تبليغاتX
همدلی
ای عاشقان در همدلی دستی برآرید بر زخم پنهان دلم مرهم گذارید

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 مرداد1386ساعت 18:51  توسط افشین  | 

 
 قال الله الحكيم : (انك لعلى خلق عظيم .
در حقيقت تو اى پيامبر صلى الله عليه و آله بر نيكو خلقى عظيم آراسته اى )
قال رسول الله صلى الله عليه و آله بعثت لاتمم مكارم الاخلاق .
من براى تكميل اخلاق نيك مبعوث شده ام

شرح كوتاه :
اخلاق خوب در دنيا جمال انسان است و موجب گشايش و سرور در آخرت است . بوسيله آن دين صاحبش كامل ، و موجب قرب بحق مى شود هر نبى و ولى و برگزيده خدا داراى اخلاق نيك بودند، و هر مؤ منى بايد براى اينكه ميزان اعمالش سنگين تر باشد، به حسن اخلاق مزين شود.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: (حاتم (خاتم ) زمان ما كسى است كه خوش اخلاق باشد، و سوء اخلاق صاحبش را به فشار قبر و جهنم مبتلا مى كند و در دنيا هم دوست داران كمى دارد(
ميزان شناخت افراد فقط علم يا پول يا رياست نيست ، بلكه صفات پسنديده ايست كه دارنده آن نزد حق مقبول و نزد خلق ممدوح و ممتاز مى باشد.
1ـ پيامبر صلى الله عليه و آله اسلام و نعيمان  
(نعيمان بن عمرو انصارى ) از قدماى صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله و مردى مزاح و شوخ بوده است نوشته اند: روزى عربى از عشاير به مدينه آمد و شتر خود را پشت مسجد خوابانيد و به مسجد وارد شد و به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد.
بعضى از اصحاب به نعيمان گفتند: اگر اين شتر را بكشى ، گوشت آن را تقسيم مى كنيم و بعد قيمتش را پيامبر صلى الله عليه و آله به اعرابى خواهد داد.
نعيمان شتر را كه كشت ،: صاحبش سر رسيد و فرياد بر آورد و پيامبر صلى الله عليه و آله را به داد خواهى خواست .
نعيمان فرار كرد؛ و رسول الله صلى الله عليه و آله از مسجد بيرون آمد و شتر اعرابى را كشته ديد، پرسيد: چه كسى اين كار را كرده است ؟ گفتند: نعيمان پيامبر صلى الله عليه و آله كسى را فرستاد تا او بياورند او را در خانه (ضباعة بنت زبير) يافتند كه نزديك مسجد بود. فرستاده را به محل مخفى گاه اشاره كردند كه درون گودالى با مقدارى علف تازه خود را پوشانده بود.
فرستاده به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و همره پيامبر صلى الله عليه و آله با جمعى از اصحاب به منزل (ضباعه ) آمدند، و جاى مخفى شدن نعيمان را نشان داد.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: علفها را از او دور كنيد، و آنها چنان كردند، نعيمان از مخفيگاه بيرون آمد.
پيشانى و رخسار او از آن علفهاى تازه ، رنگين شده بود فرمود: اى نعيمان اين چه كارى بود انجام دادى ؟
عرض كرد: يا رسول الله قسم به خدا آن كسانى كه شما را به محل مخفى من راهنمائى كردند به اين كار وادارم نمودند.
پيامبر صلى الله عليه و آله تبسم كنان رنگ علف را با دست مبارك خود از پيشانى و رخسار او دور كردند و قيمت شتر را به
مرد اعرابى دادند.
2ـ خزيمة و پادشاه روم  
(خزيمة ابرش ) پادشاه عرب بدون مشورت پادشاه روم كه از دوستان صميمى وى بود كارى انجام نمى داد رسول را به نزد او فرستاد، و از او درباره فرزندانش مشورت و نظر خواست او در نامه اش نوشت : من براى هر يك از دختران و پسران خويش مالى زياد و ثروتى فراوان قرار دادم كه بعد از من درمانده و مستمند نشوند. صلاح شما در اين كار چيست ؟
پادشاه روم جواب فرستاد كه : ثروت ، معشوق بى وفاست و دوام ندارد، بهترين خدمت به فرزندان اين است كه ، آنان را از مكارم اخلاق و خويهاى پسنديده برخوردار
كنيد، تا در دنيا سبب دوام دولت و در آخرت سبب غفران باشد.
3ـ سيره امام سجاد عليه السلام  
يكى از اقوام امام سجاد عليه السلام ، نزد حضرتش آمد و شروع به ناسزا گفتن كرد. حضرت در جواب او چيزى نفرمودند چون از مجلس آن شخص ‍ برفت ، حضرت به اهل مجلس خود فرمود: شنيديد آنچه را كه اين شخص ‍ گفت الان دوست دارم كه با من بياييد و برويم نزد او تا جواب مرا از دشنام او بشنويد.
آنان گفتند: ما همراه شما مى آييم و دوست داشتيم كه جواب او را مى دادى . حضرت حركت كردند و اين آيه شريفه را مى خواندند: (آنان كه خشم خود را فرو نشانند و از بدى مردم در گذرند (نيكو كارند) و خدا دوستدار نكوكاران است .).
راوى اين قضيه گفت : ما از خواند اين آيه فهميديم كه حضرت به او خوبى خواهد كرد.
پس حضرت آمدند تا منزل آن شخص و او را صدا زدند و فرمودند كه به او بگويند على بن الحسين عليه السلام است .
چون آن شخص شنيد كه حضرت آمده ، گمان كرد حضرت براى جواب گوئى دشنام آمده است !
حضرت تا او را ديدند فرمودند: اى برادر تو نزدم آمدى و مطالبى ناگوار و بد گفتى ، اگر آنچه گفتى از بدى در من است از خداوند مى خواهم كه مرا بيامرزد، و اگر آنچه گفتى در من نيست ، خداوند ترا بيامرزد.
آن شخص چون چنين شنيد ميان ديدگان حضرت را بوسيد و گفت : آنچه من گفتم در تو نيست ، و من به اين بدى ها سزاوارترم
.

4ـ على عليه السلام و كاسب بى ادب  
در ايامى كه اميرالمؤ منين عليه السلام زمامدار كشور اسلام بود، اغلب به سركشى بازارها مى رفت و گاهى به مردم تذكراتى مى داد.
روزى از بازار خرمافروشان گذر مى كرد، دختر بچه اى را ديد كه گريه مى كند، ايستاد و علت گريه اش را پرسش كرد. او در جواب گفت : آقاى من يك درهم داد خرما بخرم ، از اين كاسب خريدم به منزل بردم اما نپسنديدند، حال آورده ام كه پس بدهم كاسب قبول نمى كند.
حضرت به كاسب فرمود: اين دختر بچه خدمتكار است و از خود اختيار ندارد، شما خرما را بگير و پولش را برگردان .
كاسب از جا حركت كرد و در مقابل كسبه و رهگذرها با دستش به سينه على عليه السلام زد كه او را از جلوى دكانش رد كند.
كسانى كه ناظر جريان بودند آمدند و به او گفتند، چه مى كنى اين على بن ابيطالب عليه السلام است !!
كاسب خود را باخت و رنگش زرد شد، و فورا خرماى دختربچه را گرفت و پولش را داد.
سپس به حضرت عرض كرد: اى اميرالمؤ منين عليه السلام از من راضى باش ‍ و مرا ببخش .
حضرت فرمود: چيزى كه مرا از تو راضى مى كند اين است كه : روش خود را اصلاح كنى و رعايت اخلاق و ادب را بنمايى
.

5ـ مالك اشتر
 
(مالك اشتر) روزى از بازار كوفه مى گذشت با لباسى از كرباس خام و به جاى عمامه از همان كرباس بر سر داشت و به شيوه فقراء عبور مى كرد. يكى از بازاريان بر در دكانش نشسته بود، چون مالك را بديد به نظرش خوار و كوچك جلوه كرد و از روى استخفاف كلوخى را به سوى او انداخت .
مالك به او التفات ننمود و برفت . كسى مالك را مى شناخت و اين واقعه را ديد، به آن بازارى گفت : واى بر تو هيچ دانستى كه آن چه كس بود كه به او اهانت كردى ؟
گفت : نه ، گفت : او مالك اشتر يار على عليه السلام بود. آن مرد از كار بدى كه كرده بود لرزه به اندامش آمد و دنبال مالك روانه شد كه از او عذر خواهى كند. ديد به مسجدى آمده و مشغول نماز است صبر كرد تا نمازش تمام شد، خود را بر دست و پاى او انداخت و پاى او را مى بوسيد مالك سر او را بلند كرد و گفت : اين چه كارى است مى كنى ؟ گفت : عذر گناهى است كه از من صادر شده است كه ترا نشناخته بودم .
مالك گفت : بر تو هيچ گناهى نيست ، به خدا سوگند كه به مسجد نيامدم مگر براى تو استغفار كنم و طلب آمرزش نمايم
.
 
 حمید رضا الوندی
www.moshkan.com
+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 مرداد1386ساعت 9:23  توسط افشین  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 مرداد1386ساعت 20:0  توسط افشین  | 

 

سه چيز در زندگي هيچگاه باز نمي گردند: زمان، کلمات و موقعيت ها.

سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند: آرامش، اميد و صداقت.

سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند: رؤيا ها، موفقيت و شانس.

سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند: عشق، اعتماد به نفس و

دوستان واقعي.

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 مرداد1386ساعت 12:25  توسط افشین  | 

تقدیم به گل رویتان

اعیاد شعبانیه مبارک

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 مرداد1386ساعت 11:49  توسط افشین  | 

تقدیم به همه بازدید کنندگان عزیز

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 19:48  توسط افشین  | 

لینک دانلود فیلم جدید و جذاب در به درها

در به درها 2

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 19:36  توسط افشین  | 

با سلام

امروز به سایت جالبی برخوردم که  فیلم و عکس صد مکان شگفت انگیز را گذاشته بود حیفم آمد آدرسش را برایتان نگذارم .

http://www.wondersoftheworld.tv/default.aspx?MenuID=7&TaalID=2

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 مرداد1386ساعت 18:36  توسط افشین  | 

مواد لازم براي دوست داشتن

زندگي مشترک با حال (1)

مواد لازم براي دوست داشتن

براي اينکه زندگي مشترک موفقي داشته باشيد، ما 7 روش به شما پيشنهاد مي کنيم:

 در اين مقاله به ذکر  3 مورد ، و در مقاله بعد به شرح و توضيح  4 مورد ديگر مي پردازيم.

 

هر ازدواج ، داراي دست اندازهايي است که شايد گاهي مشکلاتي را در مسيرخود به وجود آورد؛ بايد درست راندن را ياد بگيريم، قبل از اين که با يکي از همين دست اندازها در چاله بيفتيم.

 

مهم نيست چقدر در بزرگراه زندگي مشترک پيش رفته ايد، بايد قوانين ساده و اساسي مسير را بلد باشيد. پيروي از اين قوانين آسان نيست، اما بسيار مهم است. عمل کردن به آن ها پيوند ازدواج تان را محکم تر مي کند، و همه چيز- لذت، روابط زناشويي، اعتماد و عشق- بهتر از هميشه خواهد بود.

 

1- در عشق خود تعادل ايجاد کنيد.

ملالت، سرخوردگي و آزردگي هاي روزمره مي تواند شعله هاي عشق ميان شما و همسرتان را خاموش کند. براي شعله ور کردن آن بايد مواد لازم را گرد هم آوريد. با اين روش مي توانيد اين کار را بکنيد:

 

اول از همه توجه کنيد که براي جبران آسيب حاصل از يک جمله ي منفي، يک چشم غره، يا يک آه گفتن عجولانه گاهي تا 20 حرکت مثبت لازم است. پس مورد دوم را بيشتر از اولي به کار ببريد. از کفش هاي جديد همسرتان، يا لباس آبي تازه شوهرتان تعريف کنيد. از شوهرتان به خاطر کمک در کارهاي خانه تشکر کنيد. به دفتر کار همسرتان زنگ بزنيد تا فقط به او بفهمانيد به فکرش هستيد.

 

بايد مطمئن شويد که اين تعريف و تشکرها صميمانه و ويژه هستند؛ مثلاً "رانندگي تو خيلي خوبه. هميشه مي تونم براي داشتن يه سفر خوب روي تو حساب کنم" يا " اين روميزي جديد خيلي قشنگه، سليقه ي تو هميشه باعث مي شه خونه دلنشين تر به نظر بياد." وقتي لبخند مي زنيد يا از همسرتان تعريف مي کنيد، به چشم هايش نگاه کنيد. طولي نمي کشد که در مي يابيد هميشه، بهترين فرصت براي کارهاي کوچک عاشقانه است. وقتي به خانه مي آييد به همسرتان بفهمانيد که از ديدنش خوشحاليد. خطاهاي همسرتان را ناديده بگيريد و به خاطر نقاط قوتش خوشحال باشيد. شما براي فرزندان تان کارهايي مي کنيد، چرا براي همسرتان نکنيد؟

 

2- با هم متّحد باشيد.

زوجي که در کنار هم متحد باشند مي توانند از هر توفاني به سلامت بگذرند. چطور اين همبستگي را ايجاد مي کنيد؟ در وهله اول بايد از شريک روح تان پشتيباني کنيد. اگر در دنياي بيرون مشکلي پيش آمد، تا حد ممکن طرف همسرتان را بگيريد. اسرار او را پيش خود نگه داريد، حتي وقتي همکاران تان اسرار همسرشان را فاش مي کنند. جز در مواقع ضروري، نگذاريد کسي يا چيزي زمان متعلق به "ما" را مختل کند.

 

صحبت از زمان متعلق به "ما" شد: اين تعهد را ايجاد کنيد که تا 30 دقيقه در روز به گپ زدن با هم در مورد نقشه ها، هدف ها و حتي روياهاي روزانه بپردازيد. يک قانون: هيچ صحبتي از مديريت منزل يا "رابطه مان چه مي شود" نکنيد. حالا وقت شکل دهي يک رابطه دوستانه است. مطالعات نشان مي دهد دوست بودن با يکديگر به مرور زمان به موفقيت مي رسد و رابطه را صميمانه تر و هيجان انگيزتر مي کند. فراموش نکنيد که براي ايجاد صميميت وقت بگذاريد، حتي اگر مجبوريد آن را در برنامه روزانه تان بگنجانيد. براي روابط زناشويي نيز مي توانيد برنامه ريزي کنيد؛ اما لحظه هاي خاص را از دست ندهيد.

 

يک چيز ديگر که نبايد در موردش ترديد کنيد: فرصت براي جشن گرفتن موفقيت ها. فوتباليست هاي برتر، قهرمانان کشتي، برندگان مدال هاي طلاي اسکي، همگي يک نقطه اشتراک دارند: وقتي برنده مي شوند، جشن مي گيرند. حتي موفقيت هاي کوچک هم ارزش دارند. اگر سالروز ازدواج تان نزديک است، همين به تنهايي ارزش جشن گرفتن دارد. براي شام به جايي برويد که اولين شام عاشقانه را در آن جا خورديد. يا براي يک سفر کوتاه هيجان انگيز برنامه بريزيد. شما لياقتش را داريد!

 

3- به ياد داشته باشيد: هيچ کس کامل نيست.

وقتي در مورد ازدواج تان احساس خشم، نااميدي، ملالت يا عدم تعهد و نگراني مي کنيد، دوست داريد همسرتان را سرزنش کنيد. بعد طولي نخواهد کشيد که به اين نتيجه مي رسيد که او بايد براي بهبود رابطه تان تغيير کند.

اين کار شانه خالي کردن است. تلاش براي بهتر کردن همسرتان، در او حالت تدافعي ايجاد مي کند و باعث افسردگي شما مي شود. نتيجه؟ هيچ کس تغييري نمي کند. هيچ کس مسئوليت را نمي پذيرد. هر دوي شما غمگين خواهيد بود و اين تصور که همسرتان "بد" است به اين معناست که شما 90 درصد خوبي هاي او را ناديده گرفته ايد.

تصميم درست: خودتان را تغيير دهيد.

وقتي به عيب هاي خودتان مي پردازيد و "بهترين ها" را در همسرتان مي جوييد "جادو" مي شود، خوش بيني بيشتر مي شود و همسرتان احساس بهتري پيدا مي کند: چرا که احساس مي کند مورد "ستايش" است، نه سرزنش. و هر دوي شما براي تغيير ، انگيزه پيدا مي کنيد.

يک نکته براي کمک به ايجاد اين احساس در شما: از فلسفه ژاپني "ناکامل بودن" پيروي کنيد "وابي سابي" که در مورد عشق در زندگي واقعي کاملاً صدق مي کند. دفعه ي بعد که همسرتان کار ناراحت کننده اي انجام داد، زير لب بگوييد: وابي سابي و به ياد بياوريد که نيت او خوب است، اگر چه عملش اين طور نبوده است. در عين حال از خوبي هاي او غافل نمانيد. اين ماه هر روز يک چيز کوچک يا بزرگ را که در مورد همسرتان دوست داريد، در نظر بگيريد. بعد براي آن اسم بگذاريد: "همسرم به فکر من است" يا "شوهرم مرا مي خنداند." سپس يک کار خاص که نشان دهنده ي اين ويژگي است به ياد بياوريد: "هفته پيش برف هاي روي شيشه جلوي ماشينم را پاک کرده بود" يا " هر وقت دلم مي گيرد، با شوخي هايش مرا از اين حالت بيرون مي آورد."

 

در آخر: ناکامل بودن خود را بپذيريد. گاهي اوقات ما خودمان را به خاطر وضع نابسامان زندگي مشترک مان سرزنش مي کنيم. احساس گناه بيش از حد مي تواند انسان را فلج کند. بنابراين خصوصياتي را که براي تان ارزش دارند در نظر بگيريد. به خود بگوييد که داراي اين خصوصيات هستيد. و مصداق هايي واقعي برايشان بيابيد: " من مهربان و بخشنده هستم، ديروز آخرين کلوچه را به همسرم دادم." يا " من راستگو هستم به همسرم مي گويم که واقعاً چه فکري مي کنم."

با ما باشيد در مقاله ي بعد،با چهار راز ديگر براي زندگي مشترک باحال .

 

ادامه دارد ....

منبع :موفقيت – با تغييرو تلخيص

برداشت از: http://tebyan.net

+ نوشته شده در  شنبه 27 مرداد1386ساعت 18:40  توسط افشین  | 

+ نوشته شده در  شنبه 27 مرداد1386ساعت 18:37  توسط افشین  | 

از اینترنت چه می خواهید؟

چرا در اینترنت سر گردان فقط بدنبال دانلود فیلم و عکس و موزیک و... هستید؟

درآمد کسب کنید فقط با عضویت در سایت زیر:

http://www.mi118.com/Register.aspx?Ref=20755

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت 18:41  توسط افشین  | 

با عضویت در سایت زیر و معرفی آن به اطرافیان و آشنایان درآمد کسب نمایید.

http://www.mi118.com/Register.aspx?Ref=20755

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت 18:23  توسط افشین  |