|
ای عاشقان در همدلی دستی برآرید بر زخم پنهان دلم مرهم گذارید
|

زوجهای جوان شباهت زیادی به دانشجوهای سال اول دانشگاه دارند. آنها تازه مشغول یادگیری خم وچم زندگی مشتركاند. آگاهی از اشتباهات معمول در اوایل ازدواج میتواند كمك كند كه مانع بروز آنها شویم. در پیچ و خم دلدادگی و حرفهای نگفته جوانی، واقعیتهای یک عمر زندگی در کنار یکدیگر و تجربه حوادث تلخ و شیرین و مهارتهای لازم برای شناخت و تجزیه و تحلیل مشکلات زندگی فراموش میشود. یادآوری چند نکته به همه ما کمک میکند تا مسافتی دورتر از شروع زندگی مشترک و رویاپردازیهای عاشقانه را مشاهده کنیم...
فکر نکردن به فردای ازدواج
بعضی از همسران جوان آن چنان سرگرم جشن ازدواج میشوند كه نمیدانند درگیر چه مسایلی شدهاند. شما متاهل شدهاید. جشن ازدواج شاید سرگرم كننده باشد اما فقط یك روز است. اكنون شما ناچارید با یكدیگر زندگی كنید، با هم كنار بیایید و خانواده خودتان را تشكیل دهید. از برنامههای جشن و بازتاب آن، از تماشای فیلم عروسی تا تجدید خاطرات با دوستان لذت ببرید، اما تمام مدت، تصویر بزرگتری را در ذهن داشته باشید.
تلاش برای عوض کردن خلقیات همسر
به احتمال قوی، شما به این دلیل با همسر خود ازدواج كردهاید كه عاشقش بودهاید. اگر این طور باشد، هیچ دلیلی وجود ندارد كه او را تغییر دهید. بدون شك، افراد بالغ به طرز چشمگیری تغییر نمیكنند. پس بهترین اطمینان شما این است كه همسر خود را قبول كرده و او را به خاطر منحصر به فرد بودنش و تفاوتهایی كه با دیگران دارد، دوست بدارید. تلاش برای عوض كردن همسرتان فقط احساسات او را جریحهدار كرده و زندگی مشترك شما را خراب میكند.
رابطه بد با خانواده همسر
اگر تا این لحظه به رابطه شما لطمه وارد شده، دست به هر كاری بزنید تا رابطه خود با خانواده همسرتان را بهبود ببخشید. اولین نفری باشید كه صلح را برقرار میكند، زیرا هنگام دعوای شما با خانواده همسرتان، تنها كسی كه آزرده خاطر میشود، همسرتان است كه احساس میكند بین شما گیر افتاده است.
مشاجره بهجای گفتگو
پرخاشگری و فریاد زدن و جیغ كشیدن در حل مشكل یا اختلاف نظرها به شما و همسرتان كمكی نمیكند. گفتگوی آرام و منطقی شما را به پیش خواهد برد. اگر هنگام مجادله با همسرتان، نتوانید خودتان را كنترل كنید، زندگی تان را به مخاطره میاندازید. پس هر كاری را كه شامل این موارد است از استراحت در میانه بحث تا طلب كمك به وسیله روشهای درمانی انجام دهید.
کوتاه بودن افق دید
هیچكس دوست ندارد درباره مسایل سنگینی مثل كنترل مسایل مالی، راههای ممكن در صورت بچهدار نشدن، نحوه آمادگی برای اتفاقات پیشبینی نشدهای مثل مرگ، بحث كند. با این حال اكنون كه متاهل شدهاید، چارهای جز صحبت درباره این موضوعات ندارید. ازدواج شما به این مسایل وابسته است. عاقل باشید و در مورد تمامی این مسایل با همسر خود صحبت كنید. در صورت لزوم با دیگران مشاوره داشته باشید اما این مسایل را نادیده نگیرید. زندگی، تنها تفریح و مهمانی و خوشی نیست. درخود توانایی پذیرش مشكلات بزرگتر را داشته باشید.
دعواهای بیهوده
هر انسان متاهلی با همسر خود بر سر مسایلی بحث میكند، از باز گذاشتن سر خمیردندان تا آویزان كردن لباس روی دستگیره در كه در نظر دیگران بی معنی است. بحثهای خود را برای مسایل مهمتری نگه دارید. این دلخوریها را به حال خود بگذارید. به راستی اگر تنها اشتباه همسر شما انداختن جورابهای كثیف روی زمین است، باید خودتان را خوششانس بدانید.
حسادت
همسرتان شما را برای زندگی انتخاب كرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان میشود كه تصور میكند شما به او اعتماد ندارید. اگر او همیشه قابل اعتماد بوده است، نباید با حسادت خود حتی برای او ایجاد مزاحمت كنید. این برای رابطه سم است.
زندگی کردن مانند مجردها
اكنون زمان آن رسیده كه بزرگ شوید. گردش شبانه رفتن با دوستان، زمانی اشكال نداشت كه شما مجرد بودید و هیچ كس در منزل منتظر شما نبود. به عنوان یك فرد متاهل، انجام بعضی كارها شایسته نیست. شما میدانید درست و غلط چیست. پس كار درست را انجام دهید.
غرور در زندگی مشترك
زن یا شوهری كه بعد از هر مشاجره بر عذرخواهی اصرار دارد، همیشه برنده است و كسی كه مهر و محبت همسر خود را انكار میكند، هیچ كار مفیدی برای زندگی مشتركشان انجام نمیدهد. او اجازه میدهد غرور و روشهای حل مشكلات و عشق و علاقه او به همسرش راه پیدا كند و رابطه آنها به نتیجه برسد. باید ملایمتر باشید و راهی پیدا كنید كه مسوولیت اعمال خود را به گردن بگیرید.
با هم نبودن
باید مانند یك گل از زندگی مشترك خود مراقبت كنید. گل، بدون آب، نور خورشید و مراقبت هرگز رشد نخواهد كرد. بنابراین، باید برنامهریزی كنید تا مدت زمان بیشتری را در كنار همسر خود باشید.
سالروز بعثت پیامبر اعظم (ص) منادی توحید
و پیام آور صلح و دوستی مبارک باد.

صدای اقرا اندر غار پیچید
محمد(ص) جامه را از دوش برچید
دوباره گفت"اقرا بسم ریک
به اسم خالق هستی و خلقک"
محمد(ص) گفت" من خواندن ندانم
من امییم سخن راندن ندانم
"ندا آمد" تو را تکریم کردبم
به علم خود تو را تعلیم کردیم
تو اکنون شهر علم و اجتهادی
تو رب النوع شمشیر و جهادی
تو خورشیدی شدی در گوشه غار
که بر نور تو شد خورشید و مه تار
بتاب و روشنی بخش جهان باش
مهین پیغمبر آخر زمان باش
زمین را جهل چون شب تیره کرده
بشر را دست و پا در گیره کرده
به خارستان کفرو شرک و ظلمت
گل ایمان نروید جز به قلت
تعصب کرده چشم مردمان کور
نمایند دختران را زنده در گور
چو گرگان خون یکدیگر بریزند
بجز پستی به کاری برنخیزند
ضعیفان بردگان اقویایند
همشه حاکمان از اغنیایند
چنان شیطان به دلها لانه کرده
که کعبه بیت حق بتخانه کرده
صلا زن لا اله و عشق حق جو
كه خود الا الله آید در پی او
بگو "لا" را که این "لا" خود کلید است
نجات از بند شیطان پلید است
نما بیت مرا از بت مطهر
صبوری کن که می گردی مظفر
بده انذار و خود دل را قوی کن
به سختی ها توکل بر ولی کن
تویی هم مصطفی و هم محمد (ص)
تو را در آسمان نامند احمد(ص
)تو کانون صفا مرد یقینی
تو عین رحمه للعالمینی
"بیا ای دوست ما هم لا بگوییم
بجز راه خدا راهی نپوییم
به امر رب خود لبیک گوییم
به همراه ملائک جمله گوییم
سلام ورحمت حق بر محمد
الهم صل علی محمد و آل محمد(ص
)

خدای خوبم ...
پروردگارم ...
مهربانم ...
شکرگذارم همه لحظات خوشی را که برایم رقم زده ای .
شاکرم تمام لحظاتی که به مذاقم دشوار است اما می دانم که مرحله ای است برای تعالی من ...
شکر گذارم برای صبری که در پذیرفتن این لحظات به من عطا می کنی ...
خوب من ...
ممنونم از آنچه سر راهم قرار می دهی تا ببینم و بشنوم و بخواهم .
ممنونم از همه آنچه که برایم می خواهی و همه آنچه از تو خواسته ام که با همه بزرگی
و محبتت اجابت می کنی .
تو را ستایش می کنم و سپاس می گویم برای توجه و عنایتی که به ما داری و برای
پنجره های تازه ای که به سوی ما و زندگیمان می گشایی .
می دانم که شکر گذاری من هیچ گاه شایسته عنایات و نعمتهای بی کران تو نخواهد بود ...
اما باز تو را شکرگذارم که شکرگذاریت را بر زبانم جاری می سازی
و باز شاکرم که زبانی به من دادی تا وسیله ای برای شکرگذاریت شود ...
مرا یاری کن تا همواره شکرگذار باشم ...
آمین



وقتی تو خودت گیر می کنی
وقتی همه چیز برات میشه یه سوال !
وقتی توی تکرار صحنه ها اسیر میشی
وقتی اونقدر خسته میشی که حتی از فکر کردن به فکر کردن هم بیزار میشی
وقتی کسی نیست که بفهمه چی میگی
وقتی مطمئنی ! اونی که امروز می آد فردا میره ..
وقتی مجبوری خودتم گول بزنی
وقتی حتی شهامت خیلی چیزها رو نداری !!!
وقتی می دونی هیچ کس و هیچ چیز خودش نیست
وقتی می دونی همه چی دروغه
وقتی می دونی که نباید به هیچ قول و قراری ! اعتماد کنی
وقتی می فهمی که نباید می فهمیدی ..
وقتی روزگار یادت میده که باید سوخت و ساخت
وقتی می خندی به اینکه کارت از گریه گذشته
وقتی قراره هیچ چی جای خودش نباشه
وقتی منتظر یه اتفاقی و اون اتفاق هیچ وقت نمی افته ..
وقتی نباید اونی باشی که هستی
وقتی بهت می فهمونن دوست داشتن یه معاملست !
وقتی تو رو بخاطر صداقتت محکوم می کنن
وقتی خوشحال میشن که غرورت بشکنه
وقتی حرفاتو فقط دیوار می فهمه ! ...
...
..
وقتی فقط می تونی بگی خدایا راضی ام به رضای تو ...
پس با تمام وجودت بگو :
الهی رضا برضائک
خـــــدایا راضی ام به رضای تو

1- همسرت را عوض نکن، خودت را عوض کن.
2- همیشه درون خود را بازبینی کن و در این بازنگریها منصف باش.
3- کنترل زندگى خود را به دست بگیر و هیچگاه نسخههای درمانى
دیگران را در زندگى پیاده نکن.
4- هم به خوبیهایش فکر کن هم به بدیهایش و هنگام بحث هر دو
را مد نظر داشته باش.
5- خود روانپزشک خویشتن باش، با جملات نیرو بخش و درمان گر بعد
از هر دلخوری به خود نیرویی تازه ببخش و بدان که این نیز بگذرد.
6- کمتر صحبت کن و بیشتر عمل. هنگام ناراحتی زیاد سخن نگو،
عمل کن (عمل شما سکوت و آرامش در چهره ی شماست)
چرا که به هنگام ناراحتی تعادل روحی بر هم میخورد و مسائلی
گفته میشود که گاه مشکل را پیچیده تر میکند.
7- عیبهای همسرت را دوست داشته باش.
8- مردها همه یکسانند این یک روال جهانى است.
9- مسائل کوچک را نادیده بگیر.
10- مقایسه نکن. هیچگاه همسرت را با دیگری مقایسه نکن
چرا که مردها در عین یکسان بودن هرکدام دنیایی خاص دارند.
11- سعی کن اختلاف سلیقههایتان به نزاع نیانجامد. این را بدان
که تفاوتها شکاف بوجود نمی آورد عدم تفاهم است که شکافها
را بیشتر میکند. تفاوت در اصل بسیار سازنده است اگر از آن برای
تعالى استفاده کنید.
12- وقت آزاد خود را تنظیم کنید. این کار را برای همه اعضاء خانواده
انجام دهید و وقتى را هم به پدر بزرگها و مادربزرگها اختصاص دهید با
این کار برای خود و والدینتان ارزش قائل میشوید.
13- سعی نکن برای همه رفتارهای همسرت دلیل بیابی. چرا که
خواستگاه و پرورش گاه هر کدام از ما برایمان رفتارهایی را نهادینه
میکند.
با تلاش و صبر آن دسته از رفتار هاى نادرست را که نهادینه شده از
وجود هم محو کنید.
14- عشق پایدار نیازمند احترام و بازگشت بعد از هر دلخوری است.
15- قرارهای دو نفره را فراموش نکنید. مانند اوائل ازدواج برای او
نامههای عاشقانه و کوتاه بنویسید و یا با او در یک جای خاطره انگیز
قرار بگذارید.
16- با همسرت مثل یک دوست باش و مشکلات خود را همانند
یک دوست با او حل کن.
17- با عشق همسرت را رام خود کن.
18- جذابیت خود را همیشه حفظ کنید حتى اگر چندین سال از
ازدواجتان مى گذرد.
19- بعضی مواقع با قواعد همسرت در زندگى بازی کن. این نوعی
احترام به افکار و منش اوست و این را بدان كه او قدر این کار را
خواهد دانست.

دكتر پام اسپور، روانشناس سرشناس رسانهاي در كتاب جديد خود 10 راهكار مفيد براي اين هدف ارائه كرده كه خلاصه آن در نشريه «ديلي اكسپرس» به چاپ رسيده است. اين 10 راهكار به قرار است:
1- هميشه خودجوش و باانگيزه بمانيد: كارهايي انجام دهيد كه بدون برنامهريزي قبلي به نظر برسند مثلا به اداره همسرتان برويد و او را براي صرف ناهار با همديگر دعوت كنيد، بدون انتظار براي او هديه كوچكي بخريد و يا بليط كنسرت يا تئاتر به او بدهيد.
2- عشق خود را نشان دهيد: هنگام صرف شام ميتوانيد يك موسيقي ملايم بگذاريد. شمع روشن كنيد و به همسرتان بگوييد كه چقدر در طول روز به او فكر ميكنيد.
3- به چشمهاي او نگاه كنيد: وقتي با همسرتان صحبت ميكنيد به صورت او نگاه كنيد. برخورد نگاهها باعث ميشود كه بيشتر ارتباط بين يكديگر را احساس كنيد.
4- حتي براي اعلام ناموافق بودن از موافقت شروع كنيد: از مجادله و بحث با همسرتان پرهيز كنيد. وقتي ميخواهيد عدم موافقت خود را اعلام كنيد ابتدا با مناسبترين و آرامترين راه ممكن با جمله «حق با توست» شروع كنيد.
5- تغيير را هميشه مدنظر داشته باشيد: با ظاهر جديد و متفاوت همسر خود را غافلگير كنيد. با يك راه ساده و سريع مثل رنگ كردن مو يا تغيير آرايش موها ميتوانيد اين كار را انجام دهيد.
6- يك كار غيرمنتظره انجام دهيد: مثلا پس از دوش گرفتن براي او يك حوله گرم و مرتب آماده كنيد.
7- هميشه براي عشقتان جشن بگيريد: ميتواند يك كار نمادين انجام دهيد مثلا گياه خاصي را كه ميدانيد مورد علاقه همسرتان است خريداري كنيد و يا در باغچه بكاريد و به او بگوييد كه اين كار نمايان كننده عشق شماست.
8- مراقبت و محبت كنيد: با يك كار كوچك كه مستقيما به همسرتان نفع ميرساند ميتوانيد به او ابراز محبت كنيد مثلا لباسهاي او را به خشك شويي ببريد. اين كار شايد زمان زيادي نبرد اما به او نشان ميدهيد كه چقدر به فكرش هستيد.
9- با رقيبتان صميمي باشيد: اگر كسي در زندگي همسرتان وجود دارد كه وي را رقيب خود ميدانيد مانند بهترين دوست يا مادر همسرتان، از بحث كردن درباره آنها پرهيز كنيد و در عوض با دعوت كردن آنها براي يك شام دوستانه همسر خود را غافلگير كنيد.
10- گذشته را دوباره زنده كنيد: با نگاه كردن به فيلمهاي تعطيلات، تصاوير خانوادگي و عكسهاي جشن ازدواج ميتوانيد به استحكام رابطه زناشويي خود با همسرتان كمك كنيد.

کاش وقتی زندگی فرصت دهد
گاهی از پروانه ها یادی کنیم
کاش بخشی از زمان خویش را
وقف قسمت کردن شادی کنیم
کاش وقتی آسمان بارانی ست
از زلال چشم هایش تر شویم
وقت پاییز از هجوم دست باد
کاش مثل پونه ها پر پر شویم
کاش وقتی چشم هایی ابریند
به خود آییم و سپس کاری کنیم
از نگاه زرد گلدانهایمان
کاش با رغبت پرستاری کنیم
کاش دلتنگ شقایق ها شویم
به نگاه سرخ شان عادت کنیم
کاش شب وقتی که تنها می شویم
با خدای یاس ها خلوت کنیم
کاش گاهی در مسیر زندگی
باری از دوش نگاهی کم کنیم
فاصله های میان خویش را
با خطوط دوستی مبهم کنیم
کاش با چشمانمان عهدی کنیم
وقتی از اینجا به دریا می رویم
جای بازی با صدای موج ها
درد های آبیش را بشنویم
کاش مثل آب مثل چشمه سار
گونه نیلوفری را تر کنیم
ما همه روزی از اینجا می رویم
کاش این پرواز را باور کنیم
کاش با حرفی که چندان سبز نیست
قلب های نقره ای را نشکنیم
کاش هر شب با دو جرعه نور ماه
چشم های خفته را رنگی زنیم
کاش بین ساکنان شهر عشق
رد پای خویش را پیدا کنیم
کاش با الهام از وجدان خویش
یک گره از کار دل ها وا کنیم
کاش رسم دوستی را ساده تر
مهربان تر آسمانی تر کنیم
کاش در نقاشی دیدارمان
شوق ها را ارغوانی تر کنیم
کاش اشکی قلب مان را بشکند
با نگاه خسته ای ویران شویم
کاش وقتی شاپرک ها تشنه اند
ما به جای ابر ها گریان شویم
کاش وقتی آرزویی می کنیم
از دل شفاف مان هم رد شود
مرغ آمین هم از آنجا بگذرد
حرفهای قلبمان را بشنود

بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را
از آن پیغامبر خوبان پیام آورد مستان را
زبان سوسن از ساقی کرامتهای مستان گفت
شنید آن سرو از سوسن قیام آورد مستان را
ز اول باغ در مجلس نثار آورد آنگه نقل
چو دید از لاله کوهی که جام آورد مستان را
ز گریه ابر نیسانی دم سرد زمستانی
چه حیلت کرد کز پرده به دام آورد مستان را
سقاهم ربهم خوردند و نام و ننگ گم کردند
چو آمد نامه ساقی چه نام آورد مستان را
درون مجمر دلها سپند و عود میسوزد
که سرمای فراق او زکام آورد مستان را
درآ در گلشن باقی برآ بر بام کان ساقی
ز پنهان خانه غیبی پیام آورد مستان را
چو خوبان حله پوشیدند درآ در باغ و پس بنگر
که ساقی هر چه درباید تمام آورد مستان را
که جانها را بهار آورد و ما را روی یار آورد
ببین کز جمله دولتها کدام آورد مستان را
ز شمس الدین تبریزی به ناگه ساقی دولت
به جام خاص سلطانی مدام آورد مستان را
سال ۸۷ با همه فراز و نشیب و تلخ و شیرینی هایش رو به پایان است
و صدای پای بهار هر روز نزدیک و نزدیکتر می شود.
در قانون اين طبيعت باشكوه، هر تولدي زيبا و شورانگيز است
و اينك نويدتولدي دوباره به گوش مي رسد. بهار فصل تولد و شكفتن است.
بهار كه مي رسد خيلي اتفاقها مي افتد و مناظر زيبا و حيرت انگيزي
خلق مي شود؛
جوان شدن طبيعت، بازشدن شكوفه گل ها، جوانه زدن برگ درختان،
سربرآوردن گياه از خاك، عطرخوش نسيم فروردين، صداي دل انگيز رود،
آفتاب مطبوع، ملايم و نوازشگر بهاري، نم نم باران، بوي برگ هاي
خيس جنگل، دوباره متولد مي شود.
صداي بال پرستو مي آيد، هزاران گنجشك بر شاخسار درختان نغمه سر
مي دهند،
كبوتران در آسمان آبي به پرواز در مي آيند، آواز چلچله ها شنيدني است.
بنفشه ها زير تنه درختان كهنه، سربرمي آورند و شكوفه هاي درختان
چشم ها را مي نوازد،
بوي ياس و بنفشه مي آيد.
اين همه زيبايي و طراوت، روح ما را به وجد مي آورد و قلبمان را
روشن مي كند.
اين تازگي و نشاط طبيعت و احساس لطيفي كه به ما دست مي دهد،
مي تواند شروع يك حركت مثبت در آغاز سال باشد، يك تغيير و تحول شايسته.
دعاي تحويل سال يادتان هست؟ اين دعاي پرمعنا از زمين و زمان
شنيده مي شود:
«يا محول الحول والاحوال!»
در چنين روزها و شب هايي كه مبهوت خلقت او مي شويم،
نگاه و احساسمان را به هستي تازه كنيم تا به سوي بهترين حال ها،
رهنمون شويم.
صداي پاي بهار مي آيد. به بهار فكر كنيم تا شاد، بانشاط و پرلبخند باشيم
مثل طبيعت بهاري.
دوستان و همراهان عزیز:
این آخرین آپ من در سال ۸۷ هست ، پیشاپیش میلاد با سعادت
پیامبر اعظم(ص) و فرزند بزرگوارش امام جعفر صادق (ع) و سال جدید
را به حضور همه سروران گرامی تبریک عرض می کنم ، امیدوارم سالی
خوش توام با سلامتی و موفقیت در پیش روی داشته باشید.
هنگام تحویل سال که یکی از مواقع استجابت دعا هست ، این بنده حقیر
را هم از دعای خیر فراموش نفرمایید.
یا حق ![]()

بهار می آید
با ترانه دل انگیز باران
و ترنم شیرین جویبار
که رگهای خاک را از زلال جاری عشق آکنده سازد
باشد تا
طراوت سبز جوانه ها را به میهمانی خانه های دلمان بخوانیم
و با سرخی ایمان لاله ها پیمان ببندیم
تنگ بلورین زندگی تان مالامال شبنم عشق وایثار
![]()
![]()
![]()

شاید دیگر مرا نشناسی!
شاید مرا به یاد نیاوری ، اما من خوب تو را میشناسم . ما همسایه شما بودیم
و شما همسایه ما و همهء ما همسایه خدا.
یادم می آید گاهی وقت ها می رفتی و زیر بال فرشته ها قایم میشدی .
و من همه آسمان را دنبالت میگشتم، تو می خندیدی و من پشت خنده ها پیدایت میکردم.
خوب یادم هست که آن روزها عاشق آفتاب بودی . توی دستت همیشه قاچی از خورشید بود ،
نور از لای انگشت های نازکت میچکید . راه که میرفتی ردی از روشنی روی کهکشان می ماند.
یادت می آید؟ گاهی شیطنت می کردیم و می رفتیم سراغ شیطان.
تو گلی بهشتی به سمتش پرت میکردی و او کفرش در می آمد . اما زورش به ما نمی رسید .
فقط میگفت: همین که پایتان به زمین برسد ، میدانم چطور از راه به درتان کنم.
تو شلوغ بودی ، آرام و قرار نداشتی . آسمان را روی سرت میگذاشتی
و شب تا صبح از این ستاره به آن ستاره می پریدی
و صبح که میشد در آغوش نور به خواب میرفتی.
اما همیشه خواب زمین را میدیدی . آرزویی، رویاهای تو را قلقلک میداد.
دلت میخواست به دنیا بیایی و همیشه این را به خدا می گفتی
و آن قدر گفتی و گفتی تا خدا به دنیایت آورد ، ما هم به دنیا آمدیم و همه چیز تمام شد .
تو اسم مرا از یاد بردی و من اسم تو را . ما دیگرنه همسایه هم بودیم و نه همسایه خدا.
ما گم شدیم و خدا را گم کردیم ...........
دوست من ، همبازی بهشتی ام ! نمی دانم چقدر دلم برایت تنگ شده .
هنوز آخرین جمله خدا توی گوشم زنگ میزند:
"از قلب تو تا من یک راه مستقیم است، اگر گم شدی از این راه بیا."
بلند شو ، از دلت شروع کن . شاید دوباره همدیگر را پیدا کنیم.

یادش بخیر ، اما خدا را یادمان رفت
سر مشقهاي آب بابا يادمان رفت
رسم نوشتن با قلمها يادمان رفت
گل کردن لبخندهاي همکلاسي
با يک نگاه ساده حتي يادمان رفت
ترس از معلم، حل تمرين پاي تخته
آن زنگهاي بي معما يادمان رفت
راه فرار از مشقهاي توي خانه
"اي واي ننوشتيم آقا" يادمان رفت
آن روزها را آنقدر شوخي گرفتيم
جديت((تصميم کبري )) يادمان رفت
شعر((خداي مهربان)) را حفظ کرديم
يادش بخير اما خدا را يادمان رفت
در گوشمان خواندند رسم آدميت
آن حرفها را زود اما يادمان رفت
فردا چه کاره ميشوي؟ موضوع انشاء
ساده نوشتيم آنقدر تا يادمان رفت
ديروز تکليف آب بابا بود و خط خورد
تکليف فردا، نان و بابا يادمان رفت
یا حق

اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستید، قدر سلامتى خود را بدانید زیرا جمعیتی مطابق با یک میلیون نفر تا یک هفته دیگر زنده نخواهند بود.
اگر تاکنون از آسیبهاى جنگ،
تنهایى در سلول زندان، عذاب شکنجه،
یا گرسنگى در امان بودهاید،
وضعیت شما از وضعیت ٥٠٠ میلیون نفر در دنیا بهتر است.
اگر میتوانید بدون ترس از زندانى شدن یا مرگ، وارد مسجد (یا کلیسا) شوید، وضع شما از ٣ میلیون نفر در دنیا بهتر است.
اگر در یخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد،
اگر کفش و لباس دارید،
اگر تختخواب و سرپناهى دارید،
در این صورت شما از ٧٥٪ مردم جهان ثروتمندتر هستید.
اگر در بانکى حساب دارید، و اگر در جیبتان پول دارید،
شما به ٨٪ مردم دنیا که چنین شرایطى دارند تعلّق دارید.
اگر شما این نوشته را میخوانید، از سه خوشبختى بهرهمند هستید:
1- یک کسى به فکر شما بوده است.
2- شما به ٢٠٠ میلیون نفرى که قادر به خواندن نیستند تعلّق ندارید.
3- شما جزو ١٪ از مردم دنیا هستید که کامپیوتر دارند.
به قولی :
طورى کار کنید که انگار نیازى به پول ندارید،
طورى عشق بورزید که انگار هرگز آزرده خاطر نشدهاید،
طورى برقصید که انگار هیچکس شما را نمیبیند،
طورى آواز بخوانید که انگار هیچکس صداى شما را نمیشنود،
و بالاخره طورى زندگى کنید که انگار زمین، بهشت جاودانه است.
به آرامی آغاز به مردن میكنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.
به آرامی آغاز به مردن میكنی
زمانی كه خودباوری را در خودت بكشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو كمك كنند.
به آرامی آغاز به مردن میكنی
اگر بردهی عادات خود شوی،
اگر همیشه از یك راه تكراری بروی …
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی
اگر رنگهای متفاوت به تن نكنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.
تو به آرامی آغاز به مردن میكنی
اگر هنگامی كه با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل یك بار در تمام زندگیات
ورای مصلحتاندیشی بروی .. . .
-
امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!
امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نكن

هر لحظه به اندازه ای که شاد هستی از آن توست

هرگز به انتهای جاده چشم مدوز. آخر همه جاده ها نادیدنی و گنگ است. به جای آن کناره های جاده را نظاره کن. جایی که الان در آن قرار داری

غم انگیزی زندگی در این نیست که زود تمام می شود بلکه در این است که ما برای آغاز حس زندگی خیلی منتظر می مانیم

عاقل به کنار جوی پی پل می گشت
دیــــــوانه پابرهنــه از رود گــذشــت

وقتی دست گرم خود را به سمت کسی دراز می کنیم و او به سردی جواب می دهد نباید نگران باشیم. باید بدانیم که سرمای دست او به ما منتقل نمی شود بلکه برعکس این گرمای محبت ماست که نهایتا بر وجود او غالب خواهد شد.

زندگی جاده دو طرفه ای نیست که از آن سو هم کسی به سمت ما بیاید. فریب خطهای که در جاده های زندگی رسم کرده ایم را نباید بخوریم

ثروت نهایتا از آن کسی است که با تلاش و پشتکار لیاقت خود را برای داشتنش اثبات می کند. با طلبکار بودن از دنیا ، کاینات کسی را ثروتمند نمی کند.


عمر شما از زمانی شروع می شود كه اختیار سرنوشت خویش را در
دست می گیرید.
آفتاب به گیاهی حرارت می دهد كه سر از خاك بیرون آورده باشد.
تنها راهی كه به شكست می انجامد، تلاش نكردن است.
دشوارترین قدم، همان قدم اول است.
امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را
تحمل كنیم.
بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید.
آنچه شما درباره خود فكر می كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی
است که دیگران درباره شما دارند.
همواره بیاد داشته باشید آخرین كلید باقیمانده، شاید بازگشاینده
قفل در باشد.
برای كسی كه آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست.
وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است
كه شما چیز زیادی از آن نخواسته اید.
در اندیشه آنچه كرده ای مباش، در اندیشه آنچه نكرده ای باش.
امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست.
آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلكه دشواری
رسیدن به سهولت است.
وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملكرد
خود فكر می كنند،نه رفتار و عملكرد شما.
سخت كوشی هرگز كسی را نكشته است، نگرانی از آن است كه
انسان را از بین می برد.
اگر همان كاری را انجام دهید كه همیشه انجام می دادید،همان
نتیجه ای را می گیرید كه همیشه می گرفتید.
ما زمان را تلف نمی كنیم، زمان است كه ما را تلف می كند.
افراد موفق كارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلكه كارها را ب
گونه ای متفاوت انجام می دهند.
پیش از آنكه پاسخی بدهی با یك نفر مشورت كن ولی پیش
از آنكه تصمیم بگیری با چند نفر مشاوره ای داشته باش.
كار بزرگ وجود ندارد، به شرطی كه آن را به كارهای كوچكتر
تقسیم كنیم.
كارتان را آغاز كنید، توانایی انجامش بدنبال می آید.
انسان همان می شود كه اغلب به آن فكر می كند.
آنكه می تواند نسبت به نیكی دیگران ناسپاس باشد، از دروغ گفتن
باك ندارد.
هركس، آنچه را كه دلش خواست بگوید، آنچه را كه دلش
نمی خواهد می شنود.
اگر هر روز راهت را عوض كنی، هرگز به مقصد اصلی نخواهی رسید.
كسانی كه نمی توانند فرصت كافی برای تفریح بیابند،دیر یا زود
وقت خود را صرف معالجه می كنند.
صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، و آن هم در تمام عمر،
بیش از یك مرتبه نیست.
وقتی شخصی گمان كرد كه دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد،
باید تابوت خود را آماده كند.
كسانی كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد.
كسی كه در آفتاب زحمت كشیده، حق دارد در سایه استراحت كند.
بهتر است دوباره سئوال كنی، تا اینكه یكبار راه را اشتباه بروی.
هرگاه مشكلی را مطرح می كنید، برای رفع آن هم راه حلی
پیشنهاد كنید.
كیفیت جامع یعنی درست انجام دادن همه كارها در همان بار اول.
آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید.
اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه
متعلق به گذشته هستید.
خانه ات را برای ترساندن موش، آتش مزن.
خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید،
سعی كنید از خودتان بهتر شوید.
اینجا، كار تمام نشده است، حتی آغاز پایان هم نیست،
اما شاید پایان آغاز باشد.
خداوند به هر پرندهای دانهای میدهد، ولی آن را داخل
لانهاش نمیاندازد.
تنها راهی كه به شكست میانجامد، تلاش نكردن است.
درباره درخت، بر اساس میوهاش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش.
از لجاجت بپرهیزید كه آغازش جهل و پایانش پشیمانی است.
انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمیزند كه
خیال میكند دیگران را فریب داده است.
كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو
پایش بشكند.
هركه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت
ایشان متهم گردد.
كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است.
اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت.
اینكه ما گمان میكنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است
كه برای خود عذری آورده باشیم.
عزیزان باز ایام عزا شد
لوای شاه دین از نو به پا شد
محرم آمد و ذرات عالم
عزادار شهید کربلا شد
در این مه تا به ابرو فرق اکبر
ز تیغ منقذ بی دین دو تا شد
گلوی اصغر بی شیر پر خون
به روی دست بابش از جفا شد
دو دست حضرت عباس از تن
برای جرعهء آبی جدا شد
چو نی نالد صغیر از این ستمها
که بر آل نبی در نینوا شد

علت نامگذاري اين ماه و حرمت ويژه آن در ميان مسلمانان
تاسيس تاريخ براي مسلمانان در زمان خلافت خليفه دوم مسلمين و با مشورت علي (ع) در سال
شانزدهم هجري صورت گرفته است. مبدا تاريخ را هجرت پيامبر و ماه نخست آن را محرم، سالي
كه هجرت روي داده بود گرفتند ....(1) علت نامگذاري اين ماه آن بود كه در ايام جاهليت، جنگ در
اين ماه را حرام مي دانستند.
ـ در دوم ماه محرم الحرام سال 61 هجري كاروان حضرت امام حسين (ع) وارد كربلا شد و سپاهيان
دشمن كه هر روز بر تعدادشان افزوده مي شد در روزهاي تاسوعا و عاشورا كه روز نهم و دهم محرم
مي باشد او و يارانش را به شهادت رساندند. پيشواي هشتم شيعيان امام رضا (ع) در خصوص اين ماه
فرمود: در جاهليت، حرمت اين ماه نگاه داشته مي شد و در آن نمي جنگيدند ولي در اين ماه، خونهاي
ما را ريختند و حرمت ما را شكستند و فرزندان و زنان ما را اسير كردند و خيمه ها را آتش زدند و
غارت كردند و حرمت پيامبر را دربارة ذريه اش رعايت نكردند. .... آيت الله ميرزا جواد ملكي تبريزي در
«مراقبات» نوشته است:«كودكانم را مي ديدم كه در دهة نخست ماه محرم غذا نمي خوردند و به نان
خالي اكتفا مي كردند كسي هم به آنان نگفته بود ماه محرم شروع شده است گمان مي كنم عشقي دروني
آنان را بر مي انگيخت.» (2)
به همين دليل ماه محرم با حادثه عاشورا عجين شده است و فرا رسيدن آن دلها را پر از غم مي سازد و
پيروان و شيفتگان امام حسين (ع) از اول محرم، محافل و مجالسي را سياهپوش كرده، به ياد آن
امام شهيد به عزاداري مي پردازند.... (3)
1-(تاريخ تحليلي اسلام/ دكتر شهيدي/ ص130)
2-(پيام آورعاشورا/ مهاجراني/ص 11)
3-(با اندكي دخل و تصرف/ فرهنگ عاشورا جواد محدثي/ ص 406)
منبع:
http://www2.irib.ir/occasions/moharam/namemoharam.htm
کوتاه ترین راه برای آینده نگری ، قناعت است.
کوتاه ترین راه برای حسرت نخوردن آن است که همیشه در حال زندگی کنی.
کوتاه ترین راه برای رسیدن به آرامش آن است که کمتر به چیزهایی که نداری
فکر کنی.
کوتاه ترین راه برای اثبات دوستی ات به یک دوست ، آن است که شنوده خوبی
باشی.
کوتاه ترین راه برای تحقیر نکردن دیگران این است که فقط چند لحظه خودت را
جای آنها قرار دهی.
کوتاه ترین راه برای دانستن یک ارتباط سالم ، داشتن فکر و اندیشه سالم و قلب
پاک است.
کوتاه ترین راه برای داشتن روانی سالم ، در نظر گرفتن زمانی برای خنده و شادی
در هر روز است.
کوتاه ترین راه برای یافتن یک دوست ، توجه به علایق طرف مقابل است.
کوتاه ترین راه عشق ورزیدن ، نگاهی است خالص و بی ریا توام با عشق.
کوتاه ترین راه برای رهایی از افسردگی ، فکر کردن به چیزهای خوب است.

سلام دوستان
امروز در کلاس ژئو استراتژی تعاریف گوناگونی از استراتژی ارائه شد و قرار شد تعاریف دیگری هم از منابع مختلف تهیه و ارائه نماییم.
به این منظور گشت و گذاری در سایتهای مختلف داشتم تا به حکایتی در مورد ضرورت پرهیز از سطحی نگری برخوردم.
می دانید که استراتژی هم به معنای آینده نگری برنامه ریزی دراز مدت برای رسیدن به اهداف کلان با توجه به منابع موجود هست.
حیفم آمد این حکایت زیبا را که به خوبی لزوم توجه به آینده و نگاه عميق و سيستماتيك به مسائل و تفكر دقيق در مورد آنها را بیان می کند ، در وبلاگم قرار ندهم.
موش ازشكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سر و صدا براي چيست. مرد مزرعه دار تازه از شهر رسيده بود و بستهاي با خود آورده بود و زنش با خوشحالي مشغول باز كردن بسته بود .موش لبهايش را ليسيد و با خود گفت :«كاش يك غذاي حسابي باشد. اما همين كه بسته را باز كردند، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد چون صاحب مزرعه يك تله موش خريده بود. موش با سرعت به مزرعه برگشت تا اين خبر جديد را به همه حيوانات بدهد. او به هركسي كه ميرسيد، مي گفت: «توي مزرعه يك تله موش آوردهاند، صاحب مزرعه يك تله موش خريده است . . .». مرغ با شنيدن اين خبر بال هايش را تكان داد و گفت: « آقاي موش، برايت متأسفم. از اين به بعد خيلي بايد مواظب خودت باشي، به هر حال من كاري به تله موش ندارم، تله موش هم ربطي به من ندارد». ميش وقتي خبر تله موش را شنيد ، صداي بلند سر داد و گفت: «آقاي موش من فقط ميتوانم دعايت كنم كه توي تله نيفتي، چون خودت خوب ميداني كه تله موش به من ربطي ندارد. مطمئن باش كه دعاي من پشت و پناه تو خواهد بود. موش كه از حيوانات مزرعه انتظار همدردي داشت، به سراغ گاو رفت. اما گاو هم با شنيدن خبر، سري تكان داد و گفت: « من كه تا حالا نديدهام يك گاوي توي تله موش بيفتد!» او اين را گفت و زير لب خندهاي كرد و دوباره مشغول چريدن شد. سرانجام، موش نااميد از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در اين فكر بود كه اگر روزي در تله موش بيفتد، چه مي شود؟
در نيمههاي همان شب، صداي شديد به هم خوردن چيزي در خانه پيچيد. زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوي انباري رفت تا موش را كه در تله افتاده بود، ببيند. او در تاريكي متوجه نشد كه آنچه در تله موش تقلا مي كرده، موش نبود بلكه مار خطرناكي بود كه دمش در تله گير كرده بود. همين كه زن به تله موش نزديك شد، مار پايش را نيش زد و صداي جيغ و فريادش به هوا بلند شد. صاحب مزرعه با شنيدن صداي جيغ از خواب پريد و به طرف صدا رفت. وقتي زنش را در اين حال ديد او را فوراً به بيمارستان رساند. بعد از چند روز، حال وي بهتر شد. اما روزي كه به خانه برگشت، هنوز تب داشت. زن همسايه كه به عيادت بيمار آمده بود، گفت: براي تقويت بيمار و قطع شدن تب او هيچ غذايي مثل سوپ مرغ نيست. مرد مزرعه دار كه زنش را خيلي دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتي بعد بوي خوش سوپ مرغ در خانه پيچيد. اما هرچه صبر كردند، تب بيمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آنها رفت و آمد ميكردند تا جوياي سلامتي او شوند. براي همين مرد مزرعه دار مجبور شد، ميش را هم قرباني كند تا با گوشت آن براي ميهمانان عزيزش غذا بپزد .روزها ميگذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر مي شد تا اين كه يك روز صبح، در حالي كه از درد به خود مي پيچيد از دنيا رفت و خبر مردن او خيلي زود در روستا پيچيد. افراد زيادي در مراسم خاكسپاري او شركت كردند. بنابراين، مرد مزرعه دار مجبور شد از گاوش هم بگذرد و غذاي مفصلي براي ميهمانان دور و نزديك تدارك ببيند .حالا، موش به تنهايي در مزرعه مي گرديد و به حيوانان زبان بستهاي فكر مي كرد كه كاري به كار تله موش نداشتند!
به مسائل سطحي نگاه نكنيد. شايد مسائلي كه در نگاه اول، بي ارتباط با يكديگر به نظر مي رسند، به هم مربوط باشند. نگاه عميق و سيستماتيك به مسائل و تفكر دقيق در مورد آنها، ميتواند به مديران كمك كند تا ريشه مسائل و مشكلات را بهتر و درست تر شناسايي كنند و بتوانند راه حل هاي مناسبي براي حل آنها بيابند.
منبع: http://www.mgtsolution.com/olib/100270686.aspx

عيد قربان، روز کامل شدن خويشتن خويش است و روز رهيدن از خويشتن
خويش ،و در اين طريق روز رسيدن به اوج دلداگيست.
حال که وادي عرفات که مرحله شناخت است را با ذکر و دعا و خودشناسي
پشت سر نهاده اي و مشعر را که محل شعور و آگاهي است، تجربه کرده
اي و سلاحي براي مبارزه با شيطان اندوخته اي، اکنون به مني رسيده اي
که سرزمين رسيدن به عشق و دلباختگي است.
عيد قربان، امروز فرا رسيد و زمان رهايي از هر آنچه غير خدايي است، تجلي
يافت و تو زائر منايي، درست نخستين قربانگاه مشي و طريق ابراهيمي
هستي.
عيد قربان، يعني اي زائر که تا اين مرحله آمده اي از هر چه تعلق است دور
شو، يعني خود را از هواي نفس بري ساز، يعني از حصار تنگ خودخواهي
بيرون آي.
با رسيدن به مرحله قرباني، ديگر چيزي نمانده به عشق برسي و حاجي
شوي.
زائر خانه خدا در اين روز سبکبال مي شود، زيرا اسماعيل وجودش را با هر
آنچه که بدان وابسته است و همه جلوه هاي دنيوي دارد، قرباني مي کند
تا رها شود.
عيد قربان، جشن رهيدگي از بندگي نفس است، عيد قربان تجلي گاه بندگي
است و درست با همين خصوصيت است که عيد قربان پاک ترين عيدهاست.
عيد قربان، پاک ترين عيدهاست فقط به خاطر اينکه انساني نو متولد
مي شود که سرسپردگي و بندگي خدا را مي پذيرد.
عيد قربان، به زائر خانه خدا در اوج شناخت و معرفت و آزادگي، بندگي خدا را
ديکته مي کند و ماحصل آن قرب خداست و اين خود، کامل شدن بندگي
است.
امروز نهيب ابراهيم خليل، از منا به گوش مي رسد که اي حاجي بايد از
تعلقات دنيوي ببري، تعلق تو هر چه باشد، از جنس اين دنيايي است،
ولي تعلق من اسماعيل تنها پسرم بود که در پاسخ عشق به معبود به
قربانگاهش بردم.
سلام بر ابراهيم، سلام بر محمد و سلام بر همه بندگان صالح خداوند.
منبع:سایت خبر گزاری جمهوری اسلامی