.
گفتن ندارد که هيچ کدام از 3 راه آخر، در طولاني مدت جواب نميدهند. بهتر است از همان اول زندگي، «مهارت مذاکره کردن» را توي خودتان پرورش دهيد، چطور؟ با ما همراه باشید تا در مقاله ی بعد مفصل به این قضیه بپردازیم .
ادامه دارد ...
منبع:
ای عشق مدد کن که به سامان برسیم
چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم
یا من برسم به یار یا یار به من
یا هر دو بمیریم به پایان برسیم

چند بار بگويم وقتي دست و صورتت را ميشويي، حوله خيست را نينداز روي تخت؟
واي. . . دوباره جورابهايت را پرت كردي گوشه اتاق؟
نميتواني وقتي داري دست و صورتت را ميشويي يك آبي هم به جورابت بزني؟
چند بار به شما بگويم مناين رنگ را دوست ندارم. تو اصلاً به احساسات من توجهي نداري؟
موقعي كه حرف ميزنم حواست كجاست؟
بله بله، گفتم برايت ماشين ظرفشويي ميخرم، اما الان نه، تا كي بايد ظرفها توي دستشويي بماند؟ من از ظرف شستن متنفرم چند بار بايد اين را تكرار كنم.
اينها جملاتي است كه ممكن است بين هر زن و شوهري رد و بدل شود. گاهياينقدر از دست همديگر عصباني ميشوند كه اصلا يادشان ميرود گذشتهها، شايد هم يك روز قبل چه خاطرات خوبي با هم داشتند.
خستگي، بيحوصلگي و سختيهاي زندگي، گاهي باعث ميشود هر كدام از زوجها نتوانند آن طور كه بايد وظايف خود را در خانه انجام دهند و اين، ممكن است باعث عصبانيت هر كدام از آنها شود.
بنابراين، چه خوب است دراين مواقع به جاي تمركز روي ضعفها و اشتباهات همديگر، كمي به خودمان فكر كنيم كه اگر ما جاي همسرمان بوديم، چه كار ميكرديم. راههاي زيادي براي استحكام و پايدار ماندن روابط زن و شوهر وجود دارد كه اگر هر از گاهي آنها را يادآوري كنيم، زندگيمان زيبا ميشود درست مثل روزهاي اول؛ شيرين.
به جاي نشستن و فكر كردن به كارهايي كه شما را ناراحت ميكند، چه خوب است كمي به اشتباهاتتان فكر كنيد.
با انجام اين تمرينها و با افكار مثبت، ميتوانيد روابط خود و همسرتان را مثل روزهاي شيرين زندگي تغيير دهيد.
به اين سؤالات كمي فكر كنيد و با خودتان صادق باشيد؛ وقتي از همسرتان هديه ميگيريد در ازاي آن براي همسرتان چه كردهايد؟سعي كنيد بيشتر از آنكه در انتظار دريافت چيزي از همسرتان باشيد، چيزي به او ببخشيد.
اگر هدف شما ايجاد حس رضايت و خوشبختي در همسرتان باشد، مطمئن باشيد، فرصتهاي بيشماري براي رسيدن به اهداف پيدا خواهيد كرد. در اين صورت، شما هم از لطف و محبت همسرتان برخوردار خواهيد شد. چون آدمها همواره سعي ميكنند خوبيهاي ديگران را جبران كنند.
اين به معني خيالبافي و ساختن چيزي دور از ذهن نيست. در ذهن خود تجسم كنيد اگراين كار را براي همسرم انجام دهم حتماً خوشحال خواهد شد يا اگر آن كار را انجام ندهم او بيشتر خوشحال ميشود.
اجتناب از انتظارات غيرواقعي ميتواند از بروز بسياري از درگيريها، عصبانيتها و سرخوردگيها جلوگيري كند. او را با خواستهها و دستورهاي خود اسير نكنيد. وقتي كاري از او ميخواهيد، خودتان هم در عوض، كاري كه او دوست دارد، برايش انجام دهيد.
هرگز همسر خود را سرزنش نكنيد و متلكبارانش نكنيد. حتي نگاه سنگين به او نكنيد. مواقعي را به خاطر آوريد كه او شما را ياري ميكرد و در سختيها همراهتان بود.
هنگام بروز اشتباهي از جانب همسر خود، سعي كنيد روشي را در پيش بگيريد كه از تكرار اين اشتباهات جلوگيري كند.
سعي كنيد به گفتن كلمات زيبا به همسر خود عادت كنيد. هر زمان كه همسر شما كاري برايتان انجام داد، حتما با احساس از او تشكر كنيد. سعي كنيد از كلمات و جملاتي به غير از متشكرم استفاده كنيد. مثلاً جملاتي مثل تو من را غافلگير كردي، خيلي خوشحالم از اينكه به فكرم هستي، ازت متشكرم. البته تشكر كردن با جملات ساده تاثير مثبتي دارد، اما جملهها و عبارتهاي تازه ميتواند روح تازهاي به حال و هواي شما بدهد.
به راههايي فكر كنيد كه ميتواند همسرتان را نسبت به انجام كارهايي كه دوست داريد، ترغيب كنيد. اگر اين روش مؤثر نبود روشهاي ديگر را آزمايش كنيد و به ياد داشته باشيد كه تحسين و تعريف و تشكر بهموقع، در همسر تان يك انگيزه قوي ايجاد ميكند.
حرف بزنيد
در مورد روزهاي اول آشناييتان و ويژگيهايي كه سبب شده نسبت به هم علاقهمند شويد، حرف بزنيد. دقت كنيد كه اگر ويژگيهاي خوب خود مثلا ويژگيهاي ظاهري تان را از دست دادهايد، در مورد آنها با هم حرف نزنيد.
به جاي آن، سعي كنيد صادقانه درباره ويژگيهاي مثبت روحي و شخصيتي خود با هم گفتوگو كنيد. زماني در روز يا در هفته را فقط به خودتان اختصاص دهيد؛ به پارك برويد و هيچكدام از فرزندانتان را با خود نبريد.
هيچ وقت احترام گذاشتن نسبت به يكديگر را فراموش نكنيد. احترام به افكار، عقايد و ديدگاه همسرتان باعث ميشود او هم همين احساسات را نسبت به شما پيدا كند. درست است كه نظرها و سليقههاي شما با هم فرق دارد، اما هيچگاه نبايد اجازه بدهيداين اختلافات روي عشق و احساسات شما تاثير بگذارد.
نویسنده : انيسه كريمي

1 ) زن ها دوست ندارند ميهمان ناخوانده داشته باشند، بنابراين به آنها وقت کافي بدهيد تا آماده شوند. آمادگي آنها براي پذيرايي امري حياتي است.
2 ) هر روز از همسر خود سوال کنيد که چه کاري مي توانيد برايش انجام دهيد.
3 ) وقتي از شما خطايي سر مي زند اظهار تاسف کنيد. وقتي هم که تقصير از شما نيست باز هم اظهار تاسف کنيد!
4 ) وقتي اوضاع قمر در عقرب است، لبخند را فراموش نکنيد. اگر بخنديد دنيا هم با شما مي خندد و اگر گريه کنيد يقين بدانيد که دنيا شما را تنها خواهد گذاشت.
5 ) از تلاش هاي همسرتان تشکر کنيد و ببينيد اين تشکر تا چه حد موثر واقع مي شود.
7 ) خسيس نباشيد و در ستايش همسر خود دست و دلباز باشيد. اما به ياد داشته باشيد که در هيچ موردي مبالغه نکنيد. بايد همسرتان استحقاق تعريف و تمجيدي را که شما مي کنيد، داشته باشد وگرنه ممکن است نتيجه ي خوبي ندهد.
8 ) همسر خود را تشويق کنيد و کمک کنيد تا استعدادهاي پنهاني او شکوفا شود.
9 ) به جاي هداياي گرانبها، وقت خود را در اختيار همسرتان قرار دهيد. نشان دهيد که به او توجه داريد، حتي پس از يک روز کار سخت! براي او هديه اي ببريد حتي يک شاخه گل به اين ترتيب او خوش اخلاق مي ماند.
11 ) هرگز با همسرتان نجنگيد، چون امکان ندارد در جنگ برنده شويد. در عوض از قلم براي نوشتن آن چه در ذهن داريد استفاده کنيد. بعد آن را به همراه شاخه اي گل تحويل او بدهيد.
منبع : ابتکار - با تغيير و تلخيص

جواب سلام را با عليک بده ،
جواب تشکر را با تواضع ،
جواب کينه را با گذشت ،
جواب بي مهري را با محبت ،
جواب ترس را با جرات ،
جواب دروغ را با راستي ،
جواب دشمني را با دوستي ،
جواب زشتي را به زيبايي ،
جواب توهم را به روشني ،
جواب خشم را با صبوري ،
جواب سرد ي را به گرمي ،
جواب نامردي را با مردانگي ،
جواب همدلي را با رازداري ،
جواب پشتکار را با تشويق ،
جواب اعتماد را بي ريائي ،
جواب بي تفاوتي را با التفات ،
جواب يکرنگي را با اطمينان ،
جواب مسووليت را با وجدان ،
جواب حسادت را با اغماض ،
جواب خواهش را بي غرور،
جواب دورنگي را با خلوص ،
جواب بي ادب را با سکوت ،
جواب نگاه مهربان را با لبخند ،
جواب لبخند را با خنده ،
جواب دلمرده را با اميد ،
جواب منتظر را با نويد ،
جواب گناه را با بخشش ،
و جواب عشق چيست جز عشق؟
هميشه جوابِ هاي، هوي نيست. جواب خوبي را با خوبي بده، جواب بدي را هم با خوبي بده. هيچ وقت جواب سربالا نده. هيچ وقت هيچ چيز و هيچ کس را بي جواب نگذار. مطمئن باش هر جوابي که بدهي يه روزي، يه جوري، يه جايي به تو باز مي گردد.
نويسنده : ناهيد مومن خاني

تصور کنید امروز بدترين روز زندگي خود را تجربه كـرده ايـد. مثلا كارفـرمـاي شما در مقابل ديگران به شما توهين نموده و وقتي در راه برگشت از رستوران بوديد، با اتـومـبيل خود تصـادف كرده و اين باعث دير رسيدن به جلسه بعد ازظهر گرديده و موجب برخورد شديدتر كارفرما شده است. یا هنگام مراجعه به خانه ليز خورده و با كمر روي زمين مي افتيـد. بـا دردسـر فـراوان وارد اتومبيل شده و با سرعت هرچـه تمام به طـرف مـنـزل حركت كرده و به دليل سرعت غير مجاز توسط پليس جريمه مي شويد... تصورش را بكنيد.
بعد از تلو تلو خوردن و باز كردن درب منزل فقط مي خواهيد استراحت كرده و آرامش خـود را بدست بياوريد. بنابراين ممكن است با يك نوشيدني خنك و تماشاي تلويزيون خود را آرام و ريلكس كنيد. اما اين كار توصيه نمي شود. شما قصد داريد استرس را از خود بيرون نماييد و هدف فقط استراحت كردن نيست. كارشناسان بر اين عقيده اند كه بهترين راه براي تمدد اعصاب اين است كه فرد به تدريج احساسات خود را ارضاء نمايد.
لازم نـيـست حـتـما بـراي ريـلكس شـدن به قله ی كوه برويد، فقط كافي است خود را در يك منظره ی معمولي كوچك غوطه ور سازيد. براي مثال اگر تابلوي نقاشي زيبايي در خانه يـا محل كارتان داريد، آن را مجسم كرده و زيبایی آنرا مورد تحسين قرار دهيد. اگر آكواريومـي پر از ماهي هاي رنگارنگ داريد، براي مدتي به حركات روان آنها نگاه كنيد ، تابه آرامش برسيد.
سـعـي كنيـد از كـارهايي كه باعث ايجاد هيجان و تنش در شما ميگردد، اجتناب نماييد. بكار بردن يك هدفون مي تواند از شنيده شدن صداهاي مزاحم جلوگيري كرده و باعث آرامش بيشتر گردد.
مطابق با ذائقه ی خود يك فنجان چاي سرد، آب ميوه خنك يا آب سرد ميل كنيد.
حس بويائي را فراموش نكنيد.بوي عود، يك شمع معطر و يا عطر مورد علاقه همسرتان ميتواند شما را آرام كند. حتي مي تـوانيد به حـمام رفـته با صـابونهاي مايع و معطر بدن خود را بشوييد.
اگر كسي هست كه مي تـواند شـما را مـاسـاژ دهد، از او بخواهيد اينكار را انجام دهد. محققان ميگويند كه ماساژ مناسب ميتواند هورمونهاي ايجاد استرس را كاهـش داده و تنش را ازبين ببرد. اگر تنها هستيد كمي شانه ها و گردن خود را مالش داده و به آرامي دستها و پاهايتان را ماساژ دهيد.
همانطور كه قبلا نيز گفته شد با گوش دادن به موزيكي دلپـذير شروع كنيد. سپس روي سطحي راحت دراز بكشيد. چشمانتان را بـسته و نـفـسي عـمـيق بكشيد. اجازه دهيد شكمتان به طرف بالا و پايين حركت كند. در همان حـال كـه بـا آرامـش دراز كـشيده ايد، روي پاك كردن ذهن خود تمركز كنيد.
احساس آرامش بيشتري مي كـنـيد؟ اكنـون نـوبت تمرين اصلي است :
از قسمت بالا با چشم ها شروع ميكنيم. چشمان خو را به هم فشار داده و پيشاني را به سمت بالا نگاه داريد گويي در حال تحمل يك فشار عصبي زياد مي باشـيد. چند لحظه به همين صورت صبر كنيد. سپس چشمان خود را رها كرده و آرام روي هم قرار دهيد. احساس كنيد كـه تنشها از چشمانتان جدا مي شـونـد. از ايـن ملايمت براي چند لحظه لذت برده و دوباره از ابتدا شروع كنيد.
به سراغ آرواره و فك رفته و همين تـمـرين را در ايـن قـسـمـت تـكـرار كـنـيد. عضلات فك و آرواره خود را منقبض و بعد از مدتي كوتاه رها سازيد تا تنش از شما دور شود.به هميـن ترتيب به طرف قسمتهاي پايين تر بدن مانند گردن، شانه ها، قفسه سيـنـه و ... برويـد. هر از گاهي مكث كرده و ببينيد در قسمتهاي بالاتر هنوز احساس استرس مينماييد يا خير. اگر تنش زدائي به طوركامل انجام نگرفته بود به آن قسمت برگشته و تمرين را تكرار كنيـد. ( معمولا چشم ها و آرواره نياز به تكرار تمرين خواهند داشت. )
به همين منوال ادامه دهيد تا به شكم، ران، ساق و در انتها به كف پاها برسيد. بـستـه به وقتي كه شما اختصاص مي دهيد و زماني كه بدن شما براي ريلكس شدن نياز دارد اين تمرين ممكن است از 15 دقيقه تا 1 ساعت به طول بينجامد.
براي رسـيدن بـه آرامـش هـرگـز نـبـايد شـتـابزده عـمل كرد و بايد هر آنچه كه نياز داريد و مي خواهيد به خودتان بدهيد. اين روش بـراي ايـجاد حـالت خـود تـلقـيـني و رسيدن به آرامش مطلق بسيار مؤثر بوده و در هر شرايطی كار مي كند.
در انتها استرس شما بايد از بين رفته و يا حداقل تقليل يابد. احساس آرامـش و راحتـي خواهيد كرد، حتي ممكن است شبيه انساني بي خيال از ناملايمات آزاد شويد. اندكي وقت را به مجسم نمودن لحظات خوشحالي و آرامش اختصاص داده و از نبـود استـرس لذت ببريد.
بياد داشته باشيد كه ياد خدا بهترین آرامش بخش در هر زمان و مکانی است .
کوفه امشب التهاب محشر است
کوفه امشب کربلایی دیگر است
جبرئیل آوای غم سر داده است
در فلک شوری دگر افتاده است
تیر غصه بر دل زارم نشست
تیغ دشمن فرق مولایم شکست
قلب مجنون سوی صحرا می رود
حیدر(ع) امشب سوی زهرا(س) میرود